۱. تقدیر و تصور اشتباه ما
تقدیر، به فرمان الهی رقم میخورد و ما در اصلِ آن دخالتی نداریم. با این حال، برای رسیدن به هدف، باید موانع را از سر راه برداریم تا زمینه برای تحقق تقدیری نیکوتر فراهم شود. ولی ما غالباً فکر میکنیم که باید همه چیز دقیقاً مطابق میل ما و به بهترین شکل ممکن پیش برود، در حالی که این خواستِ ما نیست که تعیینکننده است، بلکه این تقدیر، زیر نظر فرمان الهی جریان دارد.
۲. اختلاف نظر فلاسفه درباره جبر و اختیار
بحث جبر و اختیار، قرنهاست که ذهن انسان را درگیر کرده است. گروهی از فلاسفه معتقدند همه چیز جبری است، عدهای میگویند اختیار کامل داریم، بعضی آن را به عقلگرایی ربط میدهند و برخی نیز همه چیز را توهم میدانند. اما مهمتر از همه این نظریهها، شناخت درست از هر موضوع است.
۳. شناختِ ناقص، نتیجهبخش نیست
برای نمونه، دوستی داشتیم که با هم تریاک میکشیدیم. او میگفت: «اگر سه روز پشت سر هم تریاک نکشی، اعتیاد از بدنت خارج میشود.» من این کار را امتحان کردم، اما نتیجهای نگرفتم؛ چون شناخت درستی از ماهیت اعتیاد نداشتم.
انسان برای موفقیت در هر رشتهای، ناگزیر است ابتدا شناخت کافی و مهارت لازم را در آن زمینه به دست آورد (درست مثل گرفتن گواهینامه پایه یک).
۴. شناخت انسان، شرطِ اصلی کمکرسانی
روانشناسی که میخواهد به دیگران کمک کند، باید شناخت کاملی از انسان داشته باشد؛ هم لایههای آشکار وجودش و هم لایههای پنهانش را بشناسد و از نفس و روح او آگاه باشد. برای درمان هر بیماری – اعم از اعتیاد، چاقی، لاغری، سرطان، یا حتی تبدیل نیکوتین دودی به خوراکی – ابتدا باید بدن و روان انسان را به درستی شناخت.
۵. نظارت فرمان الهی بر سیستمهای پیچیده هستی
جهان هستی نیز مانند بدن انسان، پیچیدگیهای شگفتآوری دارد. اگر به جزئیات بدن و جهان دقت کنیم، به سیستمهایی برمیخوریم که هوش از سر انسان میبرد و نشان میدهد که همه این نظم، حاصل آگاهی بسیار دقیقی است.
فرمان الهی بر تمام سیستمهای وجود ما – از قلب و کبد گرفته تا مثانه و سایر اجزا – نظارت دارد.
۶. قانون بازتاب اعمال (هرچه کنی به خود کنی)
در این جهان، قانون علت و معلولی حکمفرماست: اگر گندم بکاری، گندم درو میکنی و اگر جو بکاری، جو. این قانون در زندگی اخلاقی ما هم جاری است؛ هر کار خیری انجام دهیم، نیکی آن به خودمان بازمیگردد و هر کار شرّی، عاقبتی بد برایمان دارد. همانطور که ضربالمثل معروف میگوید: «هرچه کنی به خود کنی، گر که نیک و بد کنی.»
۷. مثلثِ خواست، تقدیر و فرمان الهی
برای درک بهتر، یک مثلث در نظر بگیرید که سه ضلع آن عبارتند از: خواست (که میتواند معقول یا غیرمعقول باشد)، تقدیر (که از «قُدرت» و «قضا و قدر» سرچشمه میگیرد)، و فرمان الهی.
اغلب ما وقتی کاری انجام میدهیم – چه خوب و چه بد – آن را به پای تقدیر میگذاریم و میگوییم «تقدیر ما این بود و از اختیار ما خارج بود»؛ در حالی که باید رابطه این سه ضلع را بهتر بشناسیم.