جلسه اول از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی راهنمای تازه واردین محترم مسافر سعید و نگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه: "عدالت،آیا همه افراد در کنگره60 باهم برابرند" در روز یکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت 16:00 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر این فرصت را به من داد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان، راهنمای عزیزم، نگهبان محترم، گروه مرزبان و ایجنت محترم، بابت فرصتی که برای خدمت در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه امروز «عدالت؛ آیا در کنگره ۶۰ همه با هم برابرند؟» است.
در ابتدا باید بدانیم عدالت یعنی چه. معنای عدالت، تعادل و پایداری است. در کنگره ۶۰ برای اینکه بتوانیم به عدالت برسیم و عدالت را بشناسیم، حتماً باید معرفت، شناخت و آگاهی داشته باشیم. وقتی به معرفت و شناخت برسیم، میتوانیم مفهوم عدالت را بهتر درک کنیم.
یادم میآید زمانی که مصرفکننده بودم، از صبح تا شب با خودم میگفتم: «ای بابا، این چه عدالتی است؟ فلانی ماشین فلان خریده، ولی من هنوز اندر خم یک کوچهام. چرا او خانه خریده و من نخریدهام؟»
امروز، با آموزشهایی که در کنگره ۶۰ گرفتهام، دقیقاً دلیلش را متوجه شدهام. دلیلش این است که وقتی من درگیر مصرف مواد بودم، آن شخص از صبح تا شب سر کار میرفت، پسانداز میکرد، قناعت میکرد و زندگیاش را اداره میکرد. بنابراین طبیعی بود که بتواند صاحب خانه، ماشین و امکانات بیشتری شود. در همان زمان، من داشتم مصرف میکردم و طبیعتاً جایگاهی که در زندگی داشتم، نتیجه عملکرد خودم بود.
به این معرفت و شناخت که میرسیم، متوجه میشویم عدالت در کنگره ۶۰ قطعاً به عمل صالح ختم میشود.
آقای مهندس همیشه بین «عمل سالم» و «عمل نیک» مثالهایی میزنند. جالب است که میگویند: فرض کنید برادرتان یا یکی از دوستانتان از شما پول قرض میکند. شما هم با خودتان میگویید: «چه خوب، من یک وام گرفتهام و میتوانم به آشنایم کمک کنم تا کارش راه بیفتد.»
برای خود من هم پیش آمده است. خوشحال بودم که وامی دارم و توانستم به یکی از آشنایانم کمک کنم. اما دو سال بعد که خودم خواستم وام بگیرم، گفتند: «شما به دلیل داشتن قسط معوقه، نمیتوانید وام دریافت کنید.»
آن موقع فکر میکردم کار خیلی خوبی انجام دادهام، اما در نهایت همان کاری که تصور میکردم «عمل نیک» است، برای خودم تبدیل به مشکل شد و باعث شد نتوانم از وام استفاده کنم. اینجا تفاوت بین عمل نیک و عمل سالم را بهتر متوجه میشوم.

اما سؤال بعدی این است: آیا همه در کنگره ۶۰ برابرند؟
هم بله و هم نه؛ چون میتوانیم این موضوع را از دو زاویه نگاه کنیم.
روز اولی که وارد کنگره شدم، من فقط «سعید» هستم. نه لقب دارم، نه صفت، نه شغل و نه مقام. هر چیزی که در بیرون از کنگره داشته باشم، در اینجا ملاک نیست. به قول آقای مهندس، اگر شما ضایعات هم جمع کنید، سعید هستید؛ نه بالاتر و نه پایینتر از دیگری. اگر هم با یک بنز به کنگره بیایید، باز هم همان سعید هستید و هیچ فرقی نمیکند.
همان راهنمایی که قرار است به دیگران خدمت کند، به من هم خدمت میکند. این موضوع دقیقاً مثل خورشید است. وقتی خورشید طلوع میکند، بر تمام عالم به یک شکل میتابد.
آقای مهندس مثال خوبی در این زمینه دارند. شاید استفاده از مثال «شمع» در اینجا درست نباشد، اما خورشید هم بر گل میتابد و هم بر پهن. تابش خورشید باعث زیبایی و رشد گل میشود، اما در مورد پهن ممکن است باعث ایجاد بوی نامطبوع شود. در کنگره هم شرایط به همین شکل است؛ آموزش و خدمت برای همه وجود دارد، اما نتیجهای که هر شخص از آن میگیرد، به خودش و عملکردش بستگی دارد.
بنابراین، در کنگره ۶۰ کسی که وارد میشود، از نظر انسانی و در شروع کار، با دیگران برابر است. راهنمای تازهواردین، راهنمایی که انتخاب میکنیم و خدمتگزارانی که در کنگره هستند، برای همه خدمت میکنند و در این زمینه تفاوتی بین افراد وجود ندارد.
اما پاسخ بخش دوم سؤال، «نه» است؛ یعنی همه در جایگاهها برابر نیستند.
کسی که سفرش را به خوبی انجام داده، به رهایی رسیده و امروز نتیجه آموزشها و عملکرد خودش را میبیند، قطعاً جایگاه متفاوتی با کسی دارد که سفرش را خراب کرده یا به خوبی انجام نداده است. جایگاهها در کنگره ۶۰ با یکدیگر تفاوت دارند.راهنمای شال نارنجی، راهنمای تازهواردین، مرزبان، ایجنت و سایر جایگاهها، هرکدام مسئولیت و جایگاه خاص خودشان را دارند و طبیعتاً با یکدیگر تفاوت دارند.
در پایان میخواهم به صحبتهای آقای دکتر امین اشاره کنم که در یکی از صحبتهای اخیرشان مطلب زیبایی را بیان کردند. ایشان فرمودند که باید برای همه حسن نیت داشته باشیم و خوبی را برای همه بخواهیم. وقتی خیر و خوبی دیگران را بخواهیم، این خواسته در نظر گرفته میشود.
اگر کسی ماشین خوبی میخواهد و ما واقعاً از ته دل برای او خوشحال باشیم و خیر او را بخواهیم، قطعاً این نگاه و خواسته مثبت، تأثیر خودش را خواهد داشت. اما اگر نخواهیم و از موفقیت دیگران ناراحت شویم، این نخواستن و حس منفی هم تأثیر خودش را خواهد گذاشت.
در پایان، باز هم از نگهبان عزیز تشکر میکنم و ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.سپاسگزارم.
لژیون خدمتگزار:لژیون هشتم
مرزبان کشیک:مسافر جبار
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر بهروز لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
82