چهاردهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس به استادی راهنمای محترم مسافر ابراهیم ، نگهبانی مسافر وحید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه " عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟ " روز شنبه مورخ 17/05/1405 راس ساعت 17 آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ابراهیم هستم، یک مسافر.
تشکر میکنم از نگهبان محترم، مرزبانهای محترم و ایجنت محترم، آقا مجتبی، که بالاخره فرصتی در اختیار من دادند که در خدمت شما باشم.
بازهم یک عذرخواهی میکنم؛ اگر در حدود 9 یا 10 سالی که در خدمت شما بودم، جواب سلام کسی را دیرتر جواب دادم یا خدای نکرده بیادبی شده، خاضعانه طلب بخشش میکنم و امیدوارم من را ببخشید، چرا که منیتی در کار نبوده.
خب، دستور جلسه امروز: عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟
هم میشود گفت آره، هم میشود گفت نه ، چرا؟
چون هر مسافری که از در وارد اینجا میشود، قطعاً قوانین و پروتکلهایی دارد که با توجه به مصرف موادش مشخص میشود. از طرف دیگر، همه تشریف میآورند و آدمهای محترمی هستند. راهنمای محترم تازهواردی قوانین کنگره را برایشان و نحوه درمان را بازگو میکند و با اختیار خود، راهنما خود را انتخاب میکنند.
از آن مسافر تازهوارد تا ایجنت محترمی که در بالاترین جایگاه نمایندگی هست، قوانین برای همه یکسان است. پس این عدالت است.
در هستی هم اگر دقت کنید، هر کسی در هر جایگاهی که هست، این عدالت است. چرا؟ چون خداوند عین عدالت است.
این نظر شخصی من از قسمت اول دستور جلسه
قسمت دوم دستور جلسه: آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ خیر، چرا؟
ما خودمان نمیتوانیم بگوییم ما کجا کنگره 60 قرار بگیریم. ما بدهکار کنگره 60 هستیم. کسانی که درمان میشوند، درمان واقعی میشوند و به تعادل میرسند، قطعاً به کنگره 60 بدهکارند؛ چرا که قبل از کنگره 60، تصور ذهنی فردِ معتاد این است که حاضراند یک میلیارد بدهند و فقط مواد مخدرش را درمان کنند ولی تازه ترک کند ، در صورتی که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان ،خب، من به درمان رسیدم، به تعادل رسیدم؛ بهکار دیگری هم در هستی نیاز دارم ، در هستی هم اگر فقط دریافتکننده باشی، دریافتی از تو گرفته خواهد شد.
این دقیقاً همان چیزی است که در کنگره 60 در قوانین هست.
در کنگره 60 ما خدمت مالی میکنیم از یک میلیون تومان گرفته تا لژیون سرداروبالاترین حالت که نشانی در بی نشانی حالا فرض مثال، منِ ابراهیم بگویم اصلاً من توان پرداخت یک میلیون تومان را ندارم و بعد از به درمان رسیدن ؛ آیا توان خدمت هم ندارم؟
این صندلیهایی که اینجا گذاشته شده، خدمتگزار می خواهد . این نمایندگی، به این خوبی که امروز میبینیم، واقعاً باید دست خدمتگزارانش را بوسید. بالاخره افرادی ماندند اینجا و برای رهایی افراد کار کردند.
پس من نمیتوانم بگویم: «نه میتوانم پول بدهم، نه بهای رهاییام را بدهم.» جایگاهها هم متفاوت است.
از نگهبان دربِ ورودی گرفته تا قبل ازجناب آقای مهندس دیدبانهای محترم هر جایگاهی هم لذت و انرژی خاص خودش را دارد و امیدوارم در هر جایگاهی که هستیم، ظرفیتش را داشته باشیم.
اگر من راهنما باشم و ظرفیت راهنما بودن را نداشته باشم، هم به خودم صدمه میزنم، هم به مسافر و هم به رهجو.
چرا؟ اعتقاد من این است که کسی که از این در وارد میشود، قطعاً یک خواستهای دارد. این خواسته را میخواهیم به بالاترین سطح برسانیم. همه جایگاهها دخیلاند.
نگهبان درِ ورودی میتواند با یک «آه» یه کاری کند که تازه وارد از در برود بیرون، مرزبانها و راهنمای تازه واردین هم همین طورمنه راهنما هم همینطور
من خودم نظر خودم را میگویم: اگر رهجوی من سفرش را خراب میکرد، خودم را مقصر میدانستم. یک مقدار حالم خراب میشد، میگفتم: کجای کار من ایراد دارد که این مسافر نتیجه نمیگیرد، نمیتوانم بگویم مقصر مسافر و خواست اوست
چون اگر شما دقت کرده باشید، من خیلی دقت کردم؛ ده دقیقه دم درب بایستی، چقدر افراد معتاد از دم درب نمایندگی رد میشوند و نگاه میکنند ولی کسی وارد نمایندگی نمیشود ، پس کسی که وارد این نمایندگی میشود ، قطعاً خواستهای دارد.
حالا امیدوارم از فردا سفر اولی ها عدم موفقیت خود را گردن راهنما و جایگاهها خدمتی نمایندگی نگذاریم ، خیر این گونه نیست ، ولی انجام مسئولیت به صورت درست، یک واقعیت است و مهم نیست ما کجا خدمت کنیم .
.jpg)
آقای مهندس بارها میگوید تمام اجزای کنگره و جایگاهها جمع شدهاند تا یک نفر به رهایی برسد. ما قرار نیست همه را رها کنیم، چون یک خواسته داریم ویک سرنوشت و یک فرمان الهی.
یک زمان فرمان الهی هست که من معتاد بمانم؛ هرچند اگر در کنگره 60 تلاش کنم، حتما به رهایی میرسم. البته به ذره ذره انجام میشود، چون خداوند هیچوقت نمیخواهد من معتاد باقی بمانم.
پس به قول معروف، توصیه میکنم سستی خودتان را به خداوند و فرمان الهی نگذارید.
امیدوارم همه ما در توانمان باشد بهای رهاییمان را پرداخت کنیم؛ چه از نظر مالی و چه از نظر جایگاههای خدمتی.
چرا که بالاخره همه عزیزانی که در کنگره 60 هستند ، میدانند که کنگره وابسته به هیچ ارگانی نیست. همگی ما هستیم که از نظر مالی و از نظر خدمتی، کنگره 60 را حمایت میکنیم.
باز هم خیلی خوشحالم که یک بار دیگر در این جایگاه در خدمتتان هستم و از مشارکت شما عزیزان بهرمند میشوم، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما متشکرم.
تایپ و ویرایش: مسافرجواد لژیون یکم ،مسافر مهیار لژیون دوم
عکس : مسافر مهیار لژیون دوم
بارگزاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر موسی
مرداد ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
106