English Version
This Site Is Available In English

عدالت، برابری یا استحقاق؟

عدالت،  برابری یا استحقاق؟

مسافر رامین در رابطه با برداشت خود از دستور جلسه "عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶٠ با هم برابرند؟" این چنین نوشت:

سلام دوستان، رامین هستم مسافر.

وقتی موضوع «عدالت» مطرح می‌شود، اولین چیزی که شاید به ذهن ما برسد این است که عدالت یعنی همه با هم برابر باشند. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که برابری و عدالت همیشه یک معنی ندارند.

مثلاً اگر سه نفر با قدهای متفاوت بخواهند از پشت یک دیوار مسابقه فوتبال را تماشا کنند، اگر به هر سه نفر یک چهارپایه هم‌اندازه بدهیم، از نظر ظاهری با همه یکسان رفتار کرده‌ایم؛ اما آیا واقعاً عدالت برقرار شده؟ نه. ممکن است نفر کوتاه‌تر هنوز چیزی نبیند و نفر بلندتر اصلاً نیازی به چهارپایه نداشته باشد. عدالت یعنی هرکس چیزی را دریافت کند که متناسب با شرایط و نیاز واقعی او باشد.

در جامعه‌شناسی هم یک نکته مهم وجود دارد: انسان‌ها از نقطه شروع یکسانی وارد جامعه نمی‌شوند. یکی امکانات بیشتری دارد، یکی کمتر؛ یکی آموزش بیشتری دیده، دیگری فرصت کمتری داشته است. بنابراین اگر فقط بگوییم «همه باید دقیقاً یک چیز داشته باشند»، ممکن است نتیجه ناعادلانه شود.

حتی در فلسفه هم این بحث سابقه طولانی دارد. ارسطو عدالت را فقط مساوات عددی نمی‌دانست،  او میان برابری مطلق و نوعی عدالت متناسب با شایستگی و شرایط افراد تفاوت قائل می‌شد. یعنی عدالت این نیست که همیشه با همه دقیقاً یک رفتار داشته باشیم؛ بلکه باید ببینیم چه چیزی منصفانه است.

حالا اگر این موضوع را وارد کنگره ۶۰ کنیم، سؤال دستور جلسه خیلی زیبا می‌شود:
آیا همه افراد در کنگره برابرند؟

به نظر من اگر منظورمان «ارزش انسانی» باشد، بله. کسی که تازه وارد کنگره شده، همان اندازه انسان محترمی است که یک دیده‌بان، مرزبان، راهنما یا خدمتگزار قدیمی است. هیچ جایگاهی باعث نمی‌شود ارزش انسانی یک نفر از دیگری بیشتر شود.

اما آیا همه افراد از نظر جایگاه، مسئولیت، تجربه و دانشی که به دست آورده‌اند برابرند؟ طبیعتاً نه.

مثلاً یک سفر اولی و یک راهنما را در نظر بگیریم. هر دو انسان هستند و از نظر حرمت و کرامت انسانی برابرند، اما مسئولیتشان یکسان نیست. راهنما به دلیل آموزش، تجربه و خدمتی که انجام داده، مسئولیت بیشتری دارد. بنابراین اگر جایگاه بیشتری دارد، این جایگاه نباید تبدیل به «امتیاز شخصی» شود؛ بلکه باید تبدیل به مسئولیت بیشتر شود.

به نظرم اینجا یکی از زیباترین تفاوت‌های کنگره با بسیاری از ساختارهای اجتماعی مشخص می‌شود:
در کنگره، جایگاه باید نتیجه خدمت باشد، نه وسیله برتری.
ممکن است امروز یک نفر در جایگاه مرزبانی باشد و فرد دیگری تازه سفرش را شروع کرده باشد. اما این جایگاه‌ها دائمی نیستند. امروز من ممکن است در یک جایگاه خدمت کنم و فرد دیگری به من آموزش بدهد؛ فردا شاید جایگاه‌ها عوض شوند. چیزی که باقی می‌ماند، آموزش و تغییر درون انسان است.
حتی می‌توانیم عدالت را با مفهوم «کارما» یا همان نتیجه اعمال مقایسه کنیم؛ البته نه به معنای مذهبی یا قطعی آن، بلکه به عنوان یک مفهوم فلسفی: اینکه رفتار و انتخاب‌های ما پیامد دارند.

در کنگره هم خیلی وقت‌ها می‌بینیم کسی که منظم‌تر حرکت می‌کند، آموزش می‌گیرد، خدمت می‌کند و مسئولیت‌پذیر است، به مرور جایگاه متفاوتی پیدا می‌کند.
پس اگر دو نفر امکانات یکسانی داشته باشند اما یکی حرکت کند و دیگری حرکت نکند، آیا نتیجه باید برای هر دو یکسان باشد؟
به نظر من عدالت می‌گوید: نه.
اینجاست که آن جمله معروف برای من معنا پیدا می‌کند که هرکس باید نتیجه عملکرد خودش را بگیرد.

یک مثال ساده دیگر بزنم.
فرض کنیم دو نفر وارد کنگره می‌شوند. هر دو یک راهنما دارند، هر دو به منابع آموزشی دسترسی دارند، هر دو فرصت سفر کردن دارند. یکی به‌موقع حاضر می‌شود، سی‌دی گوش می‌دهد، مشارکت می‌کند، نوشتار انجام می‌دهد و به قوانین احترام می‌گذارد. دیگری هیچ‌کدام را جدی نمی‌گیرد.
اگر بعد از مدتی هر دو دقیقاً یک نتیجه بگیرند، آیا این عدالت است؟
به نظر من عدالت دقیقاً در همین‌جا خودش را نشان می‌دهد:
من مسئول چیزی هستم که با انتخاب‌ها و عملکرد خودم می‌سازم.
از طرف دیگر، عدالت فقط گرفتن نیست؛ پرداختن هم هست.

اگر من از کنگره آموزش گرفتم، امنیت گرفتم، آرامش گرفتم و راه زندگی را دوباره پیدا کردم، عدالت این نیست که فقط دریافت‌کننده باشم. باید در حد توانم بخشی از این زنجیره را ادامه بدهم و خدمت کنم.
به قول معروف، اگر کسی چراغی را برای من روشن کرد، شاید عدالت این باشد که من هم وقتی توانستم، چراغی برای نفر بعدی روشن کنم.

در نهایت، من فکر می‌کنم جواب سؤال دستور جلسه این است:
آیا همه افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟

از نظر کرامت انسانی، بله.

از نظر فرصت رشد، باید تا حد امکان برابر باشند.

اما از نظر جایگاه، مسئولیت، تجربه و نتیجه عملکرد، لزوماً برابر نیستند.
و شاید عدالت واقعی این باشد که هیچ‌کس به خاطر جایگاهش بر دیگری برتری انسانی نداشته باشد، اما هرکس متناسب با تلاش، آموزش، مسئولیت‌پذیری و عملکرد خودش نتیجه بگیرد.

برای من، عدالت یعنی نه اینکه همه را یکسان ببینم، بلکه اینکه هر انسان را با احترام ببینم و نتیجه حرکتش را به خودش واگذار کنم.

 

نگارش و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .