ششمین جلسه از دور پنجاه و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی حر، با استادی راهنمای محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه ؛《 عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند 》در روز دوشنبه نوزدهم تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۰۰ : ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر.من به رسم شکرگزاری، خدای خودم را شکر میکنم که اجازه داد امروز در این جلسه حضور داشته باشم. خوشحالم که بعد از تعطیلات، دوباره همه عزیزان را در کنار هم میبینم. از آقای مهندس تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردند تا منِ رضا بتوانم در جایگاههای مختلف خودم را امتحان کنم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای خودم، آقا اقبال، تشکر میکنم. اگر امروز در این جایگاه نشستهام، صددرصد نتیجه زحمات و آموزشهای ایشان است. همچنین از آقای اکبر جوادی، راهنمای سیگارم، تشکر میکنم؛ چون اگر امروز میتوانم خدمت کنم، به واسطه این است که سفر سیگارم را هم به پایان رساندم.دستور جلسه امروز «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» است.به نظر من، از یک نظر بله و از یک نظر خیر. ما در خدماتی که کنگره ۶۰ در اختیارمان قرار میدهد، همه با هم برابر هستیم. روز اولی که وارد کنگره میشویم، همه صفت «تازهوارد» داریم. بعد از سه جلسه، صفت «مسافر» به ما داده میشود. برای همه فرصت انتخاب راهنما وجود دارد، همه وارد لژیون میشوند و همه یک مسیر درمان را طی میکنند.
اما بعد از رهایی چه اتفاقی میافتد؟ میبینیم بعضی از عزیزان در کنگره میمانند و خدمتگزار میشوند و بعضی دیگر، آن حال خوب و آموزشهایی را که میتوانستند از کنگره دریافت کنند، به دست نمیآورند. خود من در همین دو هفته تعطیلات، وقتی از کنگره دور بودم، متوجه شدم آن حال و حس خوبی را که در کنگره دریافت میکنم، در آن مدت نداشتم. اتفاق خاصی هم برایم نیفتاده بود؛ فقط از محیط آموزش و خدمت فاصله گرفته بودم.اگر بخواهم کنگره ۶۰ را در یک مقیاس کوچکتر مثال بزنم، برای من شبیه یک روستا است که کدخدا به همه روستاییان یک قطعه زمین میدهد. همه در ابتدا زمین یکسانی دارند، اما اینکه هر شخص با آن زمین چه کار کند، به خودش بستگی دارد. برای یک مسافر، آن زمین میتواند همان جایگاهی باشد که در کنگره به او داده شده است. حالا یک نفر روی این زمین تلاش میکند، آن را آبیاری میکند، به موقع به آن سر میزند، علفهای هرز را از بین میبرد و مراقب محصولش است. در کنگره هم همان شخص کسی است که بهموقع به جلسه میآید، بهموقع میرود، حرف راهنمایش را گوش میکند، دارویش را بهموقع مصرف میکند، سیدیهایش را مینویسد و سفر سیگارش را هم به پایان میرساند. قطعا چنین شخصی در پایان، محصول خوبی برداشت خواهد کرد. اما اگر کسی فقط یک دانه گندم در زمین بپاشد و منتظر محصول باشد، طبیعتاً برداشت خوبی نخواهد داشت. باران این زمین هم برای من میتواند آموزشهای آقای مهندس و بستر کنگره باشد؛ اما باران به تنهایی کافی نیست. منِ مسافر هم باید حرکت کنم و تلاش کنم. صفتهایی که در کنگره در کنار اسم یک مسافر قرار میگیرند، مثل مسافر، مرزبان، راهنما، پهلوان و جایگاههای دیگر، نتیجه همان تلاش و حرکتی است که شخص انجام داده است. یعنی کنگره ۶۰ در ابتدا همه را برابر میداند و فرصت را در اختیار همه قرار میدهد؛ اما اینکه منِ رضا چه صفتی را در کنار اسم خودم قرار بدهم، به تلاش و عملکرد خودم برمیگردد. اگر من بخواهم روزی اسم «رضا» در کنار عنوان نگهبان، مرزبان، راهنما یا هر جایگاه دیگری قرار بگیرد، باید برای رسیدن به آن تلاش کنم. هر کس به اندازهای که تلاش میکند، محصول خودش را برداشت میکند و هرچه تلاش بیشتر باشد، نتیجه هم میتواند شیرینتر و لذتبخشتر باشد. به قول آقای مهندس، هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد، به اندازه لیاقت و تلاشی است که انجام داده است. هر کس به اندازهای که خدمت میکند و به انسانها کمک میکند، ظرفیت و لیاقت بیشتری برای خدمت پیدا میکند. این قانون فقط در کنگره نیست و در زندگی هم وجود دارد. مثلاً یک کارمند هرچقدر بیشتر و بهتر کار کند، نتیجه و دریافتی متفاوتی خواهد داشت و کسی که کمتر تلاش میکند، طبیعتاً نتیجه کمتری میگیرد. پس منِ رضا باید در سفر اول خودم درست سفر کنم، چون سفر اول فونداسیون و زیرساخت سفر من است. اگر این پایه را درست بسازم، در ادامه میتوانم ساختمان محکمتری داشته باشم. در نهایت، به نظر من عدالت یعنی فرصتها در اختیار همه قرار میگیرد، اما نتیجهای که هر کس به دست میآورد، به عملکرد، انتخاب و تلاش خودش بستگی دارد. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
متن وعکس: مسافرعلی ایرانشاهی
ویرایش و بار گزاری : مسافر بهروز
مرزبان کشیک: مسافر حامد
- تعداد بازدید از این مطلب :
66