ششمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی کاشمر روز یکشنبه به استادی مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟» در تاریخ 18 مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر.
ازنگهبان جلسه، ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر می کنم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» واقعاً دستور جلسه قشنگی است. آقای مهندس میگویند کسی که تازه وارد کنگره میشود، با دیگران برابر است. هر کس از این در وارد شد، نانش دهید و از اعمالش نپرسید؟ چه دکتر، مهندس پولدار یا مصرف کننده باشد، باید با آغوش گرم پذیرفته شود. این یعنی عدالت. در بیرون از کنگره ممکن است افراد با هم تفاوت داشته باشند، اما وقتی وارد کنگره میشوند، در سفر اول همه با هم برابرند. این به این معنی نیست که کسی چون وضعیت مالی خوبی دارد، باید جایگاه خاصی داشته باشد. همه باید در سفر اول در مسیر درمان قرار بگیرند. زمانی که سفرشان تمام شد، جایگاهشان بر اساس عملکردشان مشخص میشود. فرض کنید چهار فرزند در یک خانواده هستند. وقتی بزرگ میشوند، آیا همه به یک جایگاه میرسند؟ نه. کسی که بیشتر تلاش و کوشش میکند و در صراط مستقیم قرار میگیرد، به جایگاه بالاتری می رسد. عدالت یعنی هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد. در کنگره ۶۰ هم انسانها با خدمتهایی که انجام میدهند و عملکردی که دارند، ارزشیابی میشوند و به آنها جایگاه داده میشود. دو نفر وارد یک لژیون میشوند یکی درست حرکت میکند، سیدیهایش را مینویسد، سر موقع میآید، آموزشهای راهنما را گوش میدهد و طبق آنها حرکت میکند، وقتی به سفر دوم میرسد، خدمتگزار میشود و خدمت میگیرد. اما نفر دیگری در کنار اوست که درست حرکت نمیکند و آموزشها را جدی نمیگیرد. آیا وقتی هر دو سفرشان تمام شد، باید جایگاه یکسانی داشته باشند؟ نه، این عدالت نیست. هر مسافری، بعد از پایان سفر باید خدمت بگیرد.

خدمت از کارهای کوچک شروع میشود؛ نوشتار، میکروفونگردانی، نگهبانی نظم و دیگر خدمتها. همین خدمتها باعث میشود فرد ارتباطش با کنگره حفظ شود و وقتی وارد سفر دوم میشود، دیگر دوست نداشته باشد از کنگره خارج شود. خیلیها بودند که از کنگره رفتند و امروز معلوم نیست کجا هستند. بعضیها یک روز یا دو ماه میآیند و بعد میروند. آیا جایگاه کسی که همیشه در کنگره حضور دارد، سفرش را تمام کرده و خدمت میگیرد، باید با کسی که هر چند وقت یک بار میآید، یکی باشد؟ قطعاً نه. کسی که در کنگره خدمت میکند و به دنبال خدمتهای بالاتر میرود، حالش بهتر میشود. شما یک راهنما یا یک دیدبان را نگاه کنید ممکن است در طول هفته هزاران کیلومتر بدون اینکه حقوقی دریافت کند، تمام وقت خود را برای خدمت میگذارد. این فرد چه چیزی از کنگره گرفته که این گونه خدمت میکند؟ در سال ۱۴۰۳ فکر میکنم حدود ۱۷۰ یا ۱۸۰ نفر برای امتحان راهنمایی شرکت کردند و تعداد محدودی قبول شدند. امروز آن افراد شال راهنمایی دارند و خدمت میکنند. من هم در آن امتحان شرکت کردم، اما تلاش و کوشش لازم را نداشتم. کتابها را کامل نخواندم و چون تازه وارد سفر دوم شده بودم، امتحان را جدی نگرفتم. آیا باید در جایگاه کسانی که تلاش کردند و قبول شدند، قرار میگرفتم؟ امروز آنها شال راهنمایی گرفتند و هر کدام به تعداد زیادی از افراد خدمت میکنند. کسی که نه در آموزشها حضور داشته، نه کتابها را خوانده و نه مرتب سر لژیون بوده، باید جایگاهش با کسی که تلاش کرده و آموزش دیده، یکسان باشد؟ این عدالت نیست. افرادی هستند که روزهای دوشنبه از فیضآباد، حدود ساعت یک و نیم، زمانی که همه در خانه استراحت میکنند، راه میافتند و حتی بدون ناهار برای خدمت به کنگره میآیند و برمیگردند. در مقابل، افرادی هم هستند که هفتهای یک بار یا حتی در ماه یک بار به کنگره میآیند. کسی که این گونه منظم خدمت میکند، باید جایگاه بالاتری داشته باشد. کسانی که در کنگره ۶۰ درست حرکت کنند، به هر جایگاهی که شایستگی آن را داشته باشند، میرسند. کنگره به هر کسی به اندازه عملکرد و خدمتی که انجام میدهد، ارزش میدهد. در کنگره باید «چشم گفتن» را یاد بگیریم. کسی که امروز مرزبان یا راهنما شده، واقعاً تلاش کرده است. یک راهنما امتحان داده و بعد از چند ماه دوباره به تهران رفته و امتحان تئوری و عملی داده است. ما باید به افرادی که در کنگره خدمتگزار هستند، چه در قسمت OT، چه در گروه مرزبانی و چه در هر بخش های دیگری، احترام بگذاریم. در کنگره ۶۰ هرچه بکاریم، همان را برداشت میکنیم. هرچه خدمت ما درست باشد و حرکت ما درست باشد، به حال خوب و رهایی می رسیم.همان طور که روی لوگوی کنگره نوشته شده است: «عدالت، معرفت و عمل سالم». عدالت در کنگره واقعاً اجرا میشود. اینجا نه پارتی وجود دارد و نه کسی میتواند با رابطه جایگاه بگیرد. اگر کسی بگوید من پارتی دارم، مرا زودتر پذیرش کنید یا زمان سفرم را کمتر کنید، چنین چیزی وجود ندارد. کنگره مکانی است که عدالت در آن اجرا میشود. امروز لژیون خدمت لژیون سردار هست، میخواهم کمی هم درباره لژیون سردار صحبت کنم. روزی که وارد کنگره شدم، فقط میخواستم درمان شوم و مصرفم را ترک کنم. اما به مرور، با حرکتی که در کنگره داشتم و با قرار گرفتن در لژیون و آموزشها، فهمیدم که نباید دروغ بگویم، غیبت کنم، تجسس کنم و در امور دیگران دخالت کنم. با آموزشهای کنگره و در طول سفرخیلی بندها از دست و پای ما باز میشوند. از روز اولی که وارد کنگره میشویم، آموزش بخشش را دریافت میکنیم. اگر بتوانیم از چیزی که داریم، حداقل یک پنجم آن را ببخشیم، اتفاق بزرگی است. من خودم قبلاً این موضوع را نمیدانستم. اگر کسی در خیابان از من ده هزار تومان میخواست، شاید میگفتم برو کار کن و خودت به دست بیاور؛ اما در آموزشهای کنگره یاد گرفتیم که بخشش چیست. وظیفه یک سفر اولی که در جلسه نشسته، این است که صفت بخشش را یاد بگیرد. شما هر 21 روز که دارو کم میکنید، در مقابل باید دانایی خودتان را افزایش دهید. اگر در حال بخشش هستید. کنگره فقط این نیست که بیاییم درمان شویم، بعد پشت سرمان را نگاه نکنیم و برویم. باید بخشش کردن را یاد بگیریم. چیزی را که روز اول وارد کنگره شدیم و از کنگره گرفتیم، باید در ادامه به دیگران برگردانیم. روزی که من وارد کنگره شدم، همه بچهها با آغوش گرم من را پذیرفتند و کمک کردند تا درمان شوم. من هم باید پشت سر خودم را نگاه کنم و به دیگران کمک کنم. اگر این کار را نکنیم، عدالت برقرار نمیشود و ممکن است تاریخ اعتیاد برای ما دوباره تکرار شود.
از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من توجه نمودید سپاسگذارم.
عکاس: مسافر مرتضی
تایپ: مسافر مهدی
ویراستار: مسافر حسین
ارسال خبر: مسافر جعفر
مرزبان کشیک: مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
42