English Version
This Site Is Available In English

عدالت؛ قرار گرفتن هر چیز در جای درست و حفظ تعادل

عدالت؛ قرار گرفتن هر چیز در جای درست و حفظ تعادل

نهمین جلسه از دور ششم جلسات لژیون سردار ویژه مسافران آقا کنگره ۶۰ به نمایندگی لویی پاستور با استادی راهنمای محترم مسافر سعید و  نگهبانی پهلوان مسافر محمد رضا و دبیری موقت مسافر روح الله و خزانه داری مسافر محمود  با دستور جلسه « عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» ، در روز دوشنبه مورخ  19 مرداد 1405 راس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.
با احترام دبیر جلسه


خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر.
خداوندم را بابت فرصت و برکت حضور در کنگره شکر می‌کنم. از خدمتگزاران لژیون سردار تشکر میکنم و به رسم ادب، کسب اجازه میکنم از آقا سعید عزیز،راهنمای گرامیم و تک‌تک شما عزیزان.
دستور جلسه عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟
صحبت از موضوع عدالت در کنگره است و در ادامه ارتباط آن با لژیون سردار، الان خلاصه دستور جلسه  قبل را دبیر محترم می‌خواند. از وادی یک شروع کرد و آمد جلو تا رسید به وادی پنجم که «فرمان حرکت است». در جهان ما تفکر، قدرت مطلق نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن کامل می‌شود. شاید خودش تعریف عدالت است.
یعنی بعضی وقت‌ها منِ سعید، اشتباهم این است که در مورد موضوع عدالت، عینکی که به چشمم می‌زنم، نتیجه ‌محور نگاه می‌کنم. نتیجه صرف چیست؟ بعد بر اساس آن، میزان حقوق و حقی که برای خودم یا برای دیگران به وجود آمده را کنار هم می‌گذارم، قد و وزن می‌کنم و بعد می‌گویم این عملکرد، یک عملکرد عادلانه بوده یا نبوده؛ اتفاقی که افتاده، نتیجه‌ای که رقم خورده، عادلانه بوده یا نبوده.
در صورتی که تمام آموزه‌ها و تمام مفاهیمی که در کنگره وجود دارد، تمرکز بر مسیر و عملکرد دارد. مسافر و همسفر فرق نمی‌کند. رهجو، جوینده راه است. آن چیزی که وظیفه دارد، این است که ابتدا مبدأش را مشخص کند و بعد در مسیری که خدا را شکر اتوبان است، و نشانه‌هایش هم هست و برای همه جا وجود دارد، حرکت کند؛ حرکتی مستمر.
جا در جای پای راهنمایش بگذارد و حرکت کند.
تعریفی که از عدالت گفته می‌شود، برخلاف اینکه تقریباً همه روی مفهوم و تعریف عدالت با هم اتفاق نظر دارند، ولی وقتی در موردش می‌خواهند تفسیر کنند یا موضوع را می‌خواهند به صورت اصل مطلب بهش برسند، چون منِ سعید منفعت خودم را در آن قاطی می‌کنم، به یک جای اشتباهی می‌روم.
میگوییم عدالت یعنی «قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش». کلمه آخرش مهم است: درستش.


برای اینکه بتوانم تشخیص بدهم چه چیزی درست یا نادرست است، قدرت تشخیص می‌خواهد، دانایی می‌خواهد، معرفت را می‌خواهد.
می‌گویند آقا طرف خیلی بامعرفت است، به همه کمک می‌کند. لژیون سردار است و بحث، بحث کمک و انفاق است. شاید این نشانه دانایی نباشد. هر کسی هر جوری کمک کرده را هم این‌طور در نظر نگیریم که حتماً درست است. تخریب داشته باشد. من چه کمکی می‌کنم، به چه کسی، چه موقع، به چه مقداری و از همه مهم‌تر، با چه قصد و نیت و هدفی؟
فقط یک عمل به ظاهر نیک است یا نه، یک عمل سالم است؟
بعضی وقت‌ها من یک کمکی می‌کنم برای اینکه کنترل کنم؛ یک کمکی می‌کنم یک جایی برای اینکه یک تشکری از من بشود. نه، این اسمش بخشش نیست.
آن جایی که عدالت می‌آید و توی کنگره با مفهوم تعادل، گره می‌خورد ، تعریف سرجایش می نشیند. انگار قشنگ دنبال این هستیم که عبور کنیم، به درمان برسیم و در ادامه به تعادل برسیم.
عدالت، قرار گرفتن هر چیزی در جای درستش است؛ یعنی درست قرار گرفتن. تعادل یعنی درست باقی ماندن.
آن جایی که بایک تکانه‌ای، با یک کنشی، با یک حرفی، با یک تشری، حتی با یک اشتباهی، حتی با یک ناحقی در حق منِ سعید، اگر اتفاق افتاد، چه نحوه برخوردی من دارم؟
مفهوم عدالت و تعادل در کنگره، چون معیارش مشخص است ، انگار ملموس است. ولی بیرون، آدم این را گم می‌کند.
همه با یک شرایط یکسان، به لحاظ اینکه مصرف‌کننده مواد مخدر بودیم یا خانواده مصرف‌کننده مواد مخدر بودیم، وارد کنگره شدیم. به عنوان تازه‌وارد، آموزش‌ها برای همه یکسان است؛ ولی این یکسانی قرار نیست ادامه پیدا بکند.
تساوی اعداد نیست. یک کیلو، یک کیلو می باشد؛ ولی یک کیلو طلا فرق دارد با یک کیلو میوه فرق دارد. فرآیند و مسیر نشان می‌دهد که در ادامه چه اتفاقی می‌افتد.
بعنوان تازه‌وارد، وارد شدم و آمدم، آموزش‌ها برای همه هست. آن استاد که آن بالا قرار گرفته، نگهبان، راهنمای منِ سعید، در ادامه با عملکرد خودم، با گوش‌فرمانی، با حرکتم، با فرمان‌برداری و انجام درست کار درست، تعیین می‌کنم چه اتفاقی برایم بیفتد. نتیجه را واگذار می‌کنم.


اگر قبل از اینکه عمل انجام بدهم، تفکر سالم شده باشد، یک ایمانی شکل گرفته باشد که اگر من درست حرکت بکنم، آن چیزی که خیر و صلاح است اتفاق می‌افتد.
در لژیون سردار، و بحث بخشش و کمک مالی؛ بعضی وقت‌ها این تعادل و عدالت، اگر حواسم نباشد، اتوبان دو طرفش قطع می‌شود.
فرض بگیرم یک شخصی خیلی تلاش می‌کند. بر اساس تلاشش، کوشش، جایگاه شغلی خوب، درآمد خوب، به یک مکنت مالی می‌رسد، به یک ثروتی رسیده، ولی هنوز ثروتمند نشده.
می‌تواند عدالتی که در مورد عمل این فرد اتفاق افتاده، به آن مال رسیده، اگر حواسش نباشد تعادل را رعایت نکند، باز هم موجب تخریبش شود.
آن چیزی که اتفاق می‌افتد دوباره عدالت است. یعنی منِ سعید می‌آیم، تلاش می‌کنم، کوشش می‌کنم، عمل سالمم را انجام می‌دهم، به یک مالی می‌رسم، به یک پولی می‌رسم.
بعضی وقت‌ها فقط دوباره تلاش می‌کنم پول را به دست بیاورم. وادی پنجم ابزارهایش را گفته. فقط از تمام آن ابزارها چسبیدن به آن پس‌انداز، اسمش هم پس‌انداز نیست. شدم نگهبان اون پول. اگر حواسم نباشد، آن عدالت را می‌توانم با عملکرد اشتباه در ادامه، تعادلش را به هم بریزم. آن چیزی که اتفاق می‌افتد، دوباره عدالت است.
پول به دستم آمده، نمی‌بخشم، درست خرج نمی‌کنم یا برعکسش، پول آمده، دخل و خرج حواسم نیست.
بخشش هم حساب و کتاب دارد. در بخشش هم من باید تعادل را در نظر بگیرم.
این افراط و تفریط، دوباره تعادل را به هم می‌زند.
نهایتاً در کنگره، عرض کردم شاخص انگار مشخص است. حال خوش می‌گوییم صحبت از جایگاه است؛ کی نهایتاً در جهنم است، کی در برزخ، کی در بهشت؟ یک جایگاه قشنگ‌تر از این نمی‌شود پیدا کرد.
عملکرد منِ سعید نشان می‌دهد که در ادامه چه جایگاهی برایم رقم می‌خورد. این جایگاه، اگر حواسم نباشد، عدالتی که برایم رقم خورده، دوباره می‌توانم تعادلش را به هم بزنم. چطوری؟ با خودمحوری.
یک جایگاهی به من دادند؛ مرزبانم، راهنمایم یا هر چیز دیگری. قواعد را درست رعایت نمی‌کنم، حرمت‌ها را درست رعایت نمی‌کنم، تصمیم درست نمی‌گیرم. من باعث تخریب خودم می‌شوم، هم باعث تخریب سیستم می‌شوم. تعادل به هم می‌ریزد.
تعریف تعادل چی بود؟
آن چیزی که درست سر جایش قرار گرفته بود، درست باید باقی بماند.
این یک ساختار است ، حفظ و بقا. این حفظ و بقا در کنگره بدون کمک مالی اصلاً امکان‌پذیر نیست؛ یعنی مثلث کامل نمی‌شود. می‌گویند بخشش، به کرم، به قدم، به درم یا درهم؛ سه‌تایش باید با هم باشد.
یعنی من باید محبت و بخشش را در فکر خودم، معرفتش را ایجاد بکنم و در جهتش هم حرکت بکنم. خدمتم را انجام بدهم.
خدمت هم می‌تواند حضور و جانی باشد، هم خدمت می‌تواند خدمت علمی باشد. صاحب علم نیستم، ولی درست استفاده کنم. اما اگر مثلث کامل بشود، بدون بخشش نشدنی است.
دوباره تعادل سیستم به هم ریخت.
امیدوارم که به دردتان خورده باشد.


ضبط و تایپ: مسافر نوی (لژیون10)
عکس: مسافر نوید (لژیون10)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .