جلسه دوازدهم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی مشهد به استادی راهنما همسفر آزشیدا، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر سمانه با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ باهم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
عدالت یعنی هر چیزی در جایگاه خودش باشد؛ یعنی متعادل بودن. تعادل یعنی اینکه من جایگاهی که اکنون در آن هستم، همان درست است. این شرایط ممکن است از درد و رنج و ناامیدی باشد؛ اما همین جایگاه درست است؛ به این دلیل که من خلق شدم، انسان هستم و به کره زمین آمدم. پس یکسری درسها باید پاس کنم تا به آن درجه از انسانیتی که مدنظر کنگره۶۰ و جهان هستی است برسم.
اگر من این شرایط ناگوار و سخت را درک کردم و خیلی جدی نگرفتم، آن موقع میتوانم به رشد و آگاهی برسم. عدالت بر پایه این است که من اول باید آگاهی و معرفت کسب کنم تا بتوانم به درجه عدالت برسم. حرفزدن در مورد این دستور جلسه خیلی سخت است؛ یعنی من باید خیلی شرایط سختی را گذرانده باشم تا بتوانم در مورد آن صحبت کرده باشم.
وقتی من در طی این سالها که خداوند به من عمری داده است نهایتاً بخواهم بگویم ۸۰ سال من معتقد هستم انسان در طی طول عمر خود حداقل سه الی چهار مرتبه امتحان میشود. از طریق جهان هستی امتحان میشویم. اگر من در این چهار مرتبه خودم را پذیرفتم، شرایط را پذیرفتم و در مقابل این اتفاقات و شرایط تسلیم شدم، آن موقع زندگی من میتواند به بهترین شرایط ممکن برسد؛ زیرا اعتقادم بر این است و این برای من اتفاق افتاده که زمانی که من بپذیرم، آرامش به سوی من روانه میشود.
زمانی که پذیرفتم، من همان همسفری بودم با حال خراب، با بیماری، و بیماری مسافرم وارد کنگره شدم. شاید آنجا جایگاهم درست بود. شاید بگویید انسانی که در بیماری باشد، مگر میشود جایگاهش درست باشد؟! بله، من میگویم درست بود؛ زیرا ما بهعنوان انسان به زمین آمدهایم تا درسمان را پاس کنیم. شاید این آزمونها بیماری مسافرم باشد، بیماری خانواده یا عزیزانم باشد، اعتیاد فرزندم باشد. در این شرایط اگر پذیرفتم و جنس نگاهم را نسبت به آن واقع و جهانبینی خود را تغییر دادم، آن موقع وسیع رها و آزاد میشوم.
خودم را مثال میزنم؛ در آن شرایط تسلیم شدم و از خداوند خواستم هدایتم کند؛ زیرا تو دانندهای، تو عالمی. پس مرا به سویی ببر تا بتوانم ابزار عشق، آرامش و محبت باشم. من تماماً در اختیار خودت هستم؛ چشمانم را بیدار بخش و گوشهایم را شنوا کن. پذیرفتم در شرایط خود بسیار سخت است؛ شاید در شرایطی شدت آزمون الهی بیشتر باشد. به خداوند گفتم اگر من از شکم مادر متولد شدهام، پس ارزشمند هستم؛ حتماً در این جهان هستی ارزشی دارم. و این ارزشمندی ربطی به ثروت، پول، قیافه، اندام یا مدل ماشین و خانهای که در آن هستم ندارد؛ بلکه به انسانیت من مربوط میشود.
اگر من به این مسائل و کنگره به دیدگاه دیگری نگریستم، میدانید چه میشود؟ آن موقع جهان هستی میگوید: وقتی شما خود را به من سپردید، سپس من حمایتت خواهم کرد. خداوند میفرماید: تو به من اعتماد کن، من دست رد به سینهات نمیزنم. در مسیر کنگره بمان و روی خود متمرکز باش؛ نترس؛ زیرا من دستت را میگیرم، کمکت میکنم و از گذرگاه سخت عبورت میدهم.
من مطمئن هستم هر اتفاقی در زندگی میافتد، صددرصد برایمان خیر است. خیر این نیست که حتماً در قرعهکشی برنده ماشین شوم یا اینکه صندوق خانگی باشد که پولی به دستم برسد. شاید خیر در این باشد که من همسرم را از دست بدهم یا اینکه فرزندم بیمار شود. شاید خیر در این باشد که من سلامتیام را از دست بدهم یا اینکه پولی را از دست بدهم.
جمله آخرم را بگویم؛ همیشه به خود میگویم این جهان با ذرهبین بر روی من فوکوس کرده تا عملکرد مرا ببیند. آیا من خود را لایق بهترین میدانم؟ اگر دانستم، جهان هستی کمکم میکند.
آیا همسفری که مصرف قلیان و سیگار دارد و به کنگره۶۰ میآید و میداند که این مصرف چه زیانهایی به جسمش وارد میکند، میداند در تاریکی قرار گرفته؛ اما برایش مهم نیست باز هم با هم برابرند؟ چه همسفر و چه راهنما باشد، فرقی نمیکند، همسفری که میداند کارش ضدارزش است، میآید سفر خود را طی میکند و این کار را برای خود انجام میدهد، هیچوقت برابر نیستند. همسفری که به مسافرش میچسبد، به رفتوآمد او با دیگران سین جین میکند و میگوید: چرا شربت خود را نخوردهای با آن همسفری که روی خود کار میکند و کاری به مسافر خود ندارد، آیا برابر هستند؟
در طول زندگی مدام این سوال را از خود بپرسید. در میهمانی ، آیا تو با آدمهایی که در این جمعها غیبت و هر کاری که میکنند برابر هستید؟ آیا باوجود آموزشهای کنگره باز هم با آنها برابر هستید؟
آرزوی سلامتی برای همه شما دارم. امیدوارم بتوانیم این عدالت را در وجود خودمان انجام بدهیم.

مرزبانان کشیک: همسفر حمیده و مسافر مرتضی
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
100