English Version
This Site Is Available In English

عدالت فراتر از برابر بودن

عدالت فراتر از برابر بودن

همسفر نرگس
حرکت به سوی تعادل و عدالت از معرفت آغاز می‌شود و از طریق دانش و آگاهی به عمل سالم منجر می‌گردد که همین امر موضوع عدالت را پیچیده می‌کند. در آرم کنگره۶۰ واژه "عدالت" در بالا و واژه‌های "معرفت" و "عمل سالم" در دو ضلع دیگر دیده می‌شود. در زمینه اعتیاد دستیابی به عدالت درونی از آموزش‌های بنیادین است و فردی که تعادل را در درون خود برقرار کند می‌تواند در زندگی بیرونی نیز عادل باشد. اعتیاد نیروهای درونی را مختل می‌کند و به مصرف مواد مخدر انرژی می‌دهد. در روند درمان، تعادل درون برقرار می‌شود و با کسب معرفت به عمل سالم نزدیک می‌شویم؛ عملی که ما را به عدالت نزدیک می‌سازد. امام علی (ع) سمبل عدالت و الگوی واقعی عدالت شناخته می‌شود. مفهوم عدالت فراتر از برابری و یکسانی است و نیازمند درک عمیق‌تری است که برخوردهایی که با ما می‌شود، عین عدالت است و ناشی از جایگاهی است که خود برای خودمان ساخته‌ایم. مصرف‌کننده‌ای که تلاش نکند، به جایگاهی نامناسب می‌رسد؛ اما با درمان اعتیاد و تغییر جایگاه، برخوردها نیز تغییر می‌کند و احترام و محبت به او اختصاص می‌یابد. مسیر درست ما را به جایگاه‌های مطلوب می‌رساند؛ جایگاه‌هایی که شامل احترام، محبت و امکانات مادی و معنوی است.

همسفر زهرا (ع)
آیا در کنگره۶۰ همه با هم برابر هستند؟ آیا کسانی که خدمت می‌کنند با کسانی که خدمت نمی‌کنند برابر هستند؟ آیا دانایان با نادانان برابرند؟ خیر؛ در کنگره۶۰ هرکس بر اساس خدمتی که دارد جایگاه خود را مشخص می‌کند. نمی‌توانم بگویم یک مرزبان، ایجنت یا راهنما جایگاه برابری دارند، حتی یک تازه‌وارد برای ما ارزش دارد؛ اما یک تازه‌وارد باید حرف راهنما را گوش کند تا به رهایی برسد و جایگاه برابری ندارند. من باید رفتاری داشته باشم که به مرزبانان احترام بگذارم و هر موردی که مرزبان تذکر داد باید چشم بگویم. در گروه‌های دیگر می‌گویند همه در جلسه با هم برابر هستند و به همین خاطر است که چندین سال است یک بزرگ‌تر ندارند. در کنگره۶۰ بر مبنای خدمات، شخصیت، محبت، صداقت و انسانیت ارزش‌گذاری می‌شوند. وقتی مرزبان خدمات زیادی انجام می‌دهد و از صبح زود دوشنبه تا آخر شب حاضر است، باید احترام گذاشت و قطعا با یک سفر اولی متفاوت است. دوستی از آقای مهندس دژاکام پرسید: چرا وقتی تازه‌واردی به کنگره۶۰ می‌آید، ظرف چند روز تغییر می‌کند؟ آقای مهندس دژاکام فرمودند: «کنگره۶۰ مثل آسیاب و تازه‌وارد مثل گندم است، زمانی‌که وارد شد ظرف ۷ تا ۱۵ روز آن گندم آسیاب می‌شود تا بتواند آرد شود و به خوراک تبدیل گردد. وقتی آسیاب شد؛ اگر درون گندم ریگی هم وجود داشته باشد آن هم آسیاب می‌شود و این به خاطر پتانسیلی است که در کنگره۶۰ وجود دارد.»

همسفر آسیه
در ابتدا باید مفهوم عدالت را بدانم تا بتوانم درباره آن صحبت کنم. آیا عدالت به معنای برابری و یکسان بودن است؟ اگر انسانی باشم که همچنان در جهل و ناآگاهی به سر می‌برم به علت عدم آگاهی و قضاوت‌هایی که در زندگی انجام می‌دهم؛ تا جایی که خداوند را به میز محاکمه می‌کشانم و مدام از عدل و انصافی سخن می‌گویم و او را به بی‌عدالتی متهم می‌کنم. آنجاست که با چراهای زندگی گریبان‌گیر می‌شوم؛ مثلاً چرا یکی فقیر است و دیگری ثروتمند؟ چرا یکی در سختی است و دیگری در آرامش؟ چرا یک نفر مورد احترام دیگران است و دیگری مورد نفرین؟ و در آخر به این جمله می‌رسم که چرا خداوند عدالت را در زمین برقرار نکرده است؟ در کنگره۶۰ معنای عدالت را یاد گرفتم و چه زیبا بود که متوجه شدم عدالت؛ یعنی هر موجودی جایگاهی دارد و آن جایگاه نتیجه اعمال و عملکرد اوست؛ برای مثال، فرق است بین راهنما و شاگرد، بین ایجنت و راهنما و...؛ و هرکدام از احترام خاص خود برخوردارند. بین فردی که سال‌ها درس خوانده، زحمت کشیده و به جایگاهی رسیده با فردی که مدام در حال مصرف مواد مخدر است برابری نیست. در خانواده نیز جایگاه‌ها مشخص است، فرزندی که به پدر و مادر خود احترام می‌گذارد و با آن‌ها با مهربانی رفتار می‌کند با فرزندی که تعادل ندارد و مدام در حال رنجاندن آنان است، آیا پدر و مادر می‌توانند این دو فرزند را به یک چشم نگاه کنند؟ تعادل مفهومی از عدالت است؛ آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: «درمان، فوق ترک و رسیدن به تعادل، فوق درمان است.» انسانی که به تعادل رسیده باشد، به شناخت (معرفت)، آگاهی و دانش رسیده و در ادامه به عمل سالم می‌رسد و درنتیجه عدالت پدیدار می‌شود. با آموزش‌های جهانبینی، فرد بی‌تعادل به تعادل می‌رسد و فردی که به این آگاهی رسیده باشد، کمتر از کلمه "چرا" استفاده می‌کند؛ زیرا می‌داند هر موجودی بر اساس دانایی و آگاهی خود جایگاهی دارد و انسان چیزی نیست مگر با سعی و تلاش خود. ما برای رسیدن به این فهم و آگاهی نیاز به آموزش‌های زیادی دارم؛ چون عدالت واژه‌ای بسیار پیچیده و عظیم است. آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: «انسان‌ها بر مبنای خدمتی که انجام می‌دهند ارزش‌گذاری می‌شوند.» نمی‌توان گفت در کنگره۶۰ همه با هم برابرند. ناگفته نماند که افراد هنگام ورود به کنگره۶۰ از امکانات و خدمات برابر و یکسانی برخوردارند؛ اما بین فردی که خدمت می‌کند با فردی که خیانت می‌کند یکسان نیست. خداوند می‌فرمایند: «نزدیکترین افراد به من، پرهیزکارترین آن‌ها هستند»؛ یعنی کسانی که از ضدارزش‌ها به دورند و خدمتگزار خلق و جامعه هستند. هنگام ورود به کنگره۶۰، قوانین برای همه افراد یکسان است؛ به همین علت است که آقای مهندس دژاکام تاکید دارند که هنگام ورود باید تمام القاب و موقعیت‌های شغلی و تحصیلی خود را پشت در بگذارم تا دچار فخرفروشی نشوم و به خاطر داشته باشم که همواره شکرگزار خداوند باشم.

همسفر زهرا (م)
قبل از این‌که وارد کنگره۶۰ بشوم فکر می‌کردم عدالت؛ یعنی این‌که همه آدم‌ها شرایطی یکسان داشته باشند؛ اگر یکی چیزی دارد دیگری هم باید داشته باشد و اگر یکی در آرامش زندگی می‌کند، چرا برای دیگری باید این‌همه سختی باشد؟ خیلی وقت‌ها هم وقتی زندگی خودم را با دیگران مقایسه می‌کردم در دل می‌گفتم پس عدالت کجاست؟ با آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ گرفتم کم‌کم متوجه شدم عدالت با برابر بودن فرق دارد. در کنگره۶۰ همه با هم برابر نیستند؛ اما همه فرصت حرکت و آموزش گرفتن دارند. شاید یکی سال‌ها در کنگره۶۰ باشد و خدمات زیادی انجام داده باشد و دیگری تازه‌وارد باشد؛ نمی‌شود انتظار داشت جایگاه این دو نفر یکی باشد، هرکدام به اندازه‌ای که حرکت کرده‌، آموزش گرفته‌ و تلاش کرده‌اند دریافت می‌کنند. این موضوع را وقتی بهتر فهمیدم که به زندگی خود نگاه کرده و متوجه شدم خیلی وقت‌ها چیزی را می‌خواستم ولی برای به دست آوردن آن تلاشی نکرده بودم. زمانی‌که می‌دیدم شخص دیگری به آن خواسته رسیده به جای این‌که ببینم او چه مسیری را طی کرده و فقط نتیجه‌ زندگی‌اش را می‌دیدم و خود را با او مقایسه می‌کردم. کنگره۶۰ به من یاد داد که هر انسانی باید جوابگوی عمل خودش باشد. اگر من امروز در جایگاهی هستم بخشی از آن نتیجه‌ انتخاب‌ها و حرکت‌های گذشته‌ خود می‌باشد. اگر هم از جایگاهم راضی نیستم به جای اینکه دیگران را مقصر بدانم، باید ببینم خودم چه تغییری می‌توانم ایجاد کنم. به نظرم عدالت این نیست که همه یک اندازه داشته باشند، عدالت این است که هرکس نتیجه‌ حرکت خودش را بگیرد؛ برای مثال اگر دو نفر بذری بکارند، ولی یکی هر روز به زمینش برسد و دیگری آن را رها کند نمی‌شود انتظار داشت محصول هر دو یکسان باشد، این بی‌عدالتی نیست و نتیجه‌ عملکرد آن‌هاست. در کنگره۶۰ زمانی‌که کسی که آموزش را جدی می‌گیرد، در جلسات حضور پیدا می‌کند، خدمت می‌کند و تلاش می‌کند دانایی‌اش را بالا ببرد، به‌مرور تغییر را در خودش می‌بیند؛ شاید این تغییر یک‌شبه اتفاق نیفتد؛ اما کم‌کم خودش را نشان می‌دهد. من به عنوان یک همسفر هنوز در بسیاری از موارد با خود درگیر می‌شوم، هنوز گاهی مقایسه می‌کنم و وقتی می‌بینم دیگران به چیزهایی رسیده‌اند که من دوست دارم ناراحت می‌شوم؛ اما تفاوتی که امروز با گذشته دارم این است که زودتر متوجه می‌شوم این حس از کجا می‌آید و به خودم یادآوری می‌کنم که باید به مسیر خودم نگاه کنم. شاید یکی از مهم‌ترین چیزهایی که درباره‌ عدالت یاد گرفته‌ام همین باشد؛ این‌که قرار نیست زندگی من شبیه زندگی شخص دیگری باشد، هر انسانی شرایط، گذشته، انتخاب‌ها و مسیر خودش را دارد، مهم این است که من در مسیر خودم چه می‌کنم. امروز وقتی به عدالت فکر می‌کنم دیگر فقط به این فکر نمی‌کنم که چرا او دارد و من ندارم؛ بیشتر از خود می‌پرسم که من برای رسیدن به چیزی که می‌خواهم، چه کاری کرده‌ام؟ شاید عدالت از همین‌جا برای من معنا پیدا می‌کند؛ از جایی که مسئولیت زندگی خود را می‌پذیرم و به جای مقایسه با دیگران، می‌بینم چقدر در مسیر درست حرکت کرده‌ام. من هنوز در حال یادگیری‌ام و شاید هنوز خیلی از مفهوم عدالت را درست نفهمیده باشم؛ اما چیزی که تا امروز از کنگره۶۰ گرفته‌ام این است که هرکس نتیجه‌ عملکرد خودش را دریافت کند و من به جای قضاوت نتیجه‌ زندگی دیگران روی عملکرد خود تمرکز کنم.

رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .