جلسه نهم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی باباطاهر همدان به استادی راهنما همسفر مهری ، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه "عدالت, آیا همه افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟" روز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟ از آقای مهندس و خانواده پر عشق و پر مهرشان متشکرم که این بستر را برای ما فراهم کردند از آن حال غربت نزار اعتیاد ما را نجات دادند. الحمدلله رب العالمین.
در مورد دستور جلسه امروز عدالت؛ آیا همه در کنگره شصت با هم برابر هستند؟ خوب یک دستور جلسه ظاهراً ساده ولی خیلی سنگین است. من اول بخواهم در مورد کلمه عدالت صحبت کنم همه اول فکر میکنیم که اسم عدالت که میآید یعنی همه یکسان و برابر باشند ولی ما کنگرهایها یاد گرفتهایم نه،
کمی عمیقتر باید فکر کنیم.
عدالت؛ هر انسانی نسبت به درک خودش و برداشت خودش میتواند از کلمه عدالت برداشت کند و فکر میکنم این عقل ناقص من درباره کلمه عدالت باز هم نمیتواند آن برداشت قطعیاش را انجام دهد، خیلی کلمه عمیق و سنگینی است.
اما همین که در حد دانایی و آگاهی هر کدام بتوانیم یک مسالهای را بسنجیم فکر میکنم میشود بهش بگوییم عدالت. گاهی وقتها ما خیلی چیزها را در زندگی خود مقایسه میکنیم و قیاس انجام میدهیم با زندگیهای دیگران.
من میگویم که خیلی آدم خوبی به ظاهر هستم و فلانی اصلاً این کارها را نمیکند و آدم سر به راهی نیست ولی همه چیزش وفق مراد است، اصلا اتفاق بدی برایشان نمیافتد، میآییم اینجوری مقایسه میکنیم و عدالت خداوند را زیر سوال میبریم؛ در صورتی که هنوز من ناقصالعقل هستم، هنوز در حدی هستم که نمیتوانم اول ترازوی خودم را بسنجم که عدالت یعنی چه؟
ارزش هر انسانی، به دغدغههایش است، به دل مشغولیهایش است که چه چیزی باعث نگرانی من و باعث خوشحالی من میشود.
ارزش من اندازه آن موضوع است، آیا یک ماشین؟ آیا یک خانه؟ آیا یک ثروت کلان؟ آیا یک مسافرت دغدغه من است؟ که روزها و ساعتها من بدوم و بدوم که به آن برسم یا مسائل خیلی بزرگتر و عمیقتری هست؟ خیلی وقت ما مثل بچهها فکر میکنیم به دنبال یک لذتهای زودگذری هستیم.
ولی من باید مثل یک آدم بزرگ فکر کنم آدم بزرگ منظورم آدم سن بالا نیست، منظورم انسانی است که به مرحله کمال رسیده است. انسانهای بزرگی که اولیای الهی شدهاند، هم و غمهای آنها چه بوده است که در تاریخ ماندهاند و در تاریخ ثبت شدهاند. انسانهای بزرگی هستند که یکی از آنها شده امام حسین علیهالسلام. از چه چیزهایی گذشت! هم و غمش چه بود که از عزیزترین کسانش گذشت و چه به دست آورد؟
در ظاهر به جز ظلم و خون چیزی نبود ولی در کل تاریخ ماندگار شد. هم و غمی بود که واقعا ارزش داشت و تاریخ مصرف نداشت. بعضی وقتها ما فکر نمیکنیم و به دنبال یک لذت زودگذری هستیم؛ ولی اگر من برای چیز بزرگتری هم وغم داشته باشم، یک چیزی که تاریخ مصرفش دائمی و ابدی است. ما ابدی هستیم خداوند من انسان را ابدی آفریده است.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: هر دغدغه و مشکلی که تو برایش غصه میخوری، اگر بدانی خداوند برایش چند هزار سال نوری که برایت بدهد میگویی: کاش من را در دنیا تکهتکه میکردند این میشود ترازوی سنجش ما.
پس فرق میکند من برای چه غصه بخورم و برای چه بدانم که چه چیزی عدالت است و چه چیزی عدالت نیست.
خیلی بحث گستردهای دارد مبحث عدالت. ما در کنگره یاد گرفتهایم هر کسی هر جایی قرار گرفته سه تا مولفه باعث آن شده است: خواست، تقدیر و فرمان الهی. من خودم خواستهام که یک جایی یک چیزی برایم شود، تقدیر من هم برایم رقم خورده است. تقدیرم کی رقم خورده است؟ با آن عملکردی که چند سال قبل داشتم باعث شده که من در اینجا قرار بگیرم. یا ما معتقدیم در کنگره که از روز ازل من قبلش هم بودهام. یک کارهایی کردهام. خیلی وقتها ما میگوییم: خدایا این چه عدالتی است؟ این بچه را معلول آفریدی و این یکی را آنقدر باهوش و بااستعداد آفریدی! ولی خبر ندارم که قبلش چه مقدری برایش رقم زده شده، قبلش چه پیشینهای داشته از روز ازل؟ پس من نمیتوانم عدالت خدا را زیر سوال ببرم.
خداوند برای همه هوا را آفریده، دست و پا آفریده و همه چیز آفریده است.این من مهری هستم که چقدر از این امکانات استفاده میکنم و برداشت میکنم از این چیزهایی که خداوند برای من فراهم کرده، از این نور، از این نفس کشیدن، از این امکانات. یکی هست لحظهبهلحظه از آنها بهره میبرد، از راهنمایی که خداوند سر راهش قرار داده است، از کنگره، از این صندلیها، از این آموزشها، سمعا و طاعتا است. میآید گوش میدهد، فرمانبرداری میکند از راهنما، سیدیهایش را مینویسد،
میگوید ببینم چه خدمتی از من برمیآید؟فرقی نمیکند هر چه که باشد من گوش میدهم. به موقع میآید و به موقع میرود، ولی یک نفر دیگر هست که نه هر وقت دلش خواست میآید، هر وقت دلش خواست نمیآید آیا این عدالت است؟
این با من آمد و شده راهنما من هنوز سفرم تمام نشده است، هنوز مسافرم لنگ میزند، خب آخر تو تلاش نکردی! آقای مهندس میگوید: قویترین انسانها و موفقترین انسانها با تلاشترین انسانها است، نه باهوشترین و نه با استعدادترین.
هرکس تلاش بیشتری دارد موفقتر است این یعنی عدالت. پس آن کسی که تلاش کرد، راهنما میشود و میآید یک جایگاهی میگیرد متواضعانه رفتار میکند، با عشق و محبت است و همه دوستش دارند و قابل احترام است همه از او انرژی میگیرند.
آیا در کنگره شصت همه با هم برابرند؟ معلوم است که نه. آن کسی که تلاش بیشتری دارد موفقتر است. انشاالله همه ما بتوانیم از این دستور جلسات بهترین بهرهها را ببریم و بدانیم هر هم و غمی که خداوند در مسیر ما قرار میدهد، مثل همان قرصی است که دکتر میدهد و تلخ است ولی قرار است ما را درمان کند، قرار است ما یک صفتی به دست بیاوریم صفتی که باارزش است و همین دنیا و هم در ابعاد بعدی حیاتهای مختلف به کار ما میآید .کوله باری میشود برای پشت ما و رسیدن به آن نفس مطمئنه انشاالله
برگزاری لژیون تغذیه سالم


مرزبان کشیک: همسفر پروانه و مسافر محمود
تایپیست: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون یکم)
عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
139