جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی عمان سامانی شهرکرد به استادی راهنما همسفر آسیه، نگهبانی راهنما همسفر شیرین و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» روز یکشنبه 18 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:٣٠ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دکتر امین دژاکام، جانشین بنیان و دیدهبان در فایل صوتی «جهانبینی» بیان میکنند: «اگر اجازه بدهند که روی این صندلی بنشینی واقعا سعادت میخواهد.» و برای من خیلی قشنگ است. خدا را شکر میکنم که این فرصت به من داده میشود. امروز اولین جلسه بعد از تعطیلات است، امیدوارم که تعطیلات به همه خوش گذشته باشد و انرژی لازم را از این فرصت کسب کرده باشید.
دستور جلسه امروز در مورد عدالت است که همه اعضاء کنگره باهم برابر هستند. کنگره تمام مفاهیم را برای من عوض کرد از زمانیکه وارد کنگره شدم، خیلی از معانی و مفاهیم کلمات برای من عوض شد. دیدگاهم قبل از کنگره در مورد عدالت این بود که عدالت یعنی برابری و مساوات؛ یعنی مثلا اگر خواهرم رابه یک چشم دیدند من راهم باید با همان چشم نگاه کنند. همیشه دنبال قیاس آن شخص بودم و خودم را با دیگران قیاس و قضاوت میکردم که چرا عدالتی وجود ندارد؟ چرا فرق میگذارند؟ اگر هر جایی حالم خوب نبود، میگفتم این بیعدالتی است ولی وقتی به کنگره آمدم، معنی عدالت برایم عوض شد؛ یاد گرفتم عدالت از تعادل میآید یعنی هر چیزی سر جای خودش و هر جایی از زندگی هستم، این عین عدالت است، معنی عدالت برای من باز شد و این باعث شد تا آن قضاوتها، قیاسهای بیجا و همچنین توقع و انتظاری که از دیگران داشتم، از روی من برداشته شود تا بتوانم قشنگتر و راحتترحرکت کنم؛ چون یاد گرفتم که نباید هیچ توقعی از دیگران داشته باشم.
دیدهبان لژیون سردار، مسافر زرکش در مصاحبهای گفتند که هستی آنقدر هوشمند است که نمیشود سرش کلاه بگذاری و بر اساس آن کاری که انجام میدهم، نتیجه عمل من میشود عدالت، یعنی آن جایگاهی را که به دست می آورم.
در فایلصوتی «نامردمیها» آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «نامردمی وجود ندارد و هر اتفاقی برای من رقم میخورد، نتیجه اعمال من است و به خودم برمیگردد.» نامردمی در کار نیست؛ به اعمال، رفتاروبینش من بستگی دارد و این ها باعث میشود که من در چه جایگاهی باشم.
در بخش دوم دستور جلسه آیا همه در کنگره باهم برابر هستند؟ وقتی به کنگره میآییم، همه با درد مشترک اعتیاد میآییم؛ یک وقتهای یکی درد بیشتری کشیده، یکی دردش کمتر بوده، سالهای طولانیتری داخل آن تاریکی بوده و افراد دیگر سالهای کمتری ولی همه با یک درد مشترک وارد میشویم. در کنگره همه امکانات برای همه یکسان و برابر است ولی نتیجهای که از آن خارج میشود، باهم برابر نیست و بر میگردد به اعمال، عملکرد و تلاشی که من در این مسیر دارم انجام میدهم.
آیا بینایان با نابینایان باهم برابر هستند! آیا کسانی که به موقع میآیند کنگره و کسانی که دیرتر میآیند، آیا باهم برابر هستند! کسیکه تلاش میکند به موقع سر کارگاه برسد، کسی که تلاش میکند با همه سختیها خودش را به لژیون سردار برساند و خودش را عضو لژیون سردار کند با همه مشقتهای که در هستی وجود دارد كه این روزها همه ما در شرایط سختی هستیم آیا کسی که با آن سختیها میآید وعضو لژیون سردار میشود با کسی که به راحتی این کار را انجام میدهد، آیا اینها باهم برابر هستند! اعضایی که امروز روی این صندلیها نشستهاند و برای خودشان ارزش قائل شدند و کسب علم و آگاهی میکنند با کسانی که عضو لژیون سردار هستند ولی نیامدند در لژیون قرار بگیرند آیا برابر هستند!
لژیون سردار بخشی از تعهدی که من دادهام، است ولی بخش دیگر آن حضو در لژیون است؛ ممکن است یک یا دو بار شرایطش نبود که حضور داشته باشم ولی بقیهاش بر میگردد به خود من، نباید انتظار داشته باشم آن کسی که صد خودش را در این مسیر میگذارد، مثل آن حالم خوب باشد؛ کسی که تمام خودش را میگذارد با شش میلیون تومان عضو لژیون سردار میشود ولی من میتوانم به راحتی عضو لژیون سردار شوم، حال من با آن یکی است؟ قطعا نه! خداوند به اندازه توانی که در من میبیند به من انرژی میدهد و قطعا عملکرد من برمیگردد به خودم. من صد خودم را در این مسیر نمیگذارم و میگویم کار واجبتری دارم. در ادامه ببینم این رهایی را که بهدست آوردم چهقدر میارزد؟ در کنگره یاد گرفتم که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه، باید بهای این حال خوشم را پرداخت کنم، اگر بهایش را پرداخت نکنم، قطعا این صندلی از من گرفته میشود.
استاد سردار میگویند: «جلودار واقعی خدایی است که نا ممکنها را ممکن میکند.» هر اتفاق خوبی که در زندگی من میافتد از رحمت و لطف خداوند است. بهترین نعمتی که خداوند میتوانست در این برهه از زمان در اختیار من بگذارد، کنگره بود؛ چرا؟ چون کنگره باعث شد من آن شناخت و معرفت را یاد بگیرم؛ همان عدالت، معرفت و عمل سالم. معرفت یعنی چه؟ یعنی شناخت پیدا کنم نسبت به خودم، جهان هستی و اطراف خودم. درکنگره یاد گرفتم که خودم زندگی کنم و بگذارم دیگران هم زندگی کنند و این اتفاق نمیافتد مگر اینکه اول شناخت پیدا کنم و آگاهی کسب کنم که چرا باید عضو لژیون سردار شوم! آیا فقط عضو شدن در لژیون سردار کافی است؟ نه! باید حضور داشته باشم و از تجربه همه عزیزان استفاده کنم.
.jpg)
.jpg)
تایپیست: راهنما همسفر معصومه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفرآسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
215