English Version
This Site Is Available In English

هیچ‌کس خودش را برتر از دیگری نداند

هیچ‌کس خودش را برتر از دیگری نداند

امروز جلسه دهم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی حسن‌آباد با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟» در تاریخ شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر. خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما دوستان هستم. محیط این شعبه بسیار صمیمی است و انسان‌های خوش‌قلبی در اینجا حضور دارند. به آقا جعفر گفتم وقتی بعد از دو هفته تعطیلی از در وارد شدیم، انگار بوی عطر خاصی به مشام می‌رسید، این همان انرژی و حس خوبی بود که از قبل در اینجا وجود داشته و امروز هم آن را می‌توان احساس کرد. این شعبه واقعاً شعبه‌ای خوب و خوش‌حس است و از این بابت، در وهله اول به خودم تبریک می‌گویم و بعد به شما دوستانی که در این شعبه حضور دارید و آموزش می‌گیرید. دستور جلسه امروز "عدالت؛ آیا تمام افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟" است. عدالت موضوعی بسیار شیرین، تلخ و در عین حال پیچیده است. اگر بخواهیم به طور کامل درباره عدالت صحبت کنیم، شاید حتی پنج ساعت هم برای جمع کردن این بحث کافی نباشد. ابتدا می‌خواهم درباره این سؤال صحبت کنم که آیا تمام افراد در کنگره ۶۰ با یکدیگر برابرند یا خیر و در پایان هم به مفهوم عدالت برسم.

در مورد برابر بودن افراد در کنگره ۶۰ می‌توان از دو دیدگاه نگاه کرد؛ هم می‌توان گفت برابرند و هم می‌توان گفت برابر نیستند. چرا می‌گوییم برابرند؟ چون سیستم کنگره۶۰ به شکلی بنا شده که بین افراد تفاوتی از نظر ارزش انسانی وجود نداشته باشد. معمار این سیستم، آقای مهندس، پایه‌های کنگره را به گونه‌ای بنا کرده‌اند که هیچ‌کس خودش را برتر از دیگری نداند؛ حتی دیده‌بانی که سال‌ها خدمت کرده و به جایگاه دیده‌بانی رسیده، نباید خودش را بالاتر از یک سفر اولی بداند که امروز برای نخستین بار از در کنگره وارد شده است. این موضوع یکی از اصول مهمی است که در آموزش‌های کنگره۶۰ بارها بر آن تأکید شده است. کسی که برای درمان و آموزش وارد اینجا می‌شود، هیچ‌کس از او نمی‌پرسد از کجا آمده، چه ماشینی دارد، کجا زندگی می‌کند، خانه‌اش چند متر است یا خانواده‌اش چه جایگاهی دارند. برای من هم دقیقاً همین اتفاق افتاد. روز اولی که وارد کنگره شدم، حال بسیار خرابی داشتم. شخصی که اصلاً نمی‌شناختم با روی خوش جلو آمد، به من خوشامد گفت، مرا در آغوش گرفت، دستم را گرفت و کنار خودش نشاند. با خود گفتم خدایا، اینجا دیگر کجاست؟ اما هرچه جلسات بیشتری شرکت کردم، هرچه آموزش بیشتری گرفتم و هرچه بیشتر به سی‌دی‌ نوشتم، تازه فهمیدم وارد چه محیطی شده‌ام. همین موضوع نشان می‌دهد که در کنگره۶۰ برابری وجود دارد و انسان‌ها از نظر ارزش و احترام، تفاوتی با یکدیگر ندارند.

اما یک تفاوت کوچک وجود دارد. اگر من وارد کنگره شوم، وقت دیگران و راهنما را بگیرم، سی‌دی ننویسم و برای درمان خود تلاش نکنم، طبیعتاً با کسی که با تمام وجود برای درمان آمده و از آموزش‌ها استفاده می‌کند، تفاوت خواهم داشت. کنگره امکاناتی را در اختیار من قرار داده تا از آن‌ها برای درمان استفاده کنم. اگر نخواهم از این امکانات استفاده کنم، دیگر نمی‌توانم انتظار داشته باشم نتیجه‌ای مشابه کسی بگیرم که وقت می‌گذارد و آموزش‌ها را جدی دنبال می‌کند. البته کسی قرار نیست به خاطر این موضوع به من بی‌احترامی کند یا من را از در بیرون کند؛ اما سیستم به گونه‌ای عمل می‌کند که اگر فرد خودش را با مسیر هماهنگ نکند، کم‌کم از چرخه آموزش و درمان فاصله می‌گیرد. گاهی حتی خود انسان متوجه نمی‌شود که از کجا ضربه خورده و چرا از مسیر دور شده است. بنابراین برابری در کنگره به معنای یکسان بودن نتیجه افراد نیست؛ همه فرصت یکسانی برای آموزش و درمان دارند، اما استفاده از این فرصت و میزان تلاش هر شخص، به خودش بستگی دارد.

اما درباره خود عدالت، آقای مهندس در آموزش‌هایشان به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کنند. برخی عدالت را از "عدل" می‌دانند، اما در آموزش‌های کنگره۶۰، مفهوم عدالت با تعادل و به اعتدال رسیدن ارتباط پیدا می‌کند. یعنی هر چیزی زمانی در جای خودش قرار داشته باشد، عین عدالت است. این موضوع برای من یکی از آموزش‌های مهمی بود که پیش از ورود به کنگره آن را درک نمی‌کردم. همیشه با خود فکر می‌کردم چرا یک نفر ماشین شاسی‌بلند دارد؛ اما شخص دیگری یک پراید قدیمی و خراب دارد. می‌گفتم چرا خداوند به یکی ثروت فراوان داده است و به دیگری نداده؟ چرا باید بین انسان‌ها تفاوت وجود داشته باشد؟ اما امروز با آموزش‌هایی که گرفته‌ام، نگاهم تغییر کرده است.شاید آن فردی که ماشین گران‌قیمت دارد، پشت سر خودش مسئولیت‌های بزرگی داشته باشد، صدها کارگر داشته باشد یا کاری انجام دهد که برای جامعه و کشور مفید باشد. من فقط ظاهر زندگی او را می‌بینم و از شرایط واقعی‌اش خبر ندارم. از طرف دیگر، اگر خود من ماشین ساده‌ای داشته باشم، شاید به این دلیل باشد که به اندازه کافی تلاش نکرده‌ام، فعالیتی نداشته‌ام یا مسئولیت‌های لازم را بر عهده نگرفته‌ام. بنابراین نمی‌توانم فقط با نگاه کردن به ظاهر زندگی افراد، درباره عدالت قضاوت کنم.

امروز منِ محسن با محسن سه سال پیش تفاوت زیادی دارم. شاید دیگران این تغییر را به اندازه خود نبینند، اما خود به خوبی آن را احساس می‌کنم. آن زمان تفکر و نگاه من به زندگی چیز دیگری بود، اما امروز با آموزش‌هایی که گرفته‌ام، مسائل را از زاویه دیگری می‌بینم. به عنوان پدر یک خانواده، مسئولیت دارم مفهوم عدالت و تعادل را در رفتار و نگاه خود رعایت کنم. من هم پسر دارم و هم دختر و باید تلاش کنم میان آنها تعادل برقرار باشد تا فضای خانواده گرم و آرام بماند. اگر مدیر باشم، باید میان کارکنانم عدالت را رعایت کنم و اگر سرکارگر باشم، باید در برخورد با کارگرانم همین نگاه متعادل را داشته باشم. در نهایت، عدالت فقط یک مفهوم نظری نیست؛ باید در رفتار، تصمیم‌ها، خانواده و محیط کار من خودش را نشان دهد. اگر بتوانم این آموزش را در زندگی‌ام اجرا کنم، می‌توانم انسانی مفیدتر و مؤثرتر برای خانواده، محیط کار و جامعه باشم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
نمایندگی حسن‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .