نهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور،در روز یکشنبه با استادی همسفر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» در تاریخ 1405/05/18 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان محمد هستم یک همسفر،خدا را شکر میکنم که امروز این موقعیت فراهم شد تا در جمع شما عزیزان در نمایندگی سنایی باشم. انشاءالله که همیشه حالتان خوب باشد. بچهها، همانطور که گفتم، همه بسیار عالی و خوب شدهاید و امیدوارم جلسه خوبی را در کنار یکدیگر داشته باشیم.
موضوع اصلی جلسه «عدالت» است.
من خودم قبل از اینکه به کنگره بیایم، همیشه عدالت را با برابری اشتباه میگرفتم. ما یک موضوع داریم به نام «برابری»، یک موضوع داریم به نام «مساوات» و یک موضوع هم داریم به نام «عدالت».
همه ما به مدرسه رفتهایم. به محض اینکه ثبتنام میکنیم و وارد یک کلاس میشویم، همه دانشآموزان با هم برابر هستند. مثلاً ۳۰ دانشآموز در یک کلاس هستند، همه روی نیمکت مینشینند، یک معلم دارند، ساعت آموزش برای همه یکسان است و همه از امکانات یکسانی برخوردارند. در ابتدا همهچیز برابر است و شرایط بهصورت یکسان برای همه شکل میگیرد.
اما در ادامه، عدالت خودش را نشان میدهد؛ یعنی عدالت زنده میشود. بعد از مدتی، مثلاً در پایان ترم اول، میبینیم یک دانشآموز نمره ۶ گرفته، یکی ۸ گرفته، یکی ۱۰ گرفته و دیگری ۲۰ گرفته است. در نهایت، یک نفر شاگرد اول میشود. همه در ابتدا با هم برابر بودند و در یک کلاس نشستند، اما بعد عدالت جایگاه انسانها را از یکدیگر جدا میکند.
عدالت یک ویژگی دارد که صددرصد آن در اختیار خود ماست؛ یعنی عدالت چیزی است که خود انسان برای خودش رقم میزند. هیچکس نمیتواند عدالت را در مورد شخص دیگری اجرا کند. خود انسان باید این کار را انجام دهد.
حالا عدالت به چه چیزی بستگی دارد؟ به تلاش ما، به جهانبینی ما، به حرکت ما و به درک ما بستگی دارد. همه اینها در عدالت نقش دارند.
بعضی مواقع در جامعه داد و بیداد میکنیم و میگوییم: «چرا من اینجا قرار گرفتهام؟ حق من این نیست. من باید جای دیگری باشم.» در حالی که عدالت یعنی همان جایی که همین الان قرار گرفتهای، جایگاه درست توست؛ یعنی هر چیزی در جای خودش قرار گرفته است. اگر این موضوع را درک کنیم، دیگر نباید نسبت به آن شک و تردید داشته باشیم.
در کنگره ۶۰ نیز همین قانون جاری است. وقتی وارد کنگره میشویم، در یک جلسه همه با هم برابرند. نه شغل ملاک است، نه سن، نه درآمد و نه هیچ چیز دیگری. هرکس از در کنگره وارد میشود و روی صندلی مینشیند، در ابتدا با دیگران برابر است.
اما بعد، هرکس عدالت را در مورد خودش اجرا میکند.یک نفر سفر میکند، اما به حرمتهای کنگره توجه نمیکند و قوانین را رعایت نمیکند. بعد از مدتی میرود و دیگران میگویند: «چرا فلانی رفت؟» عدالت یعنی اینکه او دیگر نباید در آن جایگاه باشد. چرا؟ چون وقتی وارد کنگره شد، نتوانست در قالب کنگره برای خودش ظرفیتسازی کند و در واقع، ظرفیت خروج از کنگره را برای خودش ایجاد کرد. اینجا عدالت جاری میشود و او میرود.
در مقابل، یک نفر وارد کنگره میشود و حرمتهای کنگره را بهخوبی اجرا میکند، در جلسات منظم است و همهچیز را رعایت میکند. بهتدریج رشد میکند، مرزبان میشود، خدمتگزار میشود، راهنما میشود و پلهپله بالا میرود. این هم عین عدالت است.
کسی که آمده و دقیقاً به حرمتهای کنگره توجه کرده است، خود کنگره و قوانین کنگره عدالت را در مورد او اجرا میکنند و زمینه رشدش را فراهم میکنند. او بالاتر و بالاتر میرود.
اگر دقت کنیم، میبینیم عدالت پیام بسیار بزرگی برای ما دارد. اگر بخواهیم کاری برای خودمان انجام دهیم، باید از عدالت کمک بگیریم. باید عدالت را درک کنیم و آن را برای خودمان ایجاد کنیم؛ البته در راستای درست، در مسیری که رو به پیشرفت باشیم.
ممکن است ما چندین سال به کنگره بیاییم، وقت بگذاریم و زمان صرف کنیم، اما هیچ تحولی در ما ایجاد نشود و هیچ تغییری نکنیم. چرا؟ چون خودمان برای تغییر تلاش نکردهایم.
وقتی من برای خودم تلاش نکنم، هیچکس نمیتواند برای من کاری انجام دهد. اگر من برای خودم یک قدم برندارم، کنگره هم نمیتواند به جای من قدم بردارد. کنگره فقط امکانات را در اختیار ما قرار میدهد؛ مهمترین آنها آموزش است. حالا اینکه من از این امکانات استفاده کنم یا نکنم، به خودم بستگی دارد.
اگر دقت کنید، در کنار عدالت، موضوعی به نام «عمل سالم» وجود دارد. اگر یک نفر در کنگره بخواهد عدالت را بهطور کامل درک کند، با تمام وجودش و با پوست و استخوانش آن را احساس کند، باید عمل سالم را اجرا کند.
عمل سالم در کنگره یک گنج است؛ چیزی که شاید در جاهای دیگر به این شکل وجود نداشته باشد. در خیلی از جاها به ما میگویند: «کار کن»، «خدمت کن» یا «این کار را انجام بده»، اما کنگره میگوید خدمت کن، ولی در چارچوب عمل سالم.
گاهی اوقات ممکن است ما تلاش کنیم و زحمت بکشیم، اما نتیجهای نگیریم. این مثل این است که شما شروع کنید به ساختن یک دیوار، خودتان آجرها را بالا ببرید و دیوار را بسازید، اما در انتها خودتان با یک لگد آن را خراب کنید. بعد کنار بایستید و به همه بگویید: «این دیوار را من ساختم و ببینید چقدر خراب است.»
بله، شما دیوار را ساختید و برای آن زحمت کشیدید، اما چون در چارچوب عمل سالم نبوده، خراب شده است؛ آن هم به دست خودتان.
کنگره اگر هر دستور جلسهای را برای ما قرار میدهد و هر چیزی را در مسیر ما میگذارد، در واقع ابزار لازم را هم در اختیار ما قرار میدهد.
مثلاً فرض کنید میخواهید یک پیچ را باز کنید. کنگره آچار مخصوص آن پیچ را در اختیار شما قرار میدهد، اما باز کردن پیچ با خود شماست. کنگره حتی ممکن است آدرس پیچ را هم به شما ندهد؛ فقط ابزار را در اختیارتان قرار میدهد. اینکه خودتان با پای خودتان بروید، پیچ را پیدا کنید، آچار را به کار ببرید و آن را باز کنید، وظیفه خودتان است.
اینجاست که عمل سالم ارزش بسیار زیادی پیدا میکند.
انشاءالله که اول از همه خودم بتوانم در چارچوب عمل سالم کنگره حرکت کنم و عمل سالم کنگره را عملاً درک و دریافت کنم.
گاهی اوقات بسیاری از مطالب کنگره را در ابتدا تشخیص نمیدهیم. بچهها، باید در کنگره بمانیم. حتماً باید چند سال در کنگره باشیم، چون درک و دریافت بسیاری از مسائل کنگره واقعاً به زمان نیاز دارد.
برای ما سفر دوم را تعریف کردهاند. هیچوقت آقای مهندس نگفتهاند که رهاییتان را بگیرید و بروید. گفتهاند دو سفر الزامی است: سفر اول تا رهایی و سفر دوم نیز الزامی است.
یعنی من بعد از رهایی باید بیایم تا خودم را پیدا کنم، تا خودم را درک کنم و تا به خودم برسم.
حالا قرار است چه چیزی را پیدا کنم؟ ضدِ مثلث جهالت؛ یعنی معرفت، عدالت و عمل سالم.
تمام اینها را آقای مهندس میگویند که بمانیم و در کنگره حرکت کنیم. برای چه؟ برای رسیدن به معرفت.
ما باید یک روزی به معرفت برسیم، یک روزی به شناخت برسیم. وقتی به معرفت رسیدیم، عدالت همیشه در راستای صراط مستقیم به ما کمک میکند. آنجا عدالت تبدیل میشود به ابزار رشد ما.
البته عدالت همیشه به این معنا نیست که چیزهای قشنگ و راحت را سر راه ما قرار دهد. یک زمانی در کنگره مثال میزدند و میگفتند: اگر در کنگره باشی، در صراط مستقیم حرکت کنی و عمل سالم را اجرا کنی، حتی آسفالت خیابان هم به تو کمک میکند.
ما آن زمان میگفتیم: «چطور ممکن است آسفالت خیابان به من کمک کند؟» اما بعدها متوجه شدیم که واقعاً اینگونه است.
ما هم باید این مثلث را داشته باشیم، صبر داشته باشیم و از آموزشهای کنگره استفاده کنیم. حرمتهای کنگره و قوانین کنگره بهترین ابزارهای زندگی هستند. آقای مهندس این امکانات را در اختیار ما گذاشتهاند؛ راهنماها هستند، نشریات هستند و جلسات آموزشی وجود دارند. ما باید از این امکانات استفاده کنیم تا به معرفت برسیم.
وقتی در راستای عمل سالم حرکت کردیم و به معرفت رسیدیم، چرخ عدالت برای ما همیشه به بهترین شکل میچرخد؛ یعنی خداوند بهترین نعمتها را در اختیار ما قرار میدهد.
بچههای کنگره الان اینگونه هستند. چرا بچههای کنگره دارند رشد میکنند؟ چون عدالت را بهدرستی در مسیر زندگی خود قرار دادهاند و خداوند زیباییها و نعمتها را در اختیار آنها قرار میدهد.
همهچیز به انسان داده میشود؛ اما این یعنی چه؟ یعنی عدالت در مسیر درست در حال اجراست.
مثلاً میگویند افراد ثروتمند هم خودشان کار میکنند و هم پولشان برایشان کار میکند؛ سرمایهشان برایشان سرمایه تولید میکند.
در کنگره نیز عمل سالم چنین اثری دارد. عمل سالم کنگره باعث میشود عدالت ما را همیشه به مسیر تکامل نزدیکتر و نزدیکتر کند و ما را روزبهروز بهتر و بهتر کند.
انشاءالله که همیشه حال همه ما روزبهروز بهتر باشد و از این مثلث غفلت نکنیم.
یادمان باشد هر کاری که انجام میدهیم، آن را در چارچوب عمل سالم قرار دهیم تا انشاءالله معرفت برای ما ایجاد شود و چرخ عدالت نیز در زندگی همه ما برکت ایجاد کند.
ممنون از اینکه به صحبت های بنده گوش کردید،به افتخار خودتان.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
79