همسفر مهتاب
با دیدن این دستور جلسه، ابتدا تصور کردم عدالت یعنی همه افراد دقیقاً به یک اندازه از امکانات و توجه برخوردار باشند؛ اما به مرور متوجه شدم عدالت با مساوات یکسان نیست. مساوات یعنی همه یک چیز را دریافت کنند؛ اما عدالت یعنی هر کس متناسب با جایگاه، تلاش، مسئولیت و نیازش، آنچه را که حق او است دریافت کند. در کنگره۶۰ همه انسانها از نظر ارزش انسانی برابر هستند. هیچکس به خاطر گذشته، میزان تخریب، وضعیت مالی یا جایگاه اجتماعی بر دیگری برتری ندارد. همه با احترام با یکدیگر برخورد میکنند و فرصت آموزش و درمان برای همه فراهم است؛ اما این به این معنا نیست که همه مسئولیتها یا جایگاهها یکسان باشند. کسی که سالها خدمت کرده است، آموزش دیده و امتحان خود را پس داده است، طبیعی است که مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد. این تفاوت، بیعدالتی نیست؛ بلکه نتیجه تلاش، نظم و حرکت در مسیر درست است.
کنگره به من آموخت؛ اگر احساس بیعدالتی میکنم، بهتر است ابتدا سهم خودم را بررسی کنم. آیا به اندازهای که انتظار دارم، آموزش دیدهام و خدمت کردهام؟ آیا قوانین را رعایت کردهام؟ وقتی به وظایف خود عمل کنم، دیگر خودم را با دیگران مقایسه نمیکنم و میفهمم که هر کس نتیجه عملکرد خودش را میبیند. از نظر من، عدالت در کنگره یعنی مسیر رشد برای همه فراهم بودن. هر کسی که با صداقت حرکت کند، آموزش ببیند و خدمت کند، میتواند رشد کند و به جایگاههای بالاتر برسد. این نگاه باعث میشود به جای گلهمندی، مسئولیت زندگی و سفر خودم را بپذیرم.
همسفر محبوبه
دستور جلسه عدالت، آیا همه افراد در کنگره برابرند؟ عدالت یعنی عدل و عادل بودن، یعنی هر چیزی یا هر کسی در جایگاه خودش باشد. همه از قانون برابری صحبت میکنند که همه با هم برابرند؛ ولی در عمل اینگونه نیست. کسی که به مردم خدمت میکند با کسی که خیانت میکند، اصلاً برابر نیست. در کنگره هم کسی که بهموقع حضور دارد، سیدی مینویسد و خدمت میکند، با کسی که تماشاگر است، متفاوت است. ما در کنگره معرفت را میآموزیم تا بهوسیله این شناخت و آگاهی بتوانیم عمل سالم را انجام دهیم و به عدالت برسیم. به عدالت رسیدن آسان نیست؛ بلکه کاری هم سخت و هم سهل است.
همسفر الهام
از روزی که به کنگره وارد شدم و آموزشهای ناب کنگره را دیدم، آموختم که هیچ برتری در هیچجا نسبت به هیچکس ندارم. آموختم که باید خوب بدانم؛ اگر در هر جایگاهی هستم در جامعه، خانواده و چه در تمامی طبقات عالم هستی، در هر مقام و مرتبهای هستم، آن مرتبه همان حقی است که خودم تلاش کردم و لایق آن درجه بودهام؛ و هیچ جایگاه و مقامی، بدون تلاش و سختی نصیب کسی نشده است.
تا قبل از آموزشهای کنگره، هر کس را که میدیدم به جایگاهی رسیده است، با خودم میگفتم که آن فرد شانس داشته و من هیچوقت شانس نداشتم؛ اما الان دیدگاهم متفاوت شده است، میدانم که هر چیزی صور آشکار و پنهان دارد و افرادی که به جایگاه بالاتری دست یافتهاند، حتماً در صور پنهان، تلاش بیشتر داشتهاند. کنگره به من آموخت که در کنگره و در تمام هستی، تمامی افراد فارغ از نژاد، زبان، دین و مذهب همه با هم برابرند و هیچکس از دیگری برتری ندارد؛ به قول جمله معروف که میگوید: خون کسی از دیگری قرمزتر نیست. وقتی در جلسات وارد میشویم، تمامی خدمتگزاران را میبینیم که با خضوع و متانت سعی در خدمت دارند و محیط را برای هرچه بهتر برگزار شدن جلسات مهیا میکنند و نسبت به سایرین و حتی تازهواردین، احساس برتری ندارند. تمامی اینها برگرفته از متون و آموزشهای ناب کنگره۶۰ است.
همسفر سارا
در کنگره۶۰ همه اعضاء از نظر ارزش انسانی با هم برابر هستند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد؛ اما مسئولیتها، جایگاهها و اختیارات بر اساس آموزش، تلاش، تجربه و خدمت اعضاء تعیین میشود؛ اگر همه بخواهند بدون طی کردن مسیر در یک جایگاه قرار بگیرند، دیگر عدالت برقرار نیست. عدالت یعنی هر کس نتیجه عملکرد و تلاش خودش را ببیند. همانطور که راهنما، مرزبان و یا ایجنت شدن، نیازمند آموزش، تجربه و قبولی در آزمونهای مختلف است و هرکسی با حرکت درست میتواند به آن جایگاه برسد. در کنگره۶۰ فرصت رشد برای همه یکسان است؛ ولی میزان استفاده از این فرصتها به انتخاب و تلاش هر فرد بستگی دارد؛ اگر کسی بیشتر آموزش ببیند، خدمت کند و قوانین را رعایت کند، طبیعی است که مسئولیت بیشتری هم به او سپرده شود. این تفاوت، بیعدالتی نیست؛ بلکه اجرای عدالت است.
همسفر مریم
وقتی بحث عدالت در کنگره۶۰ مطرح میشود، اولین چیزی که به ذهن من میرسد، تفاوت بین برابری و عدالت است. ما در بدو ورود، همه با هم برابر هستیم، یعنی کسی از من نمیپرسد که تحصیلاتم چیست یا چه جایگاه اجتماعی دارم. آنجا همه روی یک صندلی مینشینیم و یک نسخه میگیریم؛ اما این پایان ماجرا نیست.
خیلی قشنگ در متن دستور جلسه گفته شده که عدالت رسیدن حق به حقدار است. من این را در زندگی خودم و در لژیون خودمان کاملاً لمس میکنم. مثلاً من به عنوان یک همسفر، اگر فقط حضور داشته باشم؛ اما در کارهای لژیون کمک نکنم، آموزشها را جدی نگیرم و برای سفر دوم برنامه نداشته باشم، نمیتوانم انتظار داشته باشم که جایگاه من با همسفر دیگری که شبانهروز برای لژیون وقت میگذارد، یکی باشد. این بیعدالتی نیست، این عین عدالت است که هرکس به اندازه بذرهایی که میکارد، برداشت میکند. قبل از کنگره فکر میکردم عدالت یعنی همه چیز به طور مساوی تقسیم شود؛ اما الان میدانم که عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد. یک مسافر تازهوارد که هنوز با نظم جلسات آشنا نیست، با یک مسافری که چندین سفر رفته و راهنما شده، قطعاً فرق دارد. برخورد راهنما با این دو نفر متفاوت است؛ اما این تفاوت به خاطر تبعیض نیست؛ بلکه به خاطر این است که هرکسی در جایگاه خودش نیاز به حمایت و آموزش مخصوص به خود را دارد.
این جمله که انسان با تلاش خود جایگاه خویش را مشخص میکند، برای من خیلی امیدوارکننده است؛ اگر امروز در جایگاه پایینتری هستم، تنها به خاطر عملکرد خودم است و میتوانم با تلاش و خدمت، جایگاهم را بالا ببرم. در کنگره۶۰، جایگاهها بر اساس میزان معرفت، عمل سالم و خدمت ما تعیین میشود و بر اساس پول یا مدرک نیست. پس به نظر من عدالت در کنگره یعنی اینکه به من فرصت داده میشود تا خودم را ثابت کنم و هرکس به اندازه توانایی و تلاشش دیده میشود. این خیلی زیباتر از این است که همه را فقط به یک چشم ببینیم، چون به ما انگیزه پیشرفت میدهد.
همسفر مرضیه
در کنگره عدالت به معنای قرار گرفتن هر فرد در جایگاه واقعی خود است و همه افراد از نظر انسانی برابرند؛ اما جایگاه خدمتی و میزان مسئولیتها بر اساس تلاش و عملکرد متفاوت است. یک ضلع مثلث کنگره عدالت است یعنی در کنگره عدالت برقرار است، در کنگره به این صورت است که افراد با هم برابر نیستند؛ یعنی جایگاه یک راهنما با یک سفر اولی برابر نیست. تمامی انسانها در ابتدای خلقت خود شرایط برابر یکسانی داشتهاند؛ ولی در ادامه و با حرکت هر شخص بنا بر نوع خواست و عملکرد جایگاه خود را مشخص میکنند.
همسفر سمیه
دستور جلسه درباره عدالت است و اینکه آیا همه در کنگره با هم برابر هستند یا نیستند. به نظر من، پاسخ هم بله و هم خیر است. بله، چون وقتی یک نفر وارد کنگره میشود، همه با هم برابر هستند. اصلاً مهم نیست که چه شغلی دارد، چهقدر درآمد دارد، تحصیلاتش چهقدر است یا از چه خانوادهای آمده است. همه با یک چشم دیده میشوند و همه فرصت دارند که آموزش بگیرند و رشد کنند؛ اما از جهت دیگر، همه با هم برابر نیستند؛ زیرا عدالت با مساوی بودن تفاوت دارد. من بهعنوان راهنما نمیتوانم رهجویی را که منظم است، حرمتها را رعایت میکند، سیدی مینویسد، خدمت میکند، مشارکت میکند و فرمانبردار است، با رهجویی که هر کاری دلش خواست انجام میدهد و خودش را ملزم به رعایت قوانین نمیداند، یکسان ببینم. اسم این بیعدالتی نیست؛ بلکه اسمش عدالت است. در کنگره، همه فرصت برابر دارند؛ اما همه انتخابهای یکسانی ندارند. یکی زحمت میکشد و جلو میرود و دیگری مدام بهانه میآورد و درجا میزند.
من بارها این موضوع را در لژیون خودم دیدهام. رهجویی بوده است که با سختترین شرایط، اما با نظم و فرمانبرداری، به جایگاه خوبی رسیده است. در مقابل، کسانی هم بودهاند که شرایط بهتری داشتند؛ اما چون قوانین را جدی نگرفتند، نتیجه دلخواهشان را نگرفتند؛ پس از نظر من، عدالت یعنی همه فرصت برابر داشته باشند؛ ولی نه اینکه همه نتیجه برابر بگیرند.
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
49