English Version
This Site Is Available In English

عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد

 عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد

جلسه سوم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی همسفر فهیمه، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «عدالت، آیا در کنگره‌۶۰ همه با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان لژیون سردار همسفر سهیلا تشکر می‌کنم که این خدمت را به من دادند تا آموزش ببینم و همچنین از راهنمای خوبم همسفر مریم هم تشکر می‌کنم. در مورد دستور جلسه عدالت که آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ اول می‌خواهم در مورد عدالت صحبت کنم. عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد و به منزله این‌ است که هر کسی در هر جایگاهی چه از نظر مالی، علمی و بقیه مسائل این‌ عین عدالت است؛ چون هر کسی به هر اندازه‌ای که زحمت کشیده باشد به همان منوال و اندازه هم رشد خواهد کرد. زمانی‌که ما صحبت از عدالت می‌کنیم. ناخودآگاه ذهن ما به سمت حضرت علی (ع) می‌رود که با عشق، ایمان و عمل‌شان  را به درجه‌ای عالی و بالا بردند.

زمانی‌که ما می‌شنویم و می‌بینیم که یک مهندس، دکتر، کاسب به درجه بالا و وضع مالی خوبی رسیده و روزانه یا یک ماه که کار می‌کند، به اندازه درآمد یک سال ما است. این همان عدالت بوده؛ چون نتیجه زحمات و صبوری اش است. حال ما اگر بخواهیم به آن جایگاهی که مد نظرمان است برسیم، باید ابتدا از شر صفات بد، مثل حسادت و قضاوت رها شویم.

مرحله دوم؛ بایستی حرکت کنیم، تفکر درست داشته باشیم و در مسیر خسته نشویم. آن زمان به هدف و چیزی که مد نظرمان است می‌رسیم. در مورد عدالت مدتی بود می‌خواستم با مسافرم موضوعی را مطرح کنم. اما نمی‌دانستم چه‌طور بیان کنم که بین دو پسرانم اصلاً با عدالت رفتار نمی‌‌کند. پسر بزرگم به هیچ عنوان کاری نبود؛ اما خدمات بیشتری دریافت می‌کرد، مسافرم برایش ماشین و دستگاهی برای کارش خریداری کرد؛ اما پسر کوچکترم که  خیلی کار می‌کرد و خیلی به حرف پدرش بود؛ ولی مسافرم به هیچ عنوان متوجه نمی‌شد. در صورتی که پسر بزرگم کار کمتری انجام می‌داد، خدمات بیشتری هم دریافت می‌کرد و می‌گفت: این چون خودش کاری است می‌تواند به چیزی که می‌خواهد برسد و چیزی در اختیارش نمی‌گذاشت. این باعث شد که پسر کوچکترم بگوید: پس من سعی می‌کنم مثل برادرم رفتار کنم که خیلی در خدمت پدر نباشم، خیلی به حرفش گوش نکنم، کار خودم را انجام دهم تا بتوانم بیشتر از پدر دریافتی داشته باشم. مسافر من متوجه نبود که چه کار می‌کند و با خودم درگیر بودم که این موضوع را چه‌طور مطرح کنم. تا این که استادی این جلسه را همسفر سهیلا نگهبان لژیون سردار به من دادند. با خودم گفتم وقت خوبی است و آمدم به مسافرم پیشنهاد دادم که می‌شود یک زحمتی بکشید و این دستور جلسه را برای من توضیح بدهید. مطلبی را برای من توضیح دادند و بعد هم گفتند: این عدالت نیست که یکی خیلی تن‌پرور باشد و کار نکند؛ ولی از خدمات بیشتری برخوردار باشد. گفتم: دقیقاً حرفی بود که من می‌خواستم بگویم. خدماتی که تو داری برای پسر بزرگترمان می‌‌دهی، باید حواست به پسر دیگرمان هم باشد که با این کار داری او را هم خراب می‌کنی. این شد که مسافرم به فکر فرو رفت و من هم خدا را شکر کردم.

حالا در مورد قسمت دوم جلسه که آیا در کنگره همه افراد با هم برابرند؟ از یک دیدگاه همه ما هم همسفر هستیم و روی یک صندلی ساده می‌نشینیم. از ابتدا که وارد کنگره می‌شویم به عنوان یک همسفر می‌‌آییم که مسافرمان رها شود و آموزش می‌بینیم. بله از این بابت و این دیدگاه همه با هم برابر هستیم؛ ولی زمانی که یک سفر اولی یا رهجو هستیم، سی‌دی نمی‌نویسیم، به حرف راهنما گوش نمی‌کنیم مسلماً با هم برابر نیستند. یا جایگاه ایجنت و مرزبان خوب هر کدام جایگاه خاص خودشان را دارند و قطعاً با هم برابر نیستند.

ما باید سعی کنیم آموزش‌هایی که در کنگره می‌بینیم را عملی کنیم. من تقریباً از سال ۱۴۰۱ در کنگره هستم از آن موقع تا الان از خودم می‌پرسم: تو چه دستاوردی از کنگره داشته‌ای؟ چه یاد گرفته‌ای؟ این دو هفته‌ای که تعطیلات بود، تمام آموزش‌هایی که ما دیدیم، باید عملی می‌شد. زمانی که بحثی بین اعضای خانواده بالا می‌گرفت، یا با مسافرم صحبتی می‌شد، آن جا باید آموزش‌های کنگره را عملی می‌کردم. سکوت و صبر کنیم تا آموزش‌ها عملی شود. بعد با خودم گفتم: خوب، مثلاً من آمده‌ام کنگره، حال چه تغییری کرده‌ام؟ ذهن خودم را دارم؟ می‌توانم درست تصمیم بگیرم؟ می‌توانم قضاوت را کنار بگذارم، کار به کار کسی نداشته باشم که فردی چه قدر درآمد دارد؟ چه قدر دارایی دارد؟ چه قدر خانه یا ماشین دارد. باید بتوانم از زندگی‌ام لذت ببرم، سعی و تلاش کنم که به دیگران کمک کنم. همیشه دعای من این است و از خداوند می‌خواهم و می‌گویم.

خدایا، چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار

تقدیر از اعضا لژیون سردار

مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر رضا
تایپیست: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال:  مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .