English Version
This Site Is Available In English

بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه

بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه

چهاردهمین جلسه از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی الیگودرز به استادی همسفر زینب، نگهبانی همسفر فخرالسادات و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه « عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» روز یکشنبه ۱۸ مرداد‌ماه در ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

ان‌شااله که تعطیلات تابستانی خوبی را سپری کرده باشید و به شما خوش گذشته باشد. در مورد دستور جلسه، من احساس می‌کنم این موضوع دو قسمت است: یک قسمت مربوط به عدالت است و قسمت بعدی‌ می‌گوید: آیا همه افراد کنگره با هم برابرند؟ وقتی اسم عدالت می‌آید، یک سمت می‌گوید برابرند، چیزی که همیشه در ذهن همه ما بوده است. قبل از کنگره همین فکر را می‌کردم. یعنی باید من با دیگری هیچ فرقی نداشته باشم. من هم باید پیش خدا برابر باشم؛ اما در طول زندگی‌ام همیشه گله‌هایی از خدا داشتم، خسته شدم؛ چرا من باید این‌طور زندگی کنم؟ چرا من باید این منجلاب را تحمل کنم؟ خدایا ناظر بودی از بوی سیگار هم بدم می‌آمد؛ ولی چرا من را در این وضعیت انداختی؟

تا این‌که خدا صدای ما را شنید و من را وارد کنگره کرد. جایی که جواب تمام سوالات را آن‌جا می‌گیریم. تا رسیدیم به مبحث عدالت، عدالت به من گفت: زینب، با آن تلاشی که کردی و با آن انتخابی که خودت انجام دادی، جایگاهت مشخص می‌شود. بستگی به تلاش خودت دارد و این‌جا فهمیدیم که اصلاً عدالت یک چیز دیگر است. هرچند بیرون از کنگره، اساساً همان معنی عدالت جور دیگر تعریف می‌شود؛ اما در کنگره به اندازه کافی، ما آن مفهوم را فهمیدیم.

حالا آیا افراد در کنگره با هم برابرند؟ دو جنبه دارد: جنبه بد و خوب دارد. وقتی من وارد کنگره شدم، به قول آقای مهندس: اگر من تحصیلاتی داشتم، اگر مقامی داشتم، اگر هر چیزی بیرون از کنگره داشتم، همه را کنار گذاشتم و آمدم. آن موقع من برابر شدم؛ چرا؟ چون تازه‌وارد بودم. وقتی وارد می‌شوی و روی صندلی می‌نشینی، برابر هستی. آموزشی که می‌بینی به صورت یکسان است با همه هر چیزی که فکر کنید در کنگره برای اولین‌هاست، همه به شکل یکسان ارائه می‌شود.

تا وقتی من وارد سفر اول شدم آن زمان است که من مشخص می‌کنم اگر تلاش کنم سفرم را خوب ادامه بدهم، اگر سی‌دی‌ها را بنویسم، گوش به فرمان راهنما باشم، آن زمان مشخص می‌شود جایگاه من کجاست. این‌جا خیلی زیبا گفته می‌شود: کسی که سفر را خوب شروع می‌کند، با نظم می‌آید. کسی که اصلاً نظمی ندارد، با هم فرق می‌کند. این‌جا لژیون سردار خودمان را هم مثال می‌زنیم. آیا کسی که مشتاق است بیاید و فقط ببیند سردار چه می‌خواهد بگوید، همان کسی است که می‌آید و در طول مسیر سردار می‌شود؟ برابری در این‌جا یک معنی دارد و آن معنی این نیست که همه در یک جایگاه ثابت هستند.

کسی از کسی بالاتر یا پایین‌تر نیست؛ اما از نظر جایگاه و رشد، با هم فرق دارند. کسی که تلاش می‌کند، بالاخره می‌رسد. هر کسی دوست دارد پولش را خرج کند؛ اما وقتی می‌بیند از کجا به کجا رسیده‌ است، می‌فهمد و بیشتر تلاش می‌کند، پس‌اندازش را آماده می‌کند تا این‌جا بتواند حداقل سرداری را بنویسد؛ اما طرف دیگر قضیه این است: کسی که آن‌قدر تلاش نمی‌کند، می‌آید فقط و می‌رود و بعد هم می‌گوید حالم خراب است.

صددرصد این‌جا خیلی فرق دارد. پس من دقیقاً می‌خواهم بگویم: در کنگره، کسی که وارد می‌شود، جایگاه‌های خدمتی که به او می‌دهند، دادنی نیست بلکه، گرفتنی است آن هم با کسب معرفت و تلاشی که خودش انجام می‌دهد. همیشه هم می‌گویند: بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه و یک مثال دیگر هم در ذهن من است: وقتی که وارد کنگره می‌شوی، یک مثلث است در بالا‌ی مثلث عدالت و دو طرفش معرفت و عمل سالم است.

به نظر من وقتی آدم علم و دانشش را به یک اندازه اضافه می‌کند و تلاش می‌کند آگاهی‌اش بالا برود، معرفتش بالا می‌رود. وقتی معرفت بالا رفت، می‌توانی عمل سالم انجام بدهی؛ چون آگاه می‌شوی و یاد میگیری که چه عملی را باید انجام بدهی. پس از نظر من، این سه مورد با هم رشد می‌کنند: وقتی معرفت و عمل سالم باشد، صددرصد عدالت هم در همان مسیر، بالا می‌آید و نتیجه‌اش را می‌بینیم.

عکاس: همسفر مژگان رهجوی راهنما
همسفر شبنم (لژیون اول)
تایپیست: همسفر پریا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .