English Version
This Site Is Available In English

واقعاً هم وقتی در کنگره نیستیم، انگار یک چیزی گم کرده‌ایم

واقعاً هم وقتی در کنگره نیستیم، انگار یک چیزی گم کرده‌ایم

جلسه ششم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر مهران و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟ در روز یکشنبه مورخ ۱۸ مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد

خداوند را شاکرم که امروز هم در جمع شما دوستان هستم تا آموزش بگیرم.

دستور جلسه هم «عدالت» است؛ آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابریم؟ قبل از هر چیز، امیدوارم تعطیلات به همه‌تان خوش گذشته باشد و از این چند وقتی که در کنگره نبودید، استفاده لازم را برده باشید. تبریک می‌گویم به آقا رسول و راهنمای ایشان بابت رهایی‌شان؛ ان‌شاءالله که پایدار باشد و همیشه در کنگره خدمت کنند.

داشتم سخنان آقای زرکش را گوش می‌کردم که می‌گفت: «ما همه موتورمان یک مدت خاموش شده؛ وقتی در کنگره نیستیم، انگار مثل کسی هستیم که موتورش خاموش شده باشد.» واقعاً هم وقتی در کنگره نیستیم، انگار یک چیزی گم کرده‌ایم؛ یک آرامش و یک حالِ خوب را. انگار احساساتمان جوری کور شده که کسی را ندیده‌ایم و کسی را نشناخته‌ایم. ولی وقتی به کنگره می‌آیی، حس و حالت خوب می‌شود، آرامش می‌گیری و به آن درجه می‌رسی که واقعاً باید دید چه استفاده‌ای از کنگره برده‌ایم.

علی‌آقا می‌گفت: «باید ببینیم چه استفاده‌ای از کنگره می‌بریم؟ آیا بیرون می‌توانیم کسی را ترغیب کنیم که با رفتار و کردارمان باز بیاید داخل کنگره، یا نه؟» یک کنگره‌ای، رفتارش بیرون باید جوری باشد که بتواند یک نفر را از آن مسیری که در تاریکی می‌رود، عوض کند و بپرسد: «کجا رفتی که این‌قدر حالت خوب شده؟»

من یادم می‌آید یک زمانی شاید بگویم با فامیل مشکلاتی داشتم؛ هیچ‌کس نمی‌توانست با من زیاد صحبت کند، سریع از کوره در می‌رفتم و نمی‌توانستم قشنگ ارتباط برقرار کنم. اما بعد که رها شدم، به‌مرور زمان، نگویم کاملاً خوب شد، ولی یک مقداری که خوب شده بودم و می‌رفتم، می‌دیدند گوش می‌کنم به حرف‌هایشان یا بهتر صحبت می‌کنم، می‌گفتند: «چه شده؟ قبلاً نمی‌شد یک کلام با تو صحبت کرد!» این باعث می‌شود کسانی که در خانواده یا بیرون از کنگره هستند و شناختی ندارند، آشنا شوند و مسیر خودشان را پیدا کنند.

کسی که در کنگره قدم برمی‌دارد و خدمت می‌کند با کسی که فقط در مسیر کنگره است اما خدمت نمی‌کند و مسیرش را گم می‌کند، عدالت برایشان برقرار نیست. عدالت شاید در قانون بیرون، در دادگاه یا جای دیگر برابر باشد، اما در کنگره می‌گوید اگر بیشتر تلاش کنی، مزد بیشتری می‌بری و پاداش بیشتری به تو می‌دهد. بیشتر خدمت کنی، سرِ ساعت بیایی و بروی، سی‌دی بنویسی، آموزش ببینی و برنامه اوتی (OT) را درست انجام بدهی، پاداش بهتری می‌گیری.

زمانی که به کنگره می‌آمدم، خیلی زود می‌آمدم و از انرژی دیگران استفاده می‌بردم. چرا؟ چون زمانی که دیگران می‌آمدند، انرژی‌شان زیاد بود و به من انرژی اضافه می‌کردند. این زود آمدن باعث می‌شود انرژی‌ات بیشتر شود. کسی که دیرتر می‌آید، قطعاً از آن انرژی غافل است و نمی‌تواند استفاده کند؛ چون نمی‌داند چه خبر است و از چه موضوع، مطلب و انرژی‌ای باید استفاده کند. ولی در کنگره این‌طور نیست؛ هرچه بیشتر تلاش کنی، بیشتر استفاده می‌کنی.

کنجکاو می‌شوی که چه رازی هست که یک راهنما از کار و زندگی‌اش می‌زند و می‌آید اینجا به شما آموزش می‌دهد؟ یک صندلی رایگان در اختیار توست؛ چهار روز که نمی‌آیی، می‌دانی یک چیزی گم کرده‌ای و در خودت فکر می‌کنی که چیزی نداری و پوچ هستی. برای همین است که می‌گویند وقتی می‌آیی کنگره، ظرف خودت را خالی کن و بیا؛ با ظرفِ پُر، با منیت و «من‌من» کردن نیا. کنگره می‌گوید همه‌مان با یک لباس سفید می‌آییم که همرنگ باشیم، هم‌درد باشیم، همنوا باشیم تا بفهمیم همه یک‌رنگیم، درد هم را بفهمیم تا بتوانی به یک انرژی خاصی برسی. عشق و محبت، وادی چهاردهم، خیلی چیزها در آن است؛ عشقی که بی‌نهایت است.

هرچه خدمت کنی، دوست داری بیشتر خدمت کنی، بیشتر تلاش کنی و بیشتر در مسیرت بمانی. شاید خیلی‌موقع‌ها مثل یک رودی می‌مانیم که سنگ می‌اندازند جلوی‌مان تا حرکت نکنیم، ولی اگر با صداقت باشی و با انرژی باشی، می‌توانی حرکت کنی و کسی جلوی راهت را نگیرد. در کنگره کسی که سفر اولی است، ۹۰ درصد این اتفاق برایش می‌افتد؛ جلویش را می‌گیرند که به کنگره نیاید و مسیرش را برگردانند. چرا؟ تا به آن هدف و آرامش نرسد. ما همه‌مان تجربه کردیم و می‌دانیم چه اتفاقاتی در مسیرمان بوده است. اما الان که به آرامش و حالِ خوب رسیدیم، تجربه کردیم که فهمیدیم هیچ‌چیزی بالاتر از آرامش نیست. کسی که بخشش می‌کند، می‌فهمد آرامش چیست. کسی که از مالش می‌گذرد، به آن حالِ خوب می‌رسد و محبت و آرامش را به خانواده برمی‌گرداند، می‌فهمد چقدر حالش خوب است.

ضبط صدا : مسافر رضا

عکاس: مسافر فرج

ویرایش،تنظیم ،ارسال: مسافر احمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .