جلسه دهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲، روز شنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ با استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر عبدالله و دبیری مسافر احسان، با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سعید هستم، مسافر. ابتدا خداوند را شکر میکنم که بعد از دو هفته تعطیلات، دوباره کنگره باز شد و این فرصت فراهم شد تا منِ سعید دوباره در این فضا حضور پیدا کنم، آموزش بگیرم و دانایی کسب کنم. امیدوارم تعطیلات به همه دوستان خوش گذشته باشد. این دو هفته تعطیلی، به قول خودمان فرصتی برای تنفس خدمتگزاران کنگره، از جمله راهنماها و مرزبانهاست؛ کسانی که همیشه در صحنه هستند و خدمت میکنند. این فرصت میتواند زمانی برای مسافرت، استراحت یا رسیدگی به کارهای عقبافتاده باشد. تا سالهای گذشته، تعطیلات در کنگره بسیار محدود بود و حتی تعطیلات نوروز هم شاید بیشتر از دو سه روز طول نمیکشید. اما به مرور، آقای مهندس صحبت کردند و با توجه به آموزشها و دانایی اعضای کنگره، تعطیلات تابستانی و نوروز را در نظر گرفتند تا اعضا بتوانند فرصتی برای استراحت، مسافرت و رسیدگی به کارهای شخصی خود داشته باشند. خدا را شکر میکنم که امروز دوباره دوستان را میبینم. واقعاً دلم برای خدمتگزاران و همه مسافران سفر اول تنگ شده بود و از دیدن دوستان بسیار خوشحال شدم. امیدوارم همیشه شاد، سلامت و در مسیر آموزش باشید.

در مورد دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» به نظرم ابتدا باید خود مفهوم عدالت را بررسی کنیم. عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیز در جایگاه خودش. اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، ریشه عدالت در «عدل» است و عدل یکی از صفات خداوند است. این دستور جلسه میخواهد به منِ سعید یادآوری کند که هر انسانی در هر جایگاهی که قرار دارد، نتیجه عملکرد و انتخابهای خودش را دریافت میکند. من زمانی که به سمت اعتیاد رفتم، درس را رها کردم، کار و زندگیام را رها کردم و به دنبال مواد مخدر رفتم. نتیجه این انتخاب چه شد؟ انسانی شدم که درگیر اعتیاد بود و از نظر اخلاقی و روانی آسیبهای زیادی دیده بود. در همان زمان، شاید دوستی داشتم که مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ به دنبال کار و تحصیل رفت، مدرک گرفت، زندگیاش را سامان داد و مسیر خودش را مرتب کرد. این همان عدالت است. هر عملی که انجام میدهم، عکسالعملی دارد و نتیجهای به دنبال آن خواهد آمد. گاهی اوقات وقتی نتیجه خوبی از عملکردمان میگیریم، میگوییم: «این عدالت است.» اما زمانی که نتیجه عملکرد نادرست خودمان را میبینیم، ممکن است بگوییم: «این بیعدالتی است.» در واقع، تصور اشتباه من این بود که عدالت یعنی چیزی که منافع مرا تأمین کند و به نفع من باشد. اگر اتفاقی به نفع من باشد، میگویم عدالت برقرار شده و اگر منافع من تأمین نشود، تصور میکنم بیعدالتی اتفاق افتاده است. اما در کنگره یاد گرفتهایم که اگر مشکلی در مسیر زندگی من قرار گرفته یا در جایگاه خاصی هستم، باید بدانم که این موضوع نیز میتواند بخشی از عدالت باشد. آقای مهندس در آموزشهایشان بارها اشاره کردهاند که ما در گذشته اعمال و کارهایی انجام دادهایم و امروز نتیجه آنها را میبینیم. ممکن است بخشی از آن اعمال را به یاد داشته باشیم و بدانیم چه کردهایم، اما ممکن است برخی از مسائل مربوط به گذشتهای دور باشند که از آنها اطلاعی نداریم. با این حال، اگر امروز با مشکلاتی روبهرو هستیم، ممکن است بخشی از آن نتیجه عملکردهای گذشته ما باشد. از طرف دیگر، شاید مشکلی که امروز در زندگی من به وجود آمده، یک آزمایش یا تجربه باشد؛ فرصتی برای اینکه چیزی را یاد بگیرم و به دانایی بیشتری برسم. این هم میتواند بخشی از عدالت باشد. زندگی پر از فراز و نشیب است؛ پر از مشکلات، خوبیها، گرفتاریها و سختیها. همه اینها در زندگی وجود دارند. مهم این است که انسان قوی باشد، مشکلات را حل کند و دائماً به دنبال این نباشد که بگوید: «این بیعدالتی است، چرا این اتفاق برای من افتاد؟» در آموزشهای کنگره یاد میگیریم که بعضی موضوعات در پشت پرده قرار دارند و ممکن است ما در ابتدا از آنها آگاهی نداشته باشیم. زمانی که انسان سفر خود را آغاز میکند، روی خودش کار میکند و بهتدریج ضد ارزشهایش را کنار میگذارد، کمکم به درک و شناخت بیشتری از مسائل زندگی میرسد.

اما بخش دوم دستور جلسه این است که آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ در کنگره، زمانی که یک تازهوارد وارد میشود، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، شغل، میزان تحصیلات، وضعیت مالی، تأهل یا هر ویژگی دیگری، با او به عنوان یک انسان برخورد میشود. به یک تازهوارد کاری نداریم که چه شغلی دارد، چه خانه یا ماشینی دارد، چه مدرکی گرفته، متأهل است یا مجرد و چه جایگاه اجتماعی دارد. همه افراد در بدو ورود به کنگره، به عنوان یک تازهوارد، برابر هستند و هیچکس از دیگری بالاتر یا پایینتر نیست. ممکن است فردی که سالها در شرایط بسیار سخت زندگی کرده، در کنار فردی قرار بگیرد که پزشک، مهندس یا دارای جایگاه اجتماعی بالایی است.
- تعداد بازدید از این مطلب :
60