جلسه اول از دوره نود و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر عبدالله، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

به نام قدرت مطلق الله
درود و خداقوت عرض میکنم خدمت همه عزیزان، راهنمایان، ایجنتها، مرزبانان و خدمتگزاران کنگره ۶۰.
موضوعی که امروز درباره آن صحبت میکنم، «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با یکدیگر برابرند؟» است.
برای من، درک مفهوم عدالت، صرفاً از طریق مطالعه و آموزش به وجود نیامد؛ بلکه بخش مهمی از آن را در مسیر خدمت و تجربه عملی در کنگره ۶۰ آموختم. من در دوره خدمت در مرزبانی، فرصت پیدا کردم تا بیشتر خودم را بشناسم و به نقاط قوت و ضعف خودم آگاه شوم. در واقع، خدمت کردن برای من مانند آینهای بود که باعث شد عیار خودم را بهتر بشناسم و بفهمم در کجای مسیر زندگی قرار دارم.
در کنگره آموختم که خدمت، به جایگاه و عنوان وابسته نیست. اگر امروز خدمتی به من سپرده شود، حتی اگر شستن سرویس بهداشتی یا انجام کاری ساده باشد، دیگر آن را کوچک نمیشمارم و نمیگویم چرا باید چنین کاری انجام بدهم؛ زیرا به مرور زمان مفهوم خدمت را درک کردهام. فهمیدهام که هر خدمتی، اگر با نیت درست انجام شود، میتواند زمینه رشد انسان را فراهم کند.
اما درباره عدالت، ابتدا باید این سؤال را مطرح کنیم که آیا همه افراد در کنگره با یکدیگر برابرند؟ پاسخ من این است: خیر.
مهندس دژاکام در آموزشهای خود بارها به این نکته اشاره کردهاند که هر فرد متناسب با جایگاه و عملکرد خود، در جایگاهی قرار میگیرد و این خود بخشی از مفهوم عدالت است.
اگر به زندگی خودم نگاه کنم، این موضوع را بهوضوح میبینم. من، عبدالله زمانی، در دوران مصرف مواد مخدر شرایطی داشتم که نهتنها زندگی خودم، بلکه آرامش خانوادهام نیز تحت تأثیر قرار گرفته بود. مصرف تریاک، شیره و سیگار، فضای زندگی را برای پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و فرزندانم دشوار کرده بود.
در آن شرایط، اگر کسی از من میپرسید عدالت چیست، شاید پاسخ روشنی نداشتم. اما امروز که از آن دوران فاصله گرفتهام، بهتر میتوانم مفهوم عدالت را درک کنم. خداوند مسیر کنگره ۶۰ را در برابر من قرار داد و من توانستم سفر خود را آغاز کنم و از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کنم.
پس از رهایی از مواد مخدر، دوازده سال بعد برای درمان سیگار نیز وارد مسیر درمان شدم. در تمام سالهایی که سیگار مصرف میکردم، حتی زمانی که پشت فرمان مینشستم و قصد سفر یا رفتن به شهرستان داشتم، شیشه خودرو را پایین میدادم و سیگار روشن میکردم. شاید در آن لحظه تصور میکردم این کار فقط مربوط به خود من است، اما در واقع همسر و فرزندانم نیز تحت تأثیر این رفتار قرار میگرفتند.
امروز که از آن وضعیت فاصله گرفتهام، میتوانم تفاوت میان زندگی در تاریکی و زندگی در روشنایی را بهتر احساس کنم. این تغییر برای من یکی از جلوههای عدالت است؛ زیرا نتیجه حرکت و عملکرد انسان، دیر یا زود در زندگی او نمایان میشود.
در کنگره ۶۰، فرد تازهوارد در ابتدای مسیر، چند جلسه بهعنوان مهمان حضور پیدا میکند تا با محیط، آموزشها و ساختار کنگره آشنا شود. پس از آن، سفر خود را آغاز میکند.
مسافر در سفر اول، اگر با عشق و جدیت حرکت کند، بهتدریج مراحل مختلف رشد را تجربه میکند. هدف او فقط رهایی از مواد نیست؛ بلکه آموزش، شناخت جهانبینی، اصلاح نگرش و رسیدن به تعادل نیز بخش مهمی از این مسیر است.
انسان میتواند در ادامه مسیر، با خدمت کردن و حرکت صحیح، مسئولیتهای بیشتری را بر عهده بگیرد. ممکن است روزی در جایگاه راهنمایی قرار بگیرد، روزی در جایگاه ایجنت یا مرزبان خدمت کند و حتی در سطوح بالاتر مسئولیتهای بیشتری را بپذیرد.
اما نکته مهم این است که هیچکدام از این جایگاهها صرفاً یک عنوان نیستند. هر جایگاه، مسئولیت، ظرفیت و شایستگی خاص خودش را میطلبد. بنابراین، برابر بودن انسانها به این معنا نیست که همه باید دقیقاً در یک جایگاه قرار داشته باشند.
عدالت یعنی هر فرد متناسب با عملکرد، ظرفیت، آموزش و میزان تلاش خود، نتیجه دریافت کند.
در مقابل، گاهی ممکن است مسافری تصور کند که میتواند با پنهان کردن یک گریز یا با نادیده گرفتن قوانین، مسیر خود را کوتاه کند. ممکن است تصور کند که با این کار میتواند راهنما را فریب دهد؛ اما واقعیت این است که در این مسیر، انسان بیش از هر کس دیگری خودش را فریب میدهد.
راهنما، بر اساس آموزش و تجربهای که دارد، شرایط مسافر را بهتر میشناسد و هدفش کمک به اوست. بنابراین اگر مسافر تصور کند با پنهانکاری میتواند چیزی را به دست آورد، در حقیقت از مسیر رشد خودش فاصله گرفته است.
در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نیز درباره پیامدهای درمان و ترک بدون برنامهریزی، مطالب ارزشمندی مطرح شده است. انسان ممکن است تصور کند با قطع ناگهانی مصرف، مسئله تمام شده است؛ اما اگر دانش و آگاهی لازم را نداشته باشد، ممکن است در مسیر ترک، خسارتهای بیشتری را تجربه کند.
تفاوت مهم کنگره ۶۰ در همینجاست. در اینجا درمان تنها به قطع مصرف مواد محدود نمیشود. انسان در کنار درمان، آموزش و جهانبینی را نیز دریافت میکند و یاد میگیرد چگونه مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
این آموزشها به انسان کمک میکنند که نهتنها خودش به آرامش و تعادل نزدیک شود، بلکه بتواند تأثیر مثبت این تغییر را در خانواده و اطرافیان خود نیز ایجاد کند.
امروز وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم که کنگره ۶۰ فقط به من کمک نکرد که مواد مصرف نکنم؛ بلکه به من کمک کرد خودم را بهتر بشناسم، مسئولیت رفتارهایم را بپذیرم، مفهوم خدمت را درک کنم و تفاوت میان تاریکی و روشنایی را تجربه کنم.
در نهایت، عدالت را میتوان نتیجه طبیعی حرکت انسان دانست. هر اندازه که انسان آموزش بگیرد، تلاش کند، مسئولیتپذیر باشد و در مسیر درست حرکت کند، به همان اندازه ظرفیت دریافت جایگاه و مسئولیت بیشتری را پیدا خواهد کرد.
من امروز خودم را با گذشتهام مقایسه میکنم، نه با دیگران. و اگر بخواهم مفهوم عدالت را در یک جمله بیان کنم، میگویم:
عدالت یعنی هر انسان، نتیجه حرکت و عملکرد خودش را دریافت کند.
از همه شما عزیزان که به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
از خداوند بزرگ و همچنین از بنیان کنگره ۶۰، مهندس دژاکام، راهنمایان و تمام خدمتگزارانی که در این مسیر به من و امثال من کمک کردهاند، تشکر میکنم.
از همه شما سپاسگزارم و ممنون که به صحبت های من گوش کردید.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
111