English Version
This Site Is Available In English

در کنگره ۶۰ قوانین برای همه یکی است

در کنگره ۶۰ قوانین برای همه یکی است

جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی ساوه با استادی ایجنت همسفر فرشته، نگهبانی دنور راهنما همسفر سهیلا و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «عدالت،آیا همه‌ی افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟ » روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را بسیار سپاسگزارم که یک بار دیگر به من فرصت داد تا در کنار شما عزیزان باشم و از آموزش‌ها و مشارکت‌های یکدیگر بهره بگیریم. ان‌شاءالله بتوانیم از تجربیات و مشارکت‌های یکدیگر استفاده کنیم و در مسیر آموزش و رشد، در کنار هم حرکت کنیم.

امیدوارم تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشته باشین.

دستور جلسه امروز درباره «عدالت» است. عدالت، واژه بسیار زیبایی است. من در گذشته فکر می‌کردم عدالت به معنای برابری است و خداوند می‌خواهد برای همه، شرایط یکسان و برابری را رعایت کند. هر زمان مشکلی برای من پیش می‌آمد، از خداوند گلایه می‌کردم و می‌گفتم: عدالت خداوند کجاست؟

اما از زمانی که وارد کنگره شدم، حضور پیدا کردم و آموزش گرفتم، کم‌کم متوجه شدم که عدالت به معنای برابری نیست؛ بلکه یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار داشته باشد. یعنی هر فرد به اندازه تلاش و کوشش خود، دریافت می‌کند.

یعنی من، در هر جایگاهی که قرار دارم، به همان اندازه‌ای که تلاش می‌کنم، برداشت خواهم کرد.

استاد امین جمله بسیار زیبایی دارند و می‌فرمایند: هستی به تلاش شما نمره می‌دهد.

این جمله تأثیر بسیار زیادی در زندگی من داشته است. توانستم این جمله را درک کنم و در زندگی خود کاربردی کنم. همیشه به خود یادآوری می‌کنم که اگر من، در جایی کم آورده‌ام و به نتیجه‌ای که می‌خواستم نرسیده‌ام، شاید به این دلیل بوده است که تلاش من به اندازه کافی نبوده است.

اگر تلاش خود را بیشتر کنم، آموزش ببینم و در مسیر خود استمرار داشته باشم، حتما می‌توانم به آن چیزی که می‌خواهم، نزدیک‌تر شوم و به نتیجه برسم.

اگر به نظام هستی هم نگاه کنیم، می‌بینیم که در طبیعت، هر موجودی متناسب با توانایی و تلاش خود، جایگاه و بقای خود را پیدا می‌کند. برای مثال: آهویی که در جنگل زندگی می‌کند، اگر نتواند به اندازه کافی سریع بدود و از خود محافظت کند، ممکن است شکار شود. در اینجا نیز می‌بینیم که طبیعت بر اساس یک نظم و قانون مشخص عمل می‌کند.

امروز برای من، عدالت یعنی اینکه هر چیزی در جایگاه خودش قرار بگیرد و هرکس به اندازه تلاش، آموزش و حرکتی که در مسیر خود انجام می‌دهد، برداشت کند.

اگر من هم می‌خواهم به جایگاهی برسم و حد و اندازه خداوند را ببینم، باید بدانم که «حد» از جایگاه خداوند می‌آید. ما در وادی اول یاد گرفتیم که هستی دارای یک نظام بسیار قوی است و یک نظم دقیق بر آن حاکم است. اگر فردی در هر مسیری حرکت کند، به همان سمت سوق داده می‌شود.

پس عدالت خداوند به این شکل است که خلقت به گونه‌ای طراحی شده است که هر کس تلاش کند، به جایگاهی می‌رسد و اگر کسی تلاش نکند، جایگاهی هم به دست نمی‌آورد.

اگر من خواستار سلامتی هستم، باید برای آن تلاش کنم. نمی‌توانم در خانه بنشینم و بگویم: خدایا، مرا خوب کن. فرقی نمی‌کند که خواسته من سلامتی باشد، ثروت باشد یا هر چیز دیگری؛ باید در راستای آن خواسته تلاش کنم.

هستی به گونه‌ای طراحی شده است که به تلاش انسان نمره می‌دهد. این موضوع برای من معنای بسیار زیبایی دارد؛ یعنی اگر من تلاش کنم، به جایگاهی می‌رسم و اگر تلاش نکنم، نمی‌توانم انتظار رسیدن به جایگاه خاصی را داشته باشم.

در کتاب ادموند و هلیا، اولین چیزی که پادشاه آسمان‌ها به ساکنین گوشزد کرد، عدالت بود.

خداوند هیچ‌کس را به صورت مستقیم مجازات یا پاداش نمی‌دهد، بلکه این عملکرد خود شخص است که نتیجه آن به خودش بازمی‌گردد و به همین دلیل، همیشه می‌گویم: دستور جلسات کنگره بسیار زیبا هستند؛ چون برای هر دستور جلسه یک هفته فرصت داریم تا فکر کنیم، مطالعه کنیم و ببینیم این موضوع در زندگی خود ما چه جایگاهی دارد و چگونه می‌توانیم آن را کاربردی کنیم.

اگر می‌خواهیم در این مسیر حرکت کنیم، باید بدانیم در کجای کار قرار داریم؛ نه فقط اینکه موضوع دستور جلسه را بدانیم، بلکه باید ببینیم خود ما، در مورد این دستور جلسه کجا قرار داریم.

آیا در نقطه صفر هستیم؟ آیا در نقطه پنجاه قرار داریم؟ یا توانسته‌ایم به نقطه صد برسیم؟

به نظر من، مهم‌ترین قسمت این است که بتوانیم جایگاه خود را پیدا کنیم و ببینیم چقدر از این آموزش را در زندگی خود کاربردی کرده‌ایم. وقتی جایگاه خود را بشناسیم، می‌توانیم برای بهتر شدن و رسیدن به جایگاه بالاتر، تلاش بیشتری داشته باشیم.

به نظر من، زیبایی دستور جلسات دقیقا به همین دلیل است که من فرصت داشته باشم به خودم رجوع کنم و ببینم آیا در زندگی خود واقعا تلاش می‌کنم یا فقط درباره تلاش صحبت می‌کنم.

قسمت دوم این دستور جلسه به این موضوع برمی‌گردد که آیا همه افراد در کنگره با یکدیگر برابر هستند یا نه؟

آقای مهندس خیلی زیبا به این سؤال پاسخ می‌دهند و می‌فرمایند: آیا بینایان با نابینایان برابرند؟ آیا دانایان با نادانان برابرند؟

کسی که نادان است، ممکن است در زندگی شخصی خود، به خودش، خانواده و جامعه آسیب بزند؛ اما کسی که دانایی دارد، خودش در آرامش است و می‌تواند باعث آرامش خانواده و جامعه هم بشود.

در کنگره نیز همین‌طور است. آقای مهندس می‌فرمایند: کسی که دارد خدمت می‌کند، با کسی که دارد خیانت می‌کند، یکی نیست.

این موضوع من را به اینجا می‌رساند که اگر وارد کنگره ۶۰ شده‌ام، سفر اول را پشت سر گذاشته‌ام و وارد سفر دوم شده‌ام، باید تلاش کنم جایگاه خود را بالاتر ببرم.

اگر یک روز سفر اولی بودم، باید تلاش می‌کردم که خدمت کنم. باید خدمت می‌کردم تا دیده شوم و بتوانم در جایگاه‌هایی مانند راهنمایی، مرزبانی یا ایجنتی قرار بگیرم.

در کنگره ۶۰ قوانین برای همه یکی است. همه سی‌دی می‌نویسند، رأی دادن برای همه یکسان است و قوانینی که برای یک سفر اولی وجود دارد، برای دیده‌بانان نیز وجود دارد؛ اما جایگاه‌ها و شال‌ها با یکدیگر متفاوت هستند.

یک سفر اولی، یک سفر دومی، یک راهنما و یک رهجو، جایگاه یکسانی ندارند. رهجو باید احترام راهنمای خود را حفظ کند و به جایگاه مرزبانی، ایجنت، پیشکسوت و بزرگ‌تر خود نیز احترام بگذارد.

این جایگاه‌ها برای این است که قوانین به شکل صحیح اجرا شوند و اگر مشکلی پیش آمد، سلسله‌ مراتب رعایت شود تا مسئله به شکل درست حل شود.

در مورد دانایان و نادانان نیز این سؤال برای من به وجود می‌آید که آیا واقعا با یکدیگر برابر هستند؟ من فکر می‌کنم باید از خود بپرسم کسی که وارد کنگره می‌شود و قدم در این مسیر می‌گذارد، برای چه آمده است؟

حتی حضور در لژیون سردار برای چه چیزی است؟ نباید فقط فکر کنیم که عضو لژیون سردار شده‌ایم و کار تمام شده است و مبلغی را پرداخت کرده‌ایم.

حضور واقعی، به معنای حرکت به سمت پختگی و دانایی است. کسی که در هر کاری و در هر جایگاهی حضور پیدا می‌کند، اگر با هدف درست باشد، یعنی می‌خواهد به پختگی و دانایی برسد.

اگر من امروز در اینجا حضور دارم، یعنی آمده‌ام تا دانایی خود را افزایش دهم. شاید در یک جلسه، حتی یک جمله از شما یاد بگیرم و شما هم از من چیزی یاد بگیرید و بتوانیم آن را در زندگی خود کاربردی کنیم.

اگر لژیون سردار را تشکیل داده‌اند، باید با خود فکر کنیم که حضور ما در این لژیون چه معنایی دارد. مثلا خود من به شخصه به این فکر می‌کنم که چند جلسه در لژیون سردار غیبت داشته‌ام، در چه جلساتی حضور داشته‌ام، چه کارهایی انجام داده‌ام و با چه حسی در این جلسات حضور پیدا کرده‌ام.

این موضوع برای من خیلی مهم است که وقتی در اینجا حضور دارم، با چه حسی آمده‌ام و برای چه چیزی آمده‌ام. آیا فقط برای اینکه عضو لژیون سردار باشم، یا واقعا برای کسب دانایی، آموزش گرفتن و تغییر کردن؟

یکی از چیزهایی که ما در کنگره یاد می‌گیریم، بخشندگی است. دیده‌بان زرکش جمله بسیار زیبایی دارند و می‌فرمایند: لژیون سردار، لژیون اندازه‌هاست.

این جمله برای من بسیار جالب است؛ چون کسی که وارد لژیون سردار می‌شود، در واقع اندازه خودش را بزرگ‌تر می‌کند.

شاید امروز این ظرف به اندازه دو یا سه قطره یا حتی ده قطره بزرگ‌تر شده باشد، اما ما قرار نیست یک‌باره به کل برسیم. مهم این است که به اندازه ظرفیت خود، ظرف وجودی خود را بزرگ‌تر کنیم.

پس باید قدر لژیون سردار و قدر کنگره را بدانیم؛ جایی که به ما هنر زندگی کردن را آموزش می‌دهد.

اگر کسی می‌خواهد رشد کند و یک زندگی سالم داشته باشد، باید از خود شروع کند.

هیچ‌کس نمی‌آید به ما بگوید که این مبلغ را برای شما آماده کرده‌ام. بنابراین، من و شما و تک‌تک ما باید دست به دست هم بدهیم و کمک کنیم تا بتوانیم کنگره ۶۰ را گسترش دهیم.

اگر من صفت بخشندگی را در خودم به وجود آورده‌ام، باید ببینم بخشیدن برای چیست و چه چیزی را در وجود من تغییر می‌دهد. چرا کسانی که بخشنده هستند، معمولا حس و حال بهتری دارند؟ به این دلیل که از بخشی از خواسته‌های خود می‌گذرند و می‌توانند چیزی را که برای خودشان در نظر گرفته‌اند، در راهی دیگر قرار دهند.

کسی که واقعاً بخشندگی را یاد می‌گیرد، حس و حال خوبی پیدا می‌کند؛ چون یاد می‌گیرد فقط به خود فکر نکند و بتواند بخشی از داشته‌های خود را در اختیار دیگران و در مسیر درست قرار دهد.

حتی در قرآن نیز یکی از صفات زیبایی که خداوند با آن معرفی می‌شود، بخشندگی و مهربانی است و بسم‌الله الرحمن الرحیم در ابتدای سوره‌ها، یادآور همین صفات زیبای خداوند است.

من امیدوارم همه ما بتوانیم صفت بخشندگی را با تمام وجود درک کنیم و بفهمیم که بخشندگی فقط بخشیدن مال نیست؛ بلکه می‌تواند شامل بخشیدن زمان، انرژی، محبت، آموزش و حتی گذشتن از بعضی خواسته‌های شخصی باشد.

امیدوارم بتوانیم این آموزش را در زندگی خود کاربردی کنیم و با بزرگ‌تر کردن ظرف وجودی خود، به دانایی، آرامش و حال خوش بیشتری برسیم.

منبع:اپلیکیشن دژاکام 

تایپ: همسفر شیدا رهجوی راهنما همسفر فرشته( لژیون هفتم )

ویرایش و ارسال:همسفر وجیهه نگهبان سایت 

 

همسفران نمایندگی ساوه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .