English Version
This Site Is Available In English

«عدالت یعنی هنر در خدمت»

«عدالت یعنی هنر در خدمت»

هفتمین جلسه از دوره هشتم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت ویژه مسافران و همسفران با استادی ایجنت مسافر مرتضی،نگهبانی مسافر ابوالفضل و دبیری پهلوان مسافر بهزاد  با دستور جلسه :" عدالت ، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند ؟ " شنبه ۱۷ تیر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام  دوستان، مرتضی هستم یک مسافر.

خداوند را شاکرم که فرصت داد بار دیگر در این مکان مقدس حضور داشته باشیم. امروز، اولین جلسه بعد از تعطیلات، مصادف شده است با جشن تولد دو عزیز و دو پهلوانِ شعبه، آقایان علی صدیقی و علی دشتی؛ که باعث افتخار من است در این جایگاه در خدمتشان باشم.

جلسه امروز دو بخش دارد: آموزش و جشن تولد.

می‌خواهم در مورد «عدالت» صحبت کنم. آیا واقعاً همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ قطعاً از نظر من خیر؛ برابر نیستند. در شروع سفر، همه در یک نقطه هستند، اما تفاوت از همان‌جا آغاز می‌شود. کسی که صبح زود بیدار می‌شود، ورزش می‌کند، سی‌دی می‌نویسد، سر ساعت در جلسه است و فرمان‌بردارِ راهنماست، با کسی که جیره مصرفی‌اش را دقیق نمی‌خورد، وقت‌شناس نیست و دائم در حال «گریز زدن» است، در یک جایگاه نیست.

من خودم در سفر اول این را درک کردم. وقتی فهمیدم در چه وضعیتِ بحرانی‌ای هستم، به خودم گفتم: «مرتضی! یا به فکر خودت باش یا نابود می‌شوی.» آن زمان شربت OT نبود؛ من با ترازو، جیره‌ام را دقیق وزن می‌کردم و حتی دستم را بعد از مصرف می‌شستم تا بوی مواد ندهد. چون راهنما گفته بود بوی مواد هم «گریز» محسوب می‌شود. ما با این عشق و دقت آمدیم که الان ۱۵ سال است در کنگره مانده‌ایم و لذت می‌بریم. پس قطعاً مسافران در سفر اول با هم برابر نیستند؛ چه برسد به سفر دوم.

در مورد خدمت مالی هم همین‌طور است. گذشتن از مال، کارِ هر کسی نیست. من در لژیون خود رهجویانی داشتم که کارخانه‌دار و میلیاردر بودند؛ با این حال، تمام تلاشم را می‌کردم تا آن‌ها را به لژیون سردار هدایت کنم. ما باید پهلوان و استاد تربیت کنیم، چون هزینه‌های جاری شعبه از آسمان نمی‌آید؛ همین عزیزان هستند که با گذشتِ مالی خود، این سقف را برای ما نگه می‌دارند.

جناب مهندس هم همیشه تأکید دارند که احترامِ کسی که خدمت می‌کند و راهنما می‌شود، با کسی که پنج سال است می‌آید و می‌رود و فقط از مسیر ایراد می‌گیرد، متفاوت است. من نمی‌گویم آن فرد جایگاهی ندارد؛ او هم عزیز است و سرِ سفره کنگره مهمان است و درمانش نوش جانش، اما کسی که «خدمت» می‌کند، جایگاهش با یک مسافرِ صرفاً مصرف‌کننده، تفاوت دارد.

در مورد علی صدیقی عزیز، او هم با صبوری و استقامت سفرش را به پایان رساند. خطاب به همسفران می‌گویم: اگر مسافرتان در مسیرِ سفرِ خود مانده یا شکست خورده، ناامید نشوید. ابزار شیطان «ناامیدی» و «ترس» است. قرآن بارها به «صبر» اشاره کرده؛ صبر کنید و نترسید. هرگز ناامید نشوید و با مقاومت، مسیر را ادامه دهید.

در نهایت، از نظر اخلاقی و رفتاری، شاهد هستم که این عزیزان چقدر تغییر کرده‌اند. نه تنها در کنگره، بلکه در زندگی شخصی و خانواده‌شان نیز رشد کرده‌اند و به آرامش بیشتری رسیده‌اند.

من بیشتر از این صحبت نمی‌کنم تا وقتِ تولد گرفته نشود. از راهنماهای عزیز می‌خواهم بیایند و از خاطرات و تغییرات اخلاقی و رفتاری این دو پهلوان بگویند. بگذارید این تولد، شاد و پرانرژی باشد. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه جشن تولد اولین سال رهائی مسافران علی رضاصدیقی  و علی دشتی  در شعبه برگزار گردید .

اعلام سفر مسافر علیرضا:

آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک دودی مدت سفر ۱۰ ماه و ۱۹ روز رهائی یکسال و چهار ماه

خواسته مسافر : آرزوی درمان همه سفر اولی ها 

اعلام سفر مسافر علی:

آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک دودی مدت سفر ۱۰ ماه و ۲۰ روز رهائی یکسال و چهار ماه 

خواسته مسافر : آرزو دارم همه کسانی که گرفتار اعتیاد هستند با کنگره آشنا وبه درمان برسند . 

سخنان مسافر علی

«سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.

خدا را شاکر و سپاسگزارم که این جایگاه و این فرصت را نصیب من کرد تا بتوانم در این مکان مقدس حضور داشته باشم و به این حالِ خوش برسم.

در ابتدا باید بگویم که هر چه دارم، مدیون آموزش‌های کنگره و راهنمای عزیزم است. از راهنمای خودم بسیار سپاسگزارم که در سفر اول زحمات بسیاری برای من کشیدند. همچنین تشکر ویژه‌ای دارم از آقا مرتضی عزیز؛ اگر من در کنگره ماندگار شدم و توانستم به جایگاه خدمتگزاری برسم، مدیونِ لطف و هدایت‌های ایشان هستم. آقا مرتضی همیشه با انرژی و تشویق‌هایشان به ما انگیزه دادند تا در این مسیر استوار بمانیم.

امروز حس بسیار خوبی دارم و از تک‌تکِ مسافران و همسفران عزیزی که مرا یاری کردند تا به این مرحله برسم، صمیمانه تشکر می‌کنم.

در مورد صحبت‌های محبت‌آمیزِ آقا مرتضی و سایر دوستان که در مورد من لطف داشتند، باید بگویم من خودم را آن‌گونه که دوستان توصیف کردند نمی‌بینم؛ من تنها یک خدمتگزار کوچک در کنگره ۶۰ هستم. واقعیت این است که کنگره نیازی به من، به مالِ من یا به خدمتِ من ندارد؛ این من هستم که به کنگره نیاز دارم. هر خدمتی هم که انجام داده‌ام، در واقع خدمتی بوده برای حالِ خوشِ خودم و باز شدنِ گره‌های درونی خودم.

از اینکه در جمع شما هستم، بسیار خوشحالم. برای همه شما آرزوی رسیدن به این جایگاه و تجربه کردن این حال خوش را دارم. ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.»

سخنان مسافر علی رضا

«سلام دوستان علی هستم یک مسافر 

در ابتدا می‌خواهم از همه عزیزان، از گروه مرزبانی ، سایت، آبدارخانه، از نگهبان محترم و از تک‌تکِ مسافران و همسفران که نسبت به من لطف داشتید، صمیمانه تشکر کنم.

من وقتی از حالم ناراحت می‌شوم یا درگیر چالش‌ها می‌شوم، همیشه به این فکر می‌کنم که چقدر از گذشته‌ام دور شده‌ام. همان‌طور که آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: «نبودِ پول، بدبختی نمی‌آورد، اما داشتنش هم لزوماً خوشبختی نمی‌آورد.» پول قرار نیست انسان را به جایگاه برساند؛ اگر من امروز در این کنگره به جایگاه پهلوانی رسیده‌ام، این را مدیون آموزش‌های بی‌دریغ کنگره هستم.

من یزدی هستم و از آنجایی که ریشه در اصالت دارم، همیشه می‌گویم اگر کسی در مسیر تشنه شود، دل من نمی‌آید که او را تنها بگذارم. من و دوست قدیمی‌ام، علی آقا، در دوران تاریکی و مصرف با هم بودیم. زمانی که من وارد مسیر بهبودی شدم، علی آقا هنوز در مصرف بود. با رفتن من، او از جمع ما کم شد و تنها ماند؛ اما خدا را شکر، او هم مسیر را پیدا کرد و به سمت روشنایی آمد. امروز جفتمان در سفر دوم هستیم، در حال آموزش دیدن و خدمت به خودمان. من با وجود اینکه سال‌هاست در این مسیر هستم، هنوز هم از تک‌تکِ دوستان، از آن کسی که تازه وارد شده تا مسافران باسابقه، آموزش می‌گیرم؛ چون من در این مسیر هنوز کوچک هستم.

امروز که این جشن زیبا را برگزار کردیم، واقعاً ممنونم. مخصوصاً از آقا مرتضی عزیز. من سال‌هاست که با ایشان رفیق هستم و می‌توانم با اطمینان بگویم که ایشان سرشار از عشق و محبت هستند. وقتی می‌گویند ایشان پهلوانان زیادی تربیت کرده‌اند، واقعیت دارد؛ رهجویان ایشان چنان به کنگره وابسته بودند که هیچ چیز نمی‌توانست آن‌ها را از مسیر جدا کند.

در مورد موضوع مالی هم، من معتقدم بخشندگی هنر است. آقای مهندس می‌فرمایند کسانی که توانایی بخشیدن مبالغ بسیار بالا را دارند، هنر واقعی در آن است. من هنوز به آن سطح از توانایی و هنر نرسیده‌ام، اما می‌دانم که این جایگاه پهلوانی که من امروز دارم، حاصل همان آموزش‌های کنگره است. اگر بخواهم صادقانه بگویم، من در دوران مصرف بسیار بیشتر از این‌ها هزینه می‌کردم؛ بنابراین آنچه امروز برای کنگره هزینه می‌کنم، اصلاً منّت نیست، بلکه بخشی از جبرانِ گذشته‌های من است.

یک نکته بسیار مهم که از آقای مهندس آموختم و همیشه در ذهنم است، این است: **«نباید با راهنما، با کنگره یا با خدا معامله کرد.»** نباید توقع داشت که در مقابلِ خدمتم، چیزی دریافت کنم. من هرگز با این دیدگاه به کنگره نیامدم که «من فلان پول را می‌دهم، پس فلان چیز را به من بده». من هرگز چشم‌انتظار معامله‌ی پولی یا پاداش در سیستم کارم نبوده‌ام. من فقط می‌آیم تا خدمت کنم و از آموزش‌های این مسیر بهره‌مند شوم.

ممنونم از همه شما و امیدوارم همگی در مسیر روشنایی و با حالِ خوش باقی بمانید.»

تایپ مسافر میثم خدمتگزارسایت

ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت 

عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن

مسافران نمایندگی صفادشت

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .