از روزی که وارد کنگره شدم مسیر آموختن آغاز شد، مفاهیم بسیاری را در کنگره از نو آموختم و در بسیاری از باورهایم تغییر ایجاد شد، یکی از این باورهای غلط که دچار تغییر بنیادین شد تلاش برای رسیدن به برابری بود! من همیشه فکر میکردم باید مبارزه کنم برای رسیدن به جامعهای برابر! برابری بین زن و مرد! برابری در جایگاههای اجتماعی! برابری در دسترسی به منابع ثروت و سرمایه!
اما امروز میدانم این فریبی است که انسان ِمعاصر را گرفتار خود کرده، برابری در همه چیز ذاتاً مغایر با عدالت و نظم هستی است، خلقت در نابرابری و تضاد است و کنگره به من آموخت «لیس الانسان الا ما سعی» من ِانسان چیزی نیستم جز سعی و تلاش خودم. من نمیتوانم تنها گوشهای بنشینم هیچ تلاشی نکنم و انتظار داشته باشم هستی جایگاهی برابر با انسان های پرتلاش و هدفمند به من بدهد، این نهایت بی عدالتی است.
از آنجایی که کنگره بر پایه عدالت اداره میشود و ساختاری است که نظمش مطابق با نظم هستی میباشد پس از این قانون مستثنی نیست. درست است که همه ما در ابتدای ورود به کنگره با هم برابر هستیم، هر که باشیم از هر طبقه اجتماعی با هر تحصیلات و میزان درآمد و با هر دین و مذهبی در بدو ورود بعد از سه جلسه مشاوره یا مسافر هستیم یا همسفر، به همه ما یک صندلی، یک راهنما و یک دنیا عشق و فرصت برای آموختن و رسیدن به رهایی داده میشود.
اما آیا در ادامه مسیر هم ما با هم برابر هستیم؟
کنگره به من ِرهجو وعده های بسیاری میدهد، وعده رهایی، وعده رسیدن به حال خوش، وعده دسترسی به انرژیهای مثبت و یافتن ِخودی که گم کردهام! من اگر قدم به قدم در مسیر مستقیم، با کنگره همراه باشم، فرمانبرداری کنم، به اصول و حرمت ها وفادار باشم از همه مهمتر قدردان و شکرگزار متد DST و کنگره۶۰ باشم میتوانم در رسیدن به این وعده ها با آنان که پیش از من به رهایی رسیدهاند جایگاهی برابر داشته باشم. عدالت در آن است که من اگر به کنگره وفادار باشم و در مسیر ثابت قدم باشم بتوانم از حال ِخوش کنگره بهرمند شوم.
نویسنده: دنور راهنما همسفر پگاه (لژیون هشتم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
62