English Version
This Site Is Available In English

ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنیم

ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنیم

جلسه‌ پنجم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ شعبه‌ شیخ‌بهایی با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» با استادی همسفر الهام، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر روح‌انگیز در روز دوشنبه تاریخ ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
خداراشکر می‌کنم که این جایگاه نصیب و روزی من شد. از راهنما همسفر پریسا و نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، امیدوارم بتوانم بهترین بهره و آموزش را از این جایگاه خدمتی داشته باشم.

عدالت، یکی از اضلاع مثلث اصلی کنگره‌۶۰ است به این مفهوم که هر چیزی باید در جایگاه خود قرار بگیرد؛ اما آیا عدالت به معنای برابری است؟ در‌ خلقت و آفرینش بله، همین‌طور است؛ چون‌ قوانین و امکانات هستی و آفرینش برای همه انسان‌ها یکسان عمل می‌کند. مثلاً آب صفر درجه برای همه یکسان عمل می‌کند؛ ولی ممکن است یک نفر نقطه‌ تحمل و مقاومت بدن خود را بالا برده باشد که در مورد عوامل بیرونی خنثی عمل کند.

در کنگره۶۰ هم همین‌طور است؛ امکاناتی مثل جزوه، لژیون، کتاب و راهنما برای همه برابر است، همین صندلی که من به عنوان رهجو روی آن نشستم، قبل از من راهنما، ایجنت یا دیده‌بان روی آن نشسته بودند و همه بر اساس تلاش، خواسته و ظرفیت خود توانستند از این امکانات استفاده کنند، ظرفیت خود را بالا ببرند و رشد کنند.

شخصی که به سختی عضو لژیون سردار می‌شود، با دیگری که ممکن‌ است حتی امکان آن را هم داشته باشد؛ ولی این کار را انجام ندهد، هر دو نمی‌توانند به یک اندازه از حال خوب و آموزش بهره‌مند شوند. قطعاً کسی‌که سختی‌ بیشتری تحمل کند و صیقل پیدا کند، می‌تواند حال خوب بهتری تجربه کند و به آرامش برسد. البته همه این‌ها به انتخاب ما بستگی دارد؛ این‌که من کجا، چه انتخابی انجام دادم؟ مثلاً در روز آزمون بتوانم از جای خود حرکت کنم، آزمون بدهم تا بتوانم رشد کنم یا ساکن باشم.

شرط بقای هر ساختاری، تعادل است که تعادل چند مدل دارد؛ تعادل پایدار یعنی در شرایطی قرار داشته‌ باشم که با هر اتفاق و تکانه‌ای حال من دگرگون نشود و خود، خانواده‌ و اطرافیانم را به مرحله آشوب نرسانم. تجربه من از این موضوع این بود که وقتی  وارد کنگره۶۰ شدم، خود را در نقش یک قربانی می‌دیدم، فکر می‌کردم دنیا و هستی همیشه به ضرر من بوده و بر خلاف خواسته من حرکت کرده‌است، تصور من این بود؛ کسانی که بدی می‌کنند، حق دیگران را پایمال می‌کنند، دروغ می‌گویند و ضدارزش انجام می‌دهند، به خواسته‌های خود می‌رسند و جایگاه بهتری در هستی تجربه می‌کنند.

مدام در کنگره‌۶۰ دنبال این سؤال بودم که چرا برای آن‌هایی که در راه راست هستند، این اتفاق نمی‌افتد؟ اگر قدری به اطراف خود نگاه کنیم، می‌بینیم همان آدمی که ما در ذهن خود مقایسه می‌کردیم که زندگی بهتر یا شرایطی بهتر از ما دارد، قطعاً خود را ساخته بود؛ وقتی به زندگی آن‌ها نگاه می‌کردم، می‌دیدم واقعاً حرکت‌هایی که من انجام می‌دادم را انجام نمی‌دهند. برای مثال رعایت کردن یک‌سری قوانین ساده؛ مثل دروغ گفتن، قضاوت کردن و غیبت کردن، به گفتن آسان است؛ ولی در عمل رعایت کردن‌ خیلی سخت است و همین عمل ضدارزش من در ادامه باعث می‌شود عکس‌العمل بد به زندگی من برگردد و آن‌ زمان که باید حال خوش داشته باشم و از لحظه لذت ببرم، حال خوب نخواهم داشت.

خیلی وقت‌ها امکاناتی که من دارم، برای یک نفر آرزو و برای یک نفر دیگر حسرت است؛ ولی من آن امکانات را نمی‌بینم و همیشه به دنبال یک معجزه هستم که حال من بهتر شود.

همیشه از راهنما می‌پرسیدم چرا اتفاق بزرگی برای من رخ نمی‌دهد که من خوشحال شوم؟ ایشان پاسخ می‌دادند اتفاق بزرگ از نظر تو چیست؟ چرا نمی‌توانی در لحظه زندگی کنی و از امروز و داشته‌های خود لذت ببری؟ در ادامه که از راهنما آموزش گرفتم و به اصطلاح کمی پخته‌تر شدم این را آموختم که آن اتفاق بزرگ همین‌ است که من امروز بتوانم در کنار مسافر و فرزندان خود خوشحال باشم و لذت ببرم.

اگر بهترین ماشین و مادیات زندگی را داشته باشیم؛ ولی هنر زندگی کردن و علم زندگی کردن را ندانیم، هیچ‌گاه نمی‌توانیم خوشحال باشیم و چون من مسافر نیکوتین هستم بر خود لازم دانستم این موضوع را بیان کنم که اگر می‌خواهیم به تعادل پایدار برسیم، باید گره‌های خود را پیدا کنیم. من گره‌هایی مثل خواب نامنظم، نداشتن نظم و... داشتم که خداراشکر وقتی وارد لژیون ویلیام شدم، در عین ناباوری توانستم اتفاقات جدیدی را تجربه کنم، توانستم برنامه‌ریزی داشته‌باشم و مهم‌تر از همه خشم من که هیچ موقع نمی‌توانستم کنترل کنم، از من جدا شد.

اکنون با این‌که مدت کمی است  در لژیون قرار گرفتم، می‌توانم حال خوب و آرامش را تجربه کنم. تعطیلات تابستانی برای من خیلی عالی بود و توانستم طی دو هفته دور از راهنما و کنگره۶۰، خود را محک بزنم تا ببینم آیا می‌توانم این آموزش‌ها را کاربردی کنم؟ واقعاً فکر می‌کنم چیزی که به من کمک کرد، سفر نیکوتین بود.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبان کشیک: همسفر فرشته و مسافر سینا
تایپ: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون یازدهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر شادی
همسفران نمایندگی شیخ‌بهایی

 

تجلیل راهنمای تازه‌واردین

رهایی ۳۰سی‌دی و ۴۰سی‌دی

نشان پیمان وادی هشتم

تقدیرنامه لژیون سردار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .