English Version
This Site Is Available In English

ما اگر بخواهیم به عدالت برسیم باید آگاهی و دانش مان را بالا ببریم

ما اگر بخواهیم به عدالت برسیم باید آگاهی و دانش مان را بالا ببریم

یازدهمین جلسه از دوره بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان، با استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه " عدالت آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟"يکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

 سخنان استاد:

سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر. تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان، تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم، آقا مرتضی، و تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران.

دستور جلسه این هفته: عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟

باید مفهوم عدالت را بفهمیم. عدالت یعنی برابری.

مفهوم عدالت در همه‌جا به معنی برابری و مساوی بودن نیست. آقای مهندس می‌گویند عدالت یعنی تعادل و باید تعادل برقرار باشد. اگر یک صندلی را در نظر بگیریم، هر کدام از پایه‌های آن را جابه‌جا کنیم، تعادل صندلی به هم می‌خورد. تعادل و موازنه باید همیشه برقرار باشد.

برای اینکه انسان به عدالت برسد، باید به معرفت برسد، چون معرفت انسان را به عمل صالح می‌رساند. بعضی‌ها در راه شر معرفت دارند، بعضی‌ها در راه خیر.

ما باید برای اینکه به عدالت برسیم، آگاهی و دانشمان را بالا ببریم. آقای مهندس عدالت را به دو قسمت تقسیم کرده است. کسی که روز اول وارد کنگره می‌شود، می‌گویند با نام کوچک خودتان را معرفی کنید و ما از القاب استفاده نمی‌کنیم، چون می‌خواهیم روی یک نقطه مشترک و هدف کار کنیم که آن درمان اعتیاد است.

ما به شخصیت بیرونی شخص کاری نداریم؛ چه شخص نان خشک جمع می‌کند و چه شخصی که بنز دارد، هر دو می‌آیند و در کنگره می‌نشینند و به درمان می‌رسند.

از این نظر، همه ما در کنگره یکسان هستیم.

از نظر دیگر، که آیا همه افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟

باید بگوییم نه، چون کسی که برای بار اول وارد کنگره می‌شود با یک راهنما و یا مرزبان فرق می‌کند.

در هستی و در کنگره ۶۰، افراد بر اساس خدمتی که انجام می‌دهند به جایگاه می‌رسند.

خداوند می‌گوید نزدیک‌ترین افراد به من، خدمتگزاران و پرهیزکارترین افراد هستند.

پرهیزکار یعنی کسی که کارهای ضد ارزشی انجام نمی‌دهد.

چرا آقای مهندس این دستور جلسه را گذاشتند؟

چون اگر یک بزرگ‌تر نباشد، کسی به حرف کسی گوش نمی‌دهد.

آقای مهندس می‌گویند این جایگاه‌ها را ما می‌گذاریم که چشم گفتن را یاد بگیریم و به حرف راهنما، ایجنت و مرزبانان گوش بدهیم.

من روزهای اول تریاک و شیره می‌کشیدم و دوست داشتم ترک کنم. یک نفر به من گفت شیشه بکش، مرفین را از بین می‌برد. خیلی راه‌ها را برای ترک امتحان کردم. دو بار به تهران رفتم برای سم‌زدایی که خون بدنم را عوض کنم. دفعه دوم که این کار را انجام دادم، مثل یک دیوانه بودم. سه روز بستری بودم و بعد آن‌قدر عجله داشتم که برسم به کرمان و مواد مصرف کنم و هیچ‌کدام از این‌ها برای درمان مواد جواب نمی‌دهد، جز روش کنگره ۶۰.

حال خوشی که امروز دارم را به هیچ عنوان نمی‌توانم برای شما توصیف کنم. در این ۱۰ ماه، هر چیزی که راهنمایم گفت، چشم گفتم و نتیجه‌اش را امروز خودم دارم می‌بینم. حالم بسیار خوب است و هیچ نیاز و وسوسه‌ای به مواد ندارم و بدنم تمام مواد مورد نیاز را ترشح می‌کند و دیگر نیازی به مواد بیرونی ندارد.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید

عکس، تایپ، ویرایش و ارسال:مرزبان خبری مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .