«هیچ تلاشی بینتیجه نمیماند، مشروط بر اینکه مبدأ و مقصد دقیق باشد و هدف آن هم مشخص باشد.»
ما بعضی وقتها نمیدانیم مبدأمان کجاست، مقصد کجاست و هدفمان چیست. هر کاری که میخواهیم انجام بدهیم، مثلثی را تشکیل میدهد که یک ضلع آن مبدأ ماست، ضلع دیگر مقصد ماست و ضلع دیگر که در رأس مثلث قرار دارد، هدف ماست.
خوب، هدف ما در این کار چه چیزی میباشد؟ ما هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم، هدفی را دنبال میکنیم و هیچ کاری بدون هدف نیست.
من کاری را که دارم انجام میدهم، هدفم از آن کار چیست؟ من الان دارم به کنگره میروم، هدفم چیست؟ چرا دارم وقت میگذارم و هفتهای دو بار به کنگره میروم؟ چه هدفی دارم؟ در اینجا هدف من باید روشن و مشخص باشد که اگر مشخص نباشد، به نتیجه نمیرسم.
هدف من از رفتن به کنگره، رسیدن به سلامتی و حال خوب است و همچنین بهرهمندی از آموزشهای ناب کنگره. وقتی این هدف من باشد، پس آن را دنبال میکنم تا به نتیجه برسم؛ به حال خوب برسم، به سلامتی فکر و عقل برسم و به سلامتی روان و جسم برسم.
ولی اگر در این راه و مسیری که قرار گرفتم، که همان رفتن به کنگره است، هدفم مشخص نباشد و فقط برای گذراندن وقت خود به کنگره بروم، نهتنها چیزی دریافت نمیکنم و به حس و حال خوب نمیرسم، بلکه جوابی هم دریافت نمیکنم؛ چون هدفم مشخص نشده که برایش تلاش کنم.
پس هدف در زندگی بسیار مهم است. زندگی بدون هدف، آخر و عاقبت خوبی را به دنبال ندارد. حتی در درمان اعتیاد هم باید مبدأ مشخص باشد، مقصد مشخص باشد و هدف هم مشخص باشد.
در اعتیاد کدامیک از اینها مشخص است؟ هیچکدام! مقصد یک مصرفکننده کجاست؟ مصرف مواد مقصدش کجاست؟ مصرف نکردن مواد هدفش کجاست؟ هدف فقط مصرف نکردن مواد است. پس در این صورت اصلاً مثلثی تشکیل نمیشود؛ مبدأ دقیق روی مقصد منطبق است و هدف هم روی آن منطبق است.
اصلاً سطحی تشکیل نمیشود، چیزی به وجود نمیآید و اصلاً مبدأ، مقصد و هدفی نیست؛ چون هدف ما فقط این است که مواد مصرف نکنیم.
ولی در یک شخص مصرفکننده باید هدفش مشخص باشد و هدف فرد مصرفکننده باید درمان اعتیاد باشد که بتواند به درمان برسد و به نتیجه دست پیدا کند. برای رسیدن به چنین هدفی هم وقت و هم زمان لازم نیاز است. با یک روز، دو روز و چند ماه نمیشود به هدف درمان اعتیاد رسید. حداقل ۱۰ ماه وقت لازم است که فرد مصرفکننده بتواند به درمان برسد.
در این راه، سختیها و مشکلات فراوانی ممکن است سر راهش قرار بگیرد، ولی اگر شخص هدفش را مشخص کرده باشد، میتواند بهراحتی مشکلات را از سر راهش کنار بزند و برای رسیدن به سلامتی و درمان تلاش کند.
ما روی کره زمین هیچ انسانی را نداریم که بدون مشکل، سختی، بیماری و یا ناراحتی باشد. اگر هم باشد، بهصورت مقطعی و گذرا است؛ چون زندگی پر از فراز و نشیب است و پستی و بلندیهای زیادی را با خود به همراه دارد.
پس ما باید یاد بگیریم که نیرو در خودمان ذخیره کنیم تا بتوانیم بر مشکلات فائق بیاییم، از مشکلات و سختیها نترسیم و به کمک نیروی ذخیرهشده در خودمان، آن مشکلات را پشت سر بگذاریم.
نیرو را ما خودمان میتوانیم در درون خودمان به وجود بیاوریم. با ایمان و امید به زندگی، این خودش ایجاد نیرو در ما میکند. زمانی که من صبح زود از خواب بیدار میشوم، با انرژی به کارهای روزانه میپردازم، ورزش میکنم و با دیگران با مهربانی رفتار میکنم، اینها همه در من ایجاد نیرو میکند.
ما باید یاد بگیریم که نیروهای منفی را از خودمان دور کنیم و نیروی مثبت به خودمان بدهیم. انسانهایی را که نیرو دارند و انرژی فراوان دارند، الگو قرار بدهیم. ما در مورد هر چیزی، هر طوری که فکر کنیم، همان اتفاق میافتد. اگر فکر کنیم که یک شخص افسردهای هستیم، حتماً افسرده میشویم و این حس افسردگی، خود ایجاد انرژی منفی در شخص میکند. نباید اجازه دهیم که دیگران انرژی منفیشان را به ما منتقل کنند.
اگر شخصی انرژی منفی به ما منتقل کرد، همان را به خودش برگردانیم.
پس انرژی مثبت خیلی به ما کمک میکند که بتوانیم به هدفی که در پیش رو داریم برسیم. رسیدن به اهدافمان باعث رشد و تکامل و رسیدن به فرمان عقل میشود. این خیلی مهم است که ما بتوانیم به خواستههایی که داریم برسیم.
خواستههایمان را طوری باید انتخاب کنیم که بدانیم کدام مهم است و کدام مهم نیست و بعد خواسته، فکر و عقل را اجرایی کنیم. اگر غیر از این باشد، دچار مشکل و بحران میشویم.
پس ما فهمیدیم که هیچ تلاشی بینتیجه نمیماند و انسان با تلاش و کوشش است که میتواند به هدف و خواستههای خود برسد.
منبع: سیدی تلاش
نویسنده: راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
100