جلسه یازدهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر صالحه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
ابتدا از خداوند بسیار سپاسگزارم بابت وجود نعمت این خدمت که به من داده شده و اولین تجربه من است از آقای مهندس عزیز بینهایت سپاسگزارم دانشمند بزرگ قرن از تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰ بزرگوارانی که در هر شرایطی خدمت میکنند که بتوانیم در این مسیر باشیم و انرژی و آموزش بگیریم از ایجنت محترم شعبه همسفر محیا مهربانم از ایجنت مسافران و راهنمایان بزرگوار؛ همچنین از راهنمایان عزیز خودم خانم زهره و خانم مهدیه عزیزم که خیلی برای من زحمت کشیدند که بتوانم در مسیر صراط مستقیم حرکت کنم از مسافر عزیزم سپاسگزارم که به من اجازه حضور در کنگره را دادند.
دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» ریشه عدالت از دادگری میآید از منصف بودن از عادل بودن میآید از متناسب بودن همه چیز در کنار هم میآید بر پایه همین عدالت تمام هستی برقرار است. آقای مهندس میفرمایند؛ از کم شعورترین موجودات تا باشعورترین موجودات از کوچکترین تا بزرگترین همه چیز بر پایه نظم و انضباط پیش میرود. کل هستی، کل کهکشانها، کل جهان، هرچه در آسمانها، هرچه در زمین است همه هستی بر پایه نظم و انضباط است و بر پایه عدالت پیش میرود و همه چیز بر پایه عدل است. آقای مهندس که همه چیز کنگره را دقیق و موشکافانه بررسی کردهاند و آقای مهندس آرم کنگره۶۰ را بر مبنای عدالت، معرفت و عمل سالم بیان کردند که جای بسیار توجه دارد.
چیزی که است اینکه همه جهان و همه هستی مثلاً از نور خورشید از آن انرژیهایی که خداوند در جهان قرار داده است همه به یک نوع برخوردار است حالا باران میبارد هر چه در هستی است هر قوانینی و هر قانون جاذبهای که وجود دارد در مورد همه انسانها در مورد پیامبران در مورد افراد عادی همه یکسان است. عدالت در کنگره۶۰ هم همینطور است، یعنی همه در کنگره۶۰ با هم برابرند. همه کسانی که وارد میشوند، همه روی یک صندلی مینشینند آقای مهندس میفرمایند؛ اگر نان خشکی است گونی نان خشک را بگذارد بیرون بیاید بنشیند، اگر رئیس جمهور است همینطور، اگر ماشین دوازده میلیاردی دارید بگذارید پایین بیایید بالا همه با هم برابر آموزش میبینند.
همه از وجود اساتید، راهنماها آموزشهای کنگره به یک شکل انرژی میگیرند و بهرهمند میشوند؛ ولی در جهان هستی همه مثل هم نیستند آن تفاوتهایی که انسانها به هر شکلی میتوانند در کنار هم زندگی کنند. کنگره۶۰ هم به همین شکل است. آقای مهندس میفرمایند؛ که در قرآن هم آمده است که نابینایان با بینایان متفاوتند، آنهایی که خدمت میکنند با آنهایی که خیانت میکنند با هم متفاوت هستند هر کس هرگونه که برداشت کرده است و هرگونه که قدم برمیدارد کاملاً با هم متفاوتند و این جایگاهها قابل احترام هستند، بله راهنمایی که سالهای سال زحمت کشیده است، درجه دانش، علم، آگاهی و معرفت خود را بالا برده است به یک مراتب خیلی بالا رسیده است با کسی که هیچ برداشتی نداشته باشد یا برداشت کمتری داشته این خیلی با هم متفاوت است مثل همان جهان هستی که هر کس در یک مرحله است.
من یادم است یک روز اوایل سفرم خانم مهدیه در لژیون گفتند که هر کس در هر جایگاهی که است عین عدالت است من خیلی گریه کردم، یعنی بعداً هم که یادم میآمد در خلوت خودم خیلی ناراحت میشدم خیلی گریه میکردم میگفتم یعنی خدایا واقعاً سهم من از زندگی این بوده، چرا این مسائل و مشکلات در سر راه من قرار گرفته است کاش که میدانستم که چه گناهی مرتکب شدهام؛ اما وقتی انسان در مسیر کنگره و در مسیر صراط مستقیم است پی میبرد که هرچه امروز سر من میآید، برمبنای آنچه که خودم کاشتهام و برمبنای آنچه در گذشته با ناآگاهی با بیمعرفتی است که شاید شناخت نداشته باشم و ندانسته دست به یک حرکتی زدهام امروز دست و پاگیر زندگی من شده است. اوایل که همسفران میگفتند؛ خدا را شکر در این مسیر قرار گرفتیم، میگفتم این مسیر خیلی سخت است واقعاً چطوری این را میگویند.
استاد امین میفرمایند؛ تا جهنم را تا آخر جهنم طی نکنیم مفهومی از بهشت را نمیفهمیم و درک نمیکنیم. من خیلی فکر میکنم و انسان وقتی در مسیر کنگره است آموزشهای کنگره را با هیچ چیز عوض نمیکند. آقای مهندس میگویند: که پانصد سال است که علم هیچ پیشرفتی نداشته است، ولی ما کنگرهایها معتقدیم و ایمان داریم که علم آقای مهندس به آسمانها رفته، علم آقای مهندس واقعاً ناب و بینظیر است و همین که من در مسیر کنگره قرار گرفتهام خداوند من را خیلی دوست داشته است که یک چنین راهی برای من باز شده است که من قوانین زندگی را بیاموزم اگر من صد تا دانشگاه، صد تا مدرک دانشگاهی از بهترین دانشگاههای دنیا داشته باشم فکر نمیکردم به این دانایی یا مرتبه میرسیدم که جهان بر پایه عشق و محبت است، بر پایه راستی است.
آقای مهندس میگویند؛ که من تمام تلاش خودم را کردهام که به شما بگویم خوبی خوب است و بدی بد است بر پایه همین است وقتی شما فهمیدید که در این مسیر هستید پیشرفت کردید و رها شدهاید و به حال خوب رسیدهاید، به خدا رسیدیم، به عشق رسیدیم به محبت رسیدیم واقعاً من با همه وجودم کنگره را میستایم و واقعاً مدیون آقای مهندس هستم. افرادی که در کنگره هستند، دیدهبانهایی که اینقدر زحمت کشیدهاند سالهای سال، شاید بیست سال شاید بیشتر با آموزشهایی که از کنگره میگیرند و در هر نقطه از جهان که باشند آبادانی و توسعه در پی دارد. آقای مهندس خیلی راحت مادیات را برای ما باز میکنند که شما باید بر مادیات سوار باشید و انسانهای بزرگی که در این مسیر هستند خیلی شریف و خیلی از خود گذشته هستند همه راهنمایان کنگره۶۰ همه کسانی که کوچکترین قدمی برمیدارند، برمبنای عدالتی و ابادانی که در جهان جاری میکنند و به هستی خدمت میکنند نقش مهمی دارند اینکه علم و هنر زندگی را میآموزیم و یاد میگیریم. آقای مهندس در یکی از سیدیها گفتند؛
«عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت»
من اگر به مفهوم و به عمق این جمله پی ببرم خواهم فهمید که حساب در کار است؛ حتی در ذرهذره افکارم شاید من ظلم نکرده باشم از دیدگاه خودم شاید خیلی مسائل را مرتکب نشدهام؛ ولی افکارم، هیچ استادی به من نگفت حواست به افکارت باشد با افکارت داری زندگیات را به راههای بد میبری، امیدوارم بتوانیم قدر و منزلت این مکان مقدس، آقای مهندس و همه خدمتگزاران کنگره را بدانم و در این مسیر ثابت قدم باشم.

مرزبانان کشیک: همسفر سارا و مسافر حمید
تایپیست: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
عکاس: همسفر مکرمه مرزبان خبری
ارسال و ویراستاری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم)
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
260