English Version
This Site Is Available In English

عدالت یکی از صفات اصلی خداوند و بن‌مایه تعادل در هستی است.

عدالت یکی از صفات اصلی خداوند و بن‌مایه تعادل در هستی است.

پنجمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره‌ ۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر احمد، نگهبانی مسافر جمشید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه: « عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» روز یک‌شنبه ۱۸مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

من هم طبق معمول باید از آقای مهندس، خانواده محترمشان و همه عزیزانی که در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند تشکر کنم. آن‌ها من و امثال من را یاری کردند تا بتوانیم از آن وضعیت نابسامان و نه‌چندان خوب گذشته نجات پیدا کنیم و به این نقطه از درمان و رهایی برسیم. به نظرم، تک‌تک ما باید قدر این اتفاق بزرگ را بدانیم، هیچ‌وقت بی‌عدالتی نکنیم و همیشه انصاف داشته باشیم.

دستور جلسه امروز ما درباره **«عدالت»** است. عدالت در واقع یعنی داشتن **انصاف** و یکی از صفت‌های خداوند است. خیلی از ما در جامعه فکر می‌کنیم عدالت یعنی برابری و مساوات مطلق، اما این برداشت ممکن است اشتباه باشد. برای مثال، در همین شعبه خودمان خیلی چیزها برای همه ما مساوی و برابر است؛ همه ما از ساختمان، آب، برق و امکانات دیگر به یک اندازه استفاده می‌کنیم. اما آیا واقعاً کسی که اینجا خدمت می‌کند و به دیگران یاری می‌رساند، با کسی که تلاشی نمی‌کند و در سطوح پایین‌تر قرار دارد یکی است؟ حقیقتاً این‌طور نیست و اصلاً انصاف هم نیست که این دو نفر را در یک سطح قرار بدهیم.

اگر به گذشته نگاه کنیم، یک فرد مصرف‌کننده در زمان مصرف تمام فکر و ذکرش تهیه و مصرف مواد است و حتی اگر کار هم کند، برای مصرف موادش است. اما وقتی شخصی از این نقطه تاریک بیرون می‌آید، صبح زود بیدار می‌شود و مسئولانه به خاطر زن و بچه و زندگی‌اش کار می‌کند، یعنی از آن دنیای قبلی خارج شده است. این یک تغییر و نعمت بسیار بزرگ است که کنگره به ما هدیه داده است.

به نظر من، عدالت واقعی همین است که وقتی من به کنگره می‌آیم، رها می‌شوم و زندگی‌ام دوباره زنده و احیا می‌شود، قدر کنگره را بدانم و از این مسیر خارج نشوم. بی‌انصافی است که بعد از یک سال یا بیشتر رها شدن، سرم را پایین بیندازم و بروم. اگر بروم، در ادامه زندگی حال خوشی نخواهم داشت و دیگر آن حس و حال خوبی که در شعبه داشتم را تجربه نمی‌کنم. همین که در مسیر باشیم، خودش بزرگ‌ترین خدمت و نعمت برای شعبه است.

خود من وقتی به خاطر کارم دو روز به شعبه نمی‌آیم، به محض اینکه دوباره از در وارد می‌شوم، یک حس و حال غریب و انرژی فوق‌العاده‌ای می‌گیرم که تا یکی دو روز کاملاً سرحالم می‌کند. این انرژی روی رفتار من در خانه و با خانواده‌ام هم تأثیر بسیار مثبت و خوبی می‌گذارد. پس انصاف و عدالت حکم می‌کند که قدر این بستر را بدانیم و هرگز رهایش نکنیم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر امید (لژیون یکم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .