English Version
This Site Is Available In English

درد شکافنده‌ی فهم است

درد شکافنده‌ی فهم است

جلسه چهارم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی غزالی به استادی دنور همسفر هانیه، نگهبانی دنور همسفر حمیده، دبیری راهنمای تازه‌ واردین همسفر سمانه با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ باهم برابرند؟» روز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

عدالت یعنی همان تعادل برقرار کردن. 
تعادل یعنی همه چیز در جای خودش باشد، نه کمتر و نه بیشتر. 
هر کسی متناسب با عملکرد، تلاش و آگاهی در جای اصلی و واقعی خود قرار بگیرد.

سؤال اینجاست: انسان چگونه به عدالت برسد؟ 
اولین قدم، معرفت است؛ یعنی شناخت و آگاهی. 
هر شناختی انسان را به معرفت نمی‌رساند. 
انسان باید معرفت و آگاهی در جهت خیر داشته باشد تا به عدالت برسد. 
وقتی این‌گونه شد، دست به کارهایی می‌زند که ما در کنگره ۶۰ به آن عمل سالم می‌گوییم. 
کسب معرفت و آگاهی در جهت خیر، عمل سالم به وجود می‌آورد و عمل سالم، عدالت را به وجود می‌آورد. 
مسیر این است. 
اگر بدانم آن مسئولیت، بخشش و آگاهی را عملی کنم، در واقع تبدیل می‌شود به عمل سالم؛ و اگر نه، فقط یک اطلاعات است و نمی‌شود گفت معرفت.

آیا همه در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ 
در کنگره همه انسان‌ها محترم هستند، همه حق آموزش دارند، حق خدمت دارند، حق حرکت دارند؛ 
اما همه از نظر جایگاه خدمتی با هم برابر نیستند، از نظر حال خوش با هم برابر نیستند. 
چون به فرموده جناب مهندس، جایگاه هر انسانی بر مبنای آن سعی و تلاش خود شخص، و خدمت و تولیدی که انجام می‌دهد، و چه‌بسا فساد و مصرفی که دارد، اساس آن تعیین می‌شود. 
خداوند می‌فرمایند: 
لیس للانسان الا ما سعی 
من خیلی این آیه را دوست دارم.

در کنگره می‌بینیم آن کسی که بیشتر خدمت می‌کند، کسی که آموزش می‌بیند و در چیدمان صندلی‌ها کمک می‌کند، کسی که بخشندگی بیشتری دارد، کسی که سبد را حمایت می‌کند و به لژیون سردار می‌آید، حالش بهتر است. 
این تبعیض نیست؛ بلکه عین عدالت است. 
بی‌عدالتی آن‌جایی است که کسی که تلاش و خدمت می‌کند، با کسی که استفاده‌کننده آموزش‌ها است و فقط مصرف‌کننده زحمات دیگران است، با هم برابر باشند و نتیجه یکی باشد.

هم‌زمانی این دستور جلسه در لژیون سردار مرا به تفکر واداشت؛ در واقع  گفتن کلمه بخشش در لژیون سردار برایم آسان نیست. 
چرا که من این را یک ادای دین می‌دانم، احساس وظیفه می‌دانم. 
این یک پرداخت بهای کوچک از آن آرامش و حال خوشی است که در کنگره دریافت کردم. 
این دستور جلسه یک معنای جدید برای من باز کرد: خدمت مالی در لژیون سردار یک عمل سالم و یک عمل خیر است. 
من می‌توانم این را برای خودم این‌طوری معنا کنم: عملی که از معرفت، آگاهی، بصیرت و دانایی یک مسافر و یا همسفر سرچشمه می‌گیرد.

وقتی متوجه می‌شوی با سهم کوچک من بستری برای درمان یک مسافر  فراهم می‌شود، آرامشی برای یک همسفر، آموزشی برای یک تازه‌وارد، حتی ساخت یک شعبه فراهم می‌شود، آن خدمت دیگر پرداخت پول نیست؛ بلکه تبدیل به مشارکت در احیای انسان‌ها می‌شود.

خدمت در لژیون سردار فقط پول دادن نیست؛ یک حرکت عاشقانه است. 
عشق یعنی دردی را از یک درمانده دوا کردن، 
عشق یعنی کاهش رنج بشر، 
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر واگذاری آب را به تشنه‌تر.

اینجاست که اگر از لحاظ مالی در چالش هستیم، اما می‌آییم در لژیون سردار تعهدمان را پرداخت می‌کنیم، چرا که می‌رسیم به وادی چهاردهم و معنای عشق، یعنی از خود گذشتن.

درد شکافنده‌ی فهم است؛ من عاشق این جمله کتاب ۶۰ درجه هستم. 
انسان زمانی که درد را با پوست و گوشت و استخوان درک می‌کند، دیگر رنج دیگران فقط برایش شنیدنی نیست، کاملاً آن را می‌فهمد با تمام وجودش. 
آن‌وقت است که حاضر می‌شود از جان، مال، وقت و انرژی خودش را بگذرد،
تمام عشقش را هم بگذارد، تمام تلاشش را هم می‌کند، تا دست یک همسفری را که تازه به کنگره آمده  بگیرد.
آن همسفری که پر از رنج، پر از غم و پر  تاریکی است چرا که اعتیاد سالیان سال روی سر خانواده‌اش خیمه زده.
من اینجا است که با تمام وجودم می‌توانم بگویم: 
من هستم، منم این راه را رفته ام، من هم زخمی این مسیر بودم. 
خوش آمدی. 
اینجا با آموزش عشق و صبر در کنگره، دردت التیام پیدا می‌کند و عشق مرهمی می‌شود بر دل‌شکسته‌ات.
به او‌می‌گویم: 
بمان، مبادا در مسیر ناامید شوی. 
من و همسفران دیگر و راهنمای با عشقت هستیم و کمکت می‌کنیم تا تو نیز بال پرواز شوی، برای مسافرت؛ 
تا تو هم بتوانی معنای عشق را بچشی، 
تو نیز به رهایی برسی، 
و باز تو دستگیر یک همسفر رنج‌دیده‌ی دیگری بشوی.

از خداوند متشکرم که به من اجازه خدمت در  مسیر کنگره داد تا علاوه بر احیای خودم و احیای خانواده، بتوانم باعث احیای همسفران دیگر نیز باشم.

تایپیست: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه(لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .