جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی همسفر رها، نگهبانی پهلوان همسفر سهیلا و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ همه با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم و از همه دوستانی که حضور دارند سپاسگزارم. در این دستور جلسه این سؤال مطرح میشود که آیا همه در کنگره با هم برابرند یا خیر؟ حقیقت من آن قدر مهارت ندارم که بخواهم درباره دستور جلسه صحبت کنم؛ چون آقای مهندس خیلی زیبا همه چیز را توضیح دادهاند. در آن جایگاه نیستم که بخواهم دستور جلسه را باز کنم؛ اگر اجازه بدهید من فقط از دیدگاه خودم صحبت میکنم.
در مورد عدالت، من هم مثل خیلی از آدمهای دیگر همیشه فکر میکردم عدالت خدا یعنی همه با هم برابر باشیم و مثل هم زندگی کنیم. با خود میگفتم من که با یک مصرفکننده زندگی میکنم این اوج ناعدالتی است. من که اعتقاداتم از بقیه قویتر بوده این حق من نیست و این موضوع آنقدر در ذهنم پر رنگ شد که تبدیل به شکایت دائمی از خدا شد. چرا نداریم؟ چرا اینجوری است؟ چرا من؟ اصلاً عدالت نیست؛ اما خدا را شکر میکنم که اینجا هستم و با این دستور جلسه دارم چیزهایی را متوجه میشوم.
برای من این دستور جلسه همان مثال آقای دکتر امین بود؛ مثال استخر آب که دقیقاً خدا برای همه از نور خودش دمیده است؛ پس همه ما یک ظرفیت یکسان یا یک استخر با ابعاد مشخص داریم؛ اما این من هستم که با منیت، ضدارزشها و پیشینهای که داشتم، آمدهام و استخر خود را پر از زباله کردهام.
آن آب، آگاهی، دانش و معرفتی است که خدا میفرستد، برای همه یکسان است؛ اما من ظرفیتش را ندارم. ظرف من آن قدر گنجایش ندارد؛ اگر قرار باشد ۱۰۰۰ لیتر آب بیاید، شاید ظرف من فقط ۱۰۰ لیتر گنجایش داشته باشد. عدالت اینجا برای من این طور معنا پیدا کرد که باید خود را تزکیه و پالایش کنم تا ظرفیت من برسد به همان ظرفیتی که باید داشته باشم. خیلیها شاید آن چیزی که نشان میدادند نبودند؛ ولی زندگی با آرامش، آگاهی و معرفت بیشتری داشتند، اما من نداشتم.
عدالت برای من اینجا معنی پیدا کرد که تو مو میبینی و خدا پیچش مو و من هنوز نمیدانم خدا قرار است کجا و چگونه با من کار کند؛ چون من همه چیز را نمیبینم؛ ولی امیدوارم بتوانم کمی تزکیه و پالایش کنم و ظرفیت خود را بیشتر کنم. در قسمت دوم دستور جلسه درباره برابری در کنگره۶۰ باید بگویم به نظرم همه برابر نیستیم. دقیقاً همان بحث آگاهی و ظرفیت است. کسی که ظرفیت بیشتری دارد، آگاهی و معرفت بیشتری هم کسب میکند؛ پس جایگاه بیشتری پیدا کرده تا خدمت کند و احترام داشته باشد.
در دستور جلسه چهارشنبه، آقای مهندس صحبت کردند و گفتند: ببینید اگر نباشیم چه میشود. من همسفر اگر نباشم، شاید هم لژیونیهایم فقط بگویند: یادش بخیر؛ اما آن فردی که راهنما یا مرزبان است مطمئن باشید حتی اگر یک روز هم نباشد افراد کنگره ناراحت میشوند. حال وای به حال آن کسی که آگاهی و محبت خوبی دارد و نبودنش در کل شعبه احساس میشود؛ مثل خیلی از راهنمایانی که الان در شعبه نیستند و وقتی به یادشان میافتیم یا لبخندی روی لبمان میآید یا غمی روی چهرهمان مینشیند.
در این قسمت در همه بخشهای کنگره همینطور است؛ نه فقط راهنما، بلکه در هر جایگاهی، من از خداوند میخواهم کمکم کند، ظرفیت من بزرگتر شود تا بتوانم آگاهی پیدا کنم و خدمت نمایم؛ اگر قرار است در شعبه جایگاهی داشته باشم به لطف خوبیهای خودم باشد که من را به یاد بیاورند، نه فقط به خاطر آن سال و جایگاهی که داشتم به من احترام بگذارند؛ بلکه به خاطر محبتم باشد. همیشه از خداوند خواستهام که اگر قرار است خدمت کنم، ظرفیتش را هم به من بدهد تا بتوانم درست خدمت کنم.

تایپیست: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
186