جلسه هشتم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشان به استادی راهنما همسفر آذر، نگهبانی همسفر صدیقه و دبیری همسفر وجیهه با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره 60 باهم برابرند؟» روز دوشنبه 19 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان آذر هستم، همسفر محسن. سلام بر شما گلهای باغ بهشت! امروز روزی بود که تقدیر ما را آورد تا در جوار شما باشیم و لذت حضور در کنارتان را تجربه کنیم. شاید برخی تصور کنند ما آمدهایم تا به شما بیاموزیم، اما در حقیقت، ما آمدهایم تا از شما بیاموزیم؛ ببینیم شما مسیرتان را چگونه طی میکنید و در مشارکتهایتان چه تجربههایی داشتهاید.
امروز با توجه به دستور جلسه، درباره «عدالت» صحبت میکنیم. آیا در کنگره همه با هم برابرند؟ وقتی از عدالت حرف میزنیم، آیا فقط باید درباره افراد و ساختار کنگره صحبت کنیم؟ اصلاً عدالت از کجا میآید؟ از رضایت و پذیرش. اگر من از تمام اتفاقات زندگیام رضایت مطلق داشته باشم، یعنی عدالت در حق من اجرا شده است؛ اما هر جا احساس کنم ستمی در کار است یا حقی از من گرفته شده، آنجاست که بی عدالتی رخ داده است.
پیش از آنکه ادامه دهم، میخواهم از شعبه کاشان و بهویژه خانم فخری عزیز، ایجنت محترمی که سالها در کنارشان آموختم، صمیمانه تشکر کنم. همچنین از همسفر فریبا، نوه کنگرهای عزیزم که ما را به اینجا دعوت کرد تا در کنار شما باشیم، سپاسگزارم. خوشحالم که به ما اجازه دادید در شعبهتان حضور یابیم.
بازگردیم به بحث عدالت؛ آیا عدالت یعنی فقط من راضی باشم؟ در کنگره، چه زمانی احساس میکنیم عدالت محقق شده است؟ آیا زمانی که بالادستیها به ما نمره بالایی میدهند؟ اگر نمره من بالا باشد، آیا لزوماً عدالت اجرا شده است؟ یا باید با خودم حسابوکتاب کنم که اصلاً برای چه به کنگره آمدهام؟ آیا قدمهایم از سر خدمت بود یا تاییدطلبی؟
همه ما انسانها دوست داریم مورد تعریف و تمجید قرار بگیریم، اما باید بپرسیم: آیا من فقط برای شنیدن تعریفها به اینجا آمدهام؟ آیا این شالی که دور گردنم است، نشانهای از برتری و ارجحیت من است یا معنای دیگری دارد؟ به نظر من، این شال یعنی: «تو را انتخاب کردیم تا بیشتر بیاموزی، تا یاد بگیری و تا از رهجوهایت بیاموزی و رفتارها را مشاهده کنی.» برخی فکر میکنند شال، امتیاز و جایگاه است، اما حقیقت این است که درهای آموزش برای کسانی باز میشود که تشنه یادگیری باشند.
در کنگره، عدالت برای کسانی محقق میشود که در مسیر درست حرکت کنند. ما آمدهایم تا انسانی را از آشفتگیهای ذهنی نجات دهیم. آمدهایم تا به او بگوییم: «بنشین، آرام باش و در این سه ساعت با تمام وجودت حضور داشته باش تا من بتوانم مرهمی بر ذهن تو باشم و تو را از آشفتگی به آرامش برسانم.» اگر نتوانم این کار را بکنم، پس لایق جایگاهی که به من داده شده نیستم.
حال اگر میخواهم عدالت در حق من برقرار شود، تنها یک راه وجود دارد که من وارد بازیای شدهام و باید تمام قوانین و مقررات آن را بلد باشم. کسی که بدون دانستن قوانین وارد بازی شود، نه خودش لذت میبرد و نه اطرافیانش. مثل کسی که بدون بلد بودن قوانین شطرنج، پشت میز مینشیند؛ هم به خودش سخت میگیرد و هم به گروه.
زمانی که قوانین این بازی (کنگره) را یاد بگیرم، طبق اصول پیش بروم و خواستهای جز «خدمت» نداشته باشم، تنها چیزی که برایم باقی میماند، آموختن و به اجرا درآوردن آن دانش است. انسانی که میآموزد اما عمل نمیکند، مانند کتابخانهای است که پر از کتاب است اما از داشتن آنها لذت نمیبرد، چون آن دانش را به کار نبسته است. من نمیخواهم تنها چارچوب یک کتابخانه باشم؛ بلکه میخواهم هر نکتهای را که میآموزم، در زندگی خودم، خانوادهام و در نهایت در جامعه اجرا کنم. آن زمان است که میبینم قدمهایم به سمت نور است و عدالت در مورد من اجرا میشود.
در این مسیر، تاییدطلبی را از خود دور میکنم و تنها معیارم، دانش و عملکردم قرار میدهم: چقدر آموختم؟ چه رفتاری دارم؟ و چه عملکردی از من سر زده است؟ رسیدن به عدالت در همین است.
باز هم از تکتک شما ممنونم که با سکوت و توجهتان، به صحبتهای من گوش دادید.

تقدیر از دبیر اول همسفر فهیمه و شروع دبیر دوم همسفر وجیهه


مرزبانان کشیک: همسفر انسیه و مسافر احمد
تایپیست و ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
عکاس: همسفر ناهیده رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
ارسال: همسفر انسیه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
320