یازدهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابر هستند؟»
یکشنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.
سخنان استاد:
خدای خود را شاکرم که باز هم توفیق داد تا در این روز در خدمت شما عزیزان باشم و بتوانم آموزش ببینم. از همه عزیزان، راهنمایان و مرزبانان گرامی تشکر میکنم که به موقع آمدند و سالن را برای جلسات ما آماده کردند. همچنین تشکر ویژه دارم از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا در این محیط سالم آموزش ببینیم و به تعادل برسیم. اهمیت این مسئله را در این پانزده روز تعطیلی به خوبی درک کردیم.
امیدوارم تعطیلات برای همه عزیزان خوش گذشته باشد و بتوانیم هدفی را که آقای مهندس از این تعطیلات داشتند، بهجا بیاوریم. من دلم برای همهتان تنگ شده بود. هدف از تعطیلات این است که خدمتگزاران، راهنمایان و مرزبانان کمی از کنگره دور شوند تا به کارهای شخصی، خانواده، گردش و کارهای عقبافتاده خود برسند. این دوری باعث میشود که همسفر یا مسافر، قدر کنگره را بیشتر بداند.
در فضای مجازی کلیپی دیدم که یک گنجشک از پنجره وارد اتاق شده بود. آنقدر به شیشه نزدیک شده بود که نمیتوانست راه فرار را پیدا کند، در حالی که در و پنجره دیگر باز بود. چون عقب نمیکشید، راه خروج را نمیدید؛ یعنی آنقدر به آن شیشه زوم کرده بود که خودش را به آن میزد. وقتی انسان کمی از کنگره فاصله میگیرد، ذهنش آماده میشود و سیستمش ریست میشود تا بداند مشکلش را چطور حل کند. امیدوارم از این تعطیلات بهره لازم را برده باشیم و با انرژی، سفر و فعالیتهایمان را شروع کنیم و به تعادل برسیم.
دستور جلسه امروز ما «عدالت» است؛ آیا همه در برابر کنگره با هم برابرند؟
اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم، عدالت به معنی تعادل است، نه برابری. من تا اینجا فکر میکردم عدالت یعنی برابری؛ یعنی هرچه دیگران دارند، من هم باید داشته باشم. اما عدالت در واقع تعادل است. اگر به لوگوی کنگره ۶۰ نگاه کنید، میبینید که عدالت، معرفت و عمل صالح، هدف ماست. هدف، همان رسیدن به عدالت است.
اگر بخواهیم به عدالت برسیم، باید معرفت داشته باشیم. معرفت یعنی شناخت. اگر کامل آموزش ببینیم و راهکارها را بدانیم، میتوانیم به عدالت برسیم تا عمل سالم را انجام دهیم. بدون شناخت، نمیتوانیم عمل سالم انجام دهیم و به عدالت نمیرسیم.
توجه داشته باشیم که عمل سالم با عمل نیک برابر نیست. وقتی وارد کنگره میشویم، بعضی از هرجا حرف میزنند و میگویند «ما این را میدانیم»؛ ولی در عمل، کار نیک انجام میدهند، نه عمل سالم را.
عمل سالم چیست؟ مثلاً وقتی مسافری سفر خود را خراب میکند، عمل نیک این است که فوری او را انضباطی کنیم و بگذاریم سر لژیون بنشیند. همه این را میپسندند، چون به یک فرد کمک میکنیم. اما عمل سالم این است که شش ماه دوری داشته باشد. در عمل نیک میگوییم اگر الان برود مواد بزند، زیر پل میماند، خانوادهاش متلاشی میشود و زنش جدا میشود، پس باید کمکش کنیم. ولی عمل سالم این است که شش ماه دوری کند؛ آن وقت قدر کنگره را میداند و بعد از شش ماه، سفرش را محکم میگیرد و خوب پیش میرود.
پس برای رسیدن به عدالت، باید معرفت داشته باشیم، به عمل سالم برسیم و قدرت تشخیص پیدا کنیم. هدف تمام خدمتگزاران کمک کردن است، ولی نه کمکی که به فرد ضرر برساند.
مثلاً قرار شده همه ساعت پنج اینجا باشند، اما بعضی دیر میرسند. عمل سالم این است که آن فرد را از لژیون بیرون بگذاریم. شاید بعضی فکر کنند که او مشکل داشته، مادرش بیمارستان بوده یا بچهاش مشکل داشته، اما این اغماض باعث میشود آن کسی که سر وقت آمده، دفعه بعد او هم دیر بیاید. وقتی من با کسی اغماض میکنم و چشمپوشی مینمایم، در واقع به کسانی که زود آمدند، ضربه زدهام. همه ما باید به این تشخیص برسیم که عمل سالم چیست و عمل نیک کدام است.
بیشتر اختلافاتی که بین خدمتگزاران پیش میآید، به دلیل این است که سیدی نمینویسند یا گوش نمیدهند تا به عمل سالم برسند. یک مرزبان یا راهنما بر اساس تجربیات قبلی خودش نظری میدهد و عمل نیک انجام میدهد، اما در کنگره آموزش میبینیم که به عمل سالم برسیم.
در بند دوم میپرسیم: آیا همه در برابر کنگره برابرند؟ در بدو ورود، وقتی تازه وارد کنگره میشویم، همه برابریم. همان استکانی که شما چای مینوشید، راهنما هم از همان مینوشد؛ همان صندلی که شما مینشینید، راهنما هم مینشیند و هیچ فرقی ندارد. اما بعد از آن، هر کس سفر میکند و جایگاه خودش را مشخص میکند تا ارزش خود را به دست آورد. وقتی دو نفر با هم وارد میشوند، یکی سیدی مینویسد و دیگری نه؛ یکی خدمت میکند و دیگری نه. آیا احترام این دو نفر برابر است؟