"بنام قدرت مطلق"
جلسه پنجم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی مسافر حسام و نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه "عدالت - آیا همه افراد باهم در کنگره 60 برابر هستند؟"مورخ 19 مرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، حسام هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز این جایگاه نصیبم شده تا خدمت کنم و از شما بیاموزم.
دستورجلسه هفتگی «عدالت» است: «آیا تمام اعضایی که در کنگره شرایط یکسانی دارند، با هم برابرند؟»
خب، عدالت واژهای است که هرکسی نسبت به باورهای خودش، تعریفی برای آن دارد. مثلاً یکی میگوید: «این بلایی که امروز سر من آمد، تصادف کردم؛ این عدالت نیست.» اما میرود بیمارستان، از پای آسیبدیدهاش عکس میگیرد و یک تومور پیدا میشود. بعد با خودش میگوید: «شاید این، عدالت بوده است.»
ما یک تعریف و یک ذهنیت نسبت به وقایع داریم که غالباً درست نیست. برای خود من هم در اکثر مواقع درست نبوده است. چیزی که فکر میکردم این است، جلوتر که میروم، شاید در یک موضوع یک روز گذشته باشد، در موضوعی دیگر یک هفته و بعضی از آنها هم به سال کشیده باشند؛ بعداً فهمیدهام چه حکمتی پشت آن بوده و چه عدالتی در آن وجود داشته است.
در کنگره، عدالتی که وجود دارد این است که به زیباترین شکل، یک مسیر را به من نشان میدهد. شاید سازی که من میزنم، نسبت به دنیا خیلی ناکوک باشد و روی هارمونی نباشد؛ ولی کنگره خودش یک هارمونی منظم دارد که همسو با دنیا حرکت میکند و دستاوردش هم کاملاً مشخص است.
بودن من در کنگره و گوش دادن به مباحث و آموزههایی که در اینجا وجود دارند، من را با این سازِ کنگره و در نهایت با ساز طبیعت همسو میکند؛ و این همسویی میتواند به نوعی باعث رشد من شود و مرا به تکامل برساند.
جالبیِ این موضوع هم اینجاست که باز در فکر من میآید و مثلاً فکر میکنم شاید اگر وقتم را در کنگره بگذارم، بتوانم این وقت را جای دیگری صرف کنم و پول دربیاورم. با خودم فکر میکنم خب، شاید این برای من مفیدتر باشد.
من عضو کوچکی از کنگره هستم. هنوز نزدیک به دو سال نشده که در کنگره هستم؛ حدود یک سال و چند ماه است که وارد کنگره شدهام. با چیزهایی که وجود دارند، نگاه و بررسی کردهام و میبینم هرکسی که جایگاهش در کنگره بالاتر است، خدمتگزارتر است و ازخودگذشتگیهای بیشتری انجام میدهد.

یعنی شما از بنیان کنگره، شخصی که آقای مهندس هستند، میبینید که بیشترین وقت را ایشان برای کنگره میگذارند و بیشترین انرژی را صرف میکنند؛ با اینکه پتانسیل انجام خیلی از کارها را دارند و شاید خارج از کشور میتوانستند کارهای زیادی انجام دهند.
بعد میرسیم به دیدهبانها؛ آنها هم وقت زیادی برای دیدهبانی میگذارند و به همان شکل، ازخودگذشتگی و ایثار بسیار زیادی در آنها وجود دارد.
واقعاً کسانی که وارد کنگره میشوند، شاید در اوایل فکر کنند که خدمتهایی که انجام میدهند، شاید بحث مالی پشت آن باشد؛ ولی با یک تحقیق ساده و یک بررسی ساده متوجه میشوند که نه، اینطور نیست.
خیلی جالب است که شاید خدمتی که من انجام میدهم، در نگاه و بررسی ذهنی من سودی برای من نداشته باشد؛ ولی حقیقت این است که آن رشدی که انسان از لحاظ معنوی پیدا میکند، باعث میشود بُعد مادی زندگیاش هم پیشرفت کند و در نهایت هم به آن عدالتی که وجود دارد پی ببرد و هم بتواند آن را در زندگی به عمل دربیاورد؛ ابتدا برای خودش، بعد برای خانوادهاش و سپس برای جامعه.
.jpeg)
یک لژیون سردار در کنگره وجود دارد که پایههای مالی کنگره را قوی میکند و باعث میشود که ما در لواسان شعبه داشته باشیم و اگر زمانی نیاز باشد، دوباره آنجا شعبه جدیدی احداث شود.
همه اینها به آن معرفت انسانها برمیگردد. میگویم هرکسی که جایگاهش بالاتر است، شما نگاه کنید و ببینید بخشندگیاش و مبالغی که به کنگره اهدا کرده تا این NGO بزرگتر شود، خیلی بیشتر است. این موضوع نسبت به میزان معرفتی است که انسانها قلباً و در درون خود دارند و این کار مهم را انجام میدهند.
در نهایت اگر بخواهم این را بگویم، جایگاهها در کنگره و عدالت اینگونه هستند که انسانها با هم برابر نیستند. هرکسی که خدمت بیشتری کرده، هرکسی که خالصتر است و هرکسی که واقعاً عاشقتر است، به نوعی جایگاهش هم در کنگره بالاتر است و هم در صور پنهان.
من در کنگره یاد گرفتهام که یک صور پنهان هم وجود دارد و یه عالم غیبی نیز وجود دارد.
از اینکه به مشارکتم گوش دادید، خیلی ممنون و متشکرم
تایپ و بارگزاری:مسافر پیمان
عکاس :مسافر مصطفی
مرزبان خبری : مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
151