راهنما همسفر فرزانه:
دستور جلسه در مورد «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟» است، عدالت یعنی هر چیزی در جایگاه خودش قرار بگیرد، نه اینکه فکر کنیم عدالت به معنای برابری و یکسانی است،
زمانی که وارد کنگره میشویم، میبینیم افرادی که به واسطه مصرف مواد مخدر، در شهر وجودی خود نظم و تعادل بههمریختهای دارند، در قسمت مسافران حضور دارند، در قسمت همسفران نیز به دلیل قرار گرفتن در چنین شرایطی، ممکن است افراد در تاریکیهای درونی زیادی قرار گرفته باشند.
وقتی وارد کنگره میشویم، شروع به آموزش گرفتن میکنیم و سطح دانش و آگاهی خود را بالا میبریم، کمکم اگر در مسیر درست حرکت کنیم، به معرفت میرسیم، در این مرحله نوع نگاه ما تغییر میکند و یاد میگیریم برای رسیدن به خواستههایمان تلاش کنیم و با اهمیت دادن به خود و داشتن تفکر درست، حرکت کنیم، در این زمان جایگاه ما نیز تغییر میکند و این موضوع را در هر لحظه از زندگی خود احساس میکنیم.
متوجه میشویم که عدالت الهی یعنی هرکس با توجه به تلاش و عملکردش، در جایگاه مناسب خود قرار بگیرد؛ زیرا انسانی که امروز تلاش میکند، با گذشته خود تفاوت دارد، پس هر انسانی با توجه به سطح دانایی و عملکرد خودش، جایگاهی را برای خود به وجود میآورد و این جایگاه، نتیجه عملکرد خود اوست.
این موضوع در کنگره نیز برقرار است؛ از سفر اولی و تازهواردی که وارد کنگره میشود گرفته تا مرزبان، راهنما و سفر دومی. هر کسی متناسب با میزان علم، دانش، آگاهی و معرفتی که کسب کرده و همچنین عملکرد، تلاش و کوشش خودش، در جایگاه متفاوتی قرار میگیرد، این دستور جلسه، وادی سوم را در ذهن من تداعی میکند که در نهایت، این خود من هستم که با تلاش، حرکت و انتخاب مسیر درست میتوانم بهترینها را برای خودم رقم بزنم.
همسفر مهسا:
«عدالت» یعنی رسیدن حق به حقدار و برای رسیدن به عدالت باید تلاش کرد،
پیش از ورودم به کنگره ۶۰، فکر میکردم «عدالت» یعنی اگر شخصی به من ظلم کرد، آن ظلم و بدی باید به خودش برگردانده شود؛ یا اگر من مرتکب ظلم شدم، مجازات شدن من عین بیعدالتی است؛ حتی گاهی فکر میکردم اگر از شخصی که مال و دارایی بیشتری دارد، مبلغی بگیرند و بین دیگران تقسیم کنند، این کار عدالت است؛ اما با آموزشهایی که در کنگره گرفتم، متوجه شدم عدالت این نیست که همیشه بر اساس منافع من باشد، عدالت عین حقیقت و واقعیت است، حالا چه به نفع من باشد و چه به ضرر من؛ تفاوتی ندارد.
اگر در هر مسیری از زندگی بخواهیم از قوانین و مسیر درست تعدی کنیم، باید تاوان و نتیجه آن را بپذیریم، عدالت در کنگره بسیار مهم است و باید اجرا شود، در بدو ورود همه در کنگره از نظر انسانی برابر هستند و هیچکس از شخص دیگری درباره تحصیلات، پست یا مقامش سؤال نمیکند، انسان با تلاش و عملکرد خودش جایگاه خویش را مشخص میکند.
برای مثال، یک سفر اولی که بهخوبی آموزش میگیرد و در مسیر درمان و سفر خود حرکت میکند، با شخصی که مدت زیادی در کنگره حضور داشته؛ اما هنوز نتوانسته سفر خود را به پایان برساند و از آموزشها فاصله گرفته است، تفاوت دارد؛ بنابراین، در کنگره جایگاههای مختلفی مانند تازهوارد، سفر اولی، سفر دومی، مرزبان و کمکراهنما وجود دارد و هرکدام مسئولیت و جایگاه خاص خود را دارند، این تفاوت جایگاهها به معنای برتری انسانها نسبت به یکدیگر نیست، بلکه نتیجه میزان آموزش، دانایی، عملکرد و خدمتی است که هر فرد انجام میدهد؛ بنابراین باید متناسب با هر جایگاه، احترام و حرمت آن جایگاه نیز حفظ شود.
همسفر شهناز:
دستور جلسه در مورد «عدالت» است و این سؤال مطرح میشود که آیا همه اعضای کنگره با یکدیگر برابر هستند یا خیر؟ به نظر من، این فرضیه که همه انسانها در همه شرایط با یکدیگر برابر هستند، درست نیست، آیا دانایان با نادانان برابرند؟ آیا کسانی که خدمت میکنند با کسانی که خیانت میکنند، برابر هستند؟ مسلماً اینگونه نیست، انسانها بر مبنای خدمتی که انجام میدهند، جایگاه و ارزش خود را پیدا میکنند، باید آنقدر در مسیر درست و خدمت کردن تلاش کنیم که وقتی حضور نداریم، جای خالی ما احساس شود و دیگران نبودن ما را احساس کنند؛ نه اینکه با نبودن ما، دیگران خوشحال شوند، ارزش انسان به جایگاهی است که در آن قرار دارد و خدمتی است که انجام میدهد، خداوند نیز میفرماید: «پرهیزکارترین و خدمتگزارترین شما، نزدیکترین فرد به من است.»
برای مثال جایگاه راهنما، مرزبان، ایجنت و رهجو با یکدیگر متفاوت است، ارزش و تفاوت این جایگاهها به دلیل مسئولیت و خدمتی است که هر فرد انجام میدهد، برای مثال مرزبان به دلیل مسئولیتی که در اداره شعبه دارد، جایگاه و مسئولیت متفاوتی دارد و به همین دلیل باید به جایگاه او احترام بگذاریم، ایجنت و راهنما نیز مسئولیتهای خاص خود را دارند و جایگاهشان با یک سفر اولی متفاوت است.
البته هر انسانی جایگاهی دارد و باید به جایگاه همه افراد احترام گذاشت، جایگاه، نشاندهنده میزان مسئولیت، خدمت و عملکرد هر فرد است؛ اما این جایگاه نباید باعث فخرفروشی و غرور شود، یک رهجو نباید تصور کند که جایگاهش با راهنما یکسان است، رهجو باید به راهنمای خود احترام بگذارد و آموزشهای او را بپذیرد، زمانی که با اعتماد و احترام حرکت میکند و آموزشها را به کار میگیرد، میتواند در مسیر رسیدن به رهایی کامل قرار بگیرد، اگر رهجو بگوید من با راهنمای خود فرقی ندارم، در واقع از پذیرش جایگاه و آموزش فاصله گرفته است.
هر رهجویی که وارد کنگره میشود، اگر در مسیر آموزش قرار بگیرد، بهتدریج رفتار و نگرشش تغییر میکند، گرههای درونی او مانند سنگ آسیابی هستند که با آموزش و حرکت درست، بهتدریج نرم و قابل استفاده میشوند، در هستی و خلقت نیز انسانها بر اساس میزان دانایی، آگاهی و عملکرد خود، جایگاه متفاوتی پیدا میکنند؛ بنابراین عدالت به معنای یکسان بودن همه نیست؛ بلکه یعنی هرکس متناسب با دانایی، عملکرد و خدمتی که انجام میدهد، در جایگاه شایسته خود قرار بگیرد.
همسفر آمنه:
دستور جلسه در مورد عدالت است: «عدالت چیست؟ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با یکدیگر برابرند؟»، آیا اینکه گفته میشود عدالت یعنی برابری و برادری، درست است؟ آیا بین فرد دانا و فرد نادان هیچ تفاوتی وجود ندارد؟ آیا همه افراد به یک اندازه توانایی دارند و افکار و اندیشههایشان یکسان است؟ برای مثال آیا یک مرزبان و یک نگهبان به یک اندازه خدمت انجام میدهند؟ آیا خدمتگزاری یک راهنما با یک دیدهبان یکسان است؟ حتی اگر خود راهنماها را با یکدیگر مقایسه کنیم، آیا همه به یک اندازه خدمت میکنند؟
ممکن است یکی خیرخواه باشد و دیگری خیرخواهی کمتری داشته باشد، افرادی که در کنگره۶۰ حضور دارند نیز مانند همه انسانها، میزان توانایی، ظرفیت و عملکرد متفاوتی دارند، برای مثال، یک رهجو تمام صحبتهای راهنمای خود را با جان و دل میپذیرد، بهموقع به گفتههای راهنما عمل میکند، حتی زودتر در جلسات حاضر میشود، سیدیها را بهدرستی و در زمان مقرر انجام میدهد، کتابهایی را که راهنما معرفی میکند مطالعه میکند و وظایف خود را با دقت انجام میدهد، آیا چنین رهجویی با رهجویی که برعکس عمل میکند، میتواند یکسان باشد؟
در مورد رهجویان، دیدهبانان و بهطور کلی همه انسانها نیز همین موضوع صدق میکند، مگر همه انسانها به یک اندازه توانایی دارند؟ به اعتقاد من، هرگز چنین نیست، هر انسانی نسبت به دیگر همنوعان خود، توانایی و ظرفیت متفاوتی دارد؛ یکی فعال و پرتلاش است و دیگری بیتوجه، یکی خوشاخلاق است و دیگری تندخو و بداخلاق.
پس آیا باید با همه به یک شکل و بهصورت مساوی برخورد شود و این را عدالت بدانیم؟ به نظر من، خیر. عدالت یعنی هر فرد در کنگره، متناسب با میزان توانایی، دانایی، عملکرد و خدمتی که انجام میدهد، جایگاه خود را پیدا کند؛ نه اینکه همه افراد را بهصورت یکسان در نظر بگیریم، در پایان از راهنما خوبم، همسفر فرزانه، نهایت تشکر و سپاسگزاری را دارم و از جناب مهندس بزرگوار نیز سپاسگزارم که با تجربههای اصولی و اساسی و آموزشهای بسیار عالی و کاربردی، ما را بهدرستی هدایت میکنند، امیدوارم بتوانیم از این آموزشهای ارزشمند بهدرستی استفاده کنیم، سطح آگاهی خود را بالا ببریم و در مسیر درست زندگی حرکت کنیم.
مشارکت گروهی لژیون یازدهم
رابط خبری: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران دهخدا
- تعداد بازدید از این مطلب :
73