سومین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر آرمین، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه " عدالت، آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟ " روز شنبه 17 مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان آرمین هستم یک مسافر؛ در ابتدا از ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه بهواسطه تولد مسافر پدرام خدمت کنم تا آموزش بگیرم. امیدوارم از تعطیلات بهره کافی را برده باشید. قسمت اول دستور جلسه عدالت و در قسمت دوم دستور جلسه جشن یک سال رهایی مسافر پدرام میباشد. این دستور جلسه ممکن است برای مسافرین که اخیراً به جمع کنگره60 پیوستند تازگی داشته باشد. عدالت ازلحاظ لغوی معنی دادگری را میدهد ولی مفهومی که در جوامع و ساختارهای دیگرعموما برداشت میشود که مقداری جنبه عوام فریبانه دارد که میگویند عدالت همان مساوات است درصورتیکه در کنگره60 برخلاف این صحبت میکنیم؛ بنده قبل از ورود به کنگره 60 زمانی که کلمه عدالت را میشنیدم، مساوات را برداشت میکردم، آموختیم که عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار دارد که ریشه آن در کلام الله شریف که میگوید: هر انسانی بهاندازه تلاش خود، ارزشش مشخص میشود و معیار سنجش توانایی ما در هر زمینهای، تلاشی که میکنیم میباشد و همینجاست که عدالت معنی واقعی خود را نشان میدهد. در کنگره مسافری که سفری باکیفیت دارد از حال خوشی بهره میبرد و مسافر یا همسفرانی که قوانین و حرمت را رعایت نمیکنند یا فرمانبردار راهنما نمیباشند طبیعتاً از حال خوش بهره نخواهند برد. یک ضلع مثلث کنگره60 عدالت میباشد و اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم در مقابل آن مراتب و شناختی که از خود و پیرامون خود پیدا میکنیم را میتوانیم در مسیر درست استفاده کنیم و از زندگی یا افکار خوش در زندگی از حال خوب بهرهمند شویم که این عین عدالت میباشد.

هستی عادلترین موجودی است که وجود دارد و اگر خوبی کنم جوابم خوبی است و اگر بدی کنم جواب من را با بدی میدهد و به هر مقداری من محبت کنم به همان میزان به من محبت میشود که مثل ترازو عمل میکند، ترازویی که دقیق باشد عادلترین قاضی است و بدون توجه بهظاهر، هر چیزی را مشخص میکند. در قسمت دوم دستور جلسه به تولد مسافر پدرام میپردازیم. مسافر پدرام از نفرات اولی بودند که با سقوط آزاد وارد لژیون بنده شدند که با آنتیایکس مصرفی گل، حشیش، ماشروم، شیشه وارد شدند و ازلحاظ جسمی تخریب خاصی نداشتند ولی ازلحاظ ذهنی، پریشانیهای بسیاری داشت که بسیار ترسناک بود ولی در ظاهر خوب بودند و سفری بسیار باکیفیتی داشتند درواقع رهجویی هستند که میتواند الگوی خوبی برای دیگران باشد که مصداق عدالت بود و یکی از ویژگیهای خوبی که داشت به هر مشکلی برمیخورد با من در میان میگذاشت بااینکه فقط مشکلات در سفر رهجو به راهنما مربوط میشود ولی زمانی که رابطه صمیمی میشود راهنما مثل یک پدر معنوی میشود که از این قضیه مثتثنی نبود و راهش را بهدرستی انتخاب کرده بود، سیدی هارا بسیار خوب مینوشت و در لژیون به خوبی مشارکت میکرد؛ عزیزانی که به هر دلیلی نتوانستند در آن مقطع به درستی سفر کنند شاید به مزاجشان خوب نیاید که شخصی بشود معیار سنجش، به طور مثال فکر کنید به هر دلیلی رهجو سفر جالبی نداشته باشد وقتی کسی را ببینم که بهدرستی سفر میکند معمولاً قیاس و... در ذهنم میآید که چرا فلانی سفر خوبی دارد ولی من ندارم و تنها چیزی که در این مواقع میتواند ذهن را آرام کند این است که هرکسی را در قبر خودش میخوابانند و مثلاً میگوییم مشکلات من ده برابر فلانی بوده است و باید در این مواقع به طریقی ذهن را خاموش کرد و بحث عدالت را پیش کشید و بگوییم من همزمانش برسد بهدرستی سفر خواهم کرد و به تعادل میرسم که این میتواند نکتهای باشد از این دستور جلسه برای دوستانی که در سفر اول هستند.
.jpg)
خلاصه سخنان مسافر پدرام:

سلام دوستان پدرام هستم یک مسافر؛ از جناب آقای مهندس بابت راه درمانی که کشف کردند و با ما به اشتراک گذاشتند و همچنین از خانواده محترمشان که ایشان را یاری کردند تا من و همدردهایم در این مکان گرد هم باشیم و با آموزشها به درمان برسیم تشکر میکنم. در تولدها یا باید خندید یا اشکی جاری شود که سعی میکنم تعادل را برقرار کنم. من با سقوط آزاد وارد کنگره60 شدم و فکر میکردم شخصی که اعتیاد دارد حتماً باید کارتنخواب باشد و گدایی کند که همین موضوع باعث مصرف سیگار و در ادامه مواد مخدر شد. اعتیاد بنده از 18سالگی با حشیش شروع شد و کارم بهجایی رسید که بعد از سربازی دیگر نمیتوانستم با خانواده زندگی کنم و افکار خودکشی در ذهن داشتم که باعث شد به تهران بیایم و مصرف کنم. در مکانی که مشغول به کار بودم برای اولین بار گل را تجربه کردم و به درک این رسیدم که کارهای منفی آموزش نمیخواهد تا بهجایی رسیدم که کنترل زندگی از دستم خارج شد و در کار تعادل نداشتم و کاری از دستم برنمیآمد تا زمانی که کرونا شد برای تعطیلات به شهرستان رفتم، زمانی که مادرم از جیبم مواد پیدا کرد باعث شد تصمیم به قطع مصرف بگیرم و پس از دو ماه سیگار را هم کنار گذاشتم که پس از مدت کوتاهی مشکلات بیخوابی و... به سراغم آمد.
در مدتی که مصرف کننده بودم فقط ظاهر خوبی داشتم ولی در باطن چیزی باقی نمانده بود و به خودم میگفتم این حالت خیلی بهتر از حالت مصرفم است و از صور پنهان هیچ خبری نداشتم و افکار خودکشی هم مدام در ذهنم بود که در حسرت و کینه زندگی میکردم.

زمانی که وارد کنگره شدم برای مصرف دارو مقاومت میکردم، با اوتی آشنا نبودم و زمانی که سفرم آغاز شد با مصرف دارو دنیا برایم زیباتر بود و در کنار اوتی آدامس نیکوتین هم میخوردم تا لذت بیشتری داشته باشد و زمانی که دارو کم شد خماری سراغم آمد و به خودم تلنگر زدم که اگر زیاد مصرف میکردم نمیتوانستم درمان شوم چون تابهحال تریاک و شیره مصرف نکرده بودم. مهمترین تأثیری که کنگره60 و راهنما برایم داشت این بود که آدرس خودم را به خودم داد و فهمیدم هدف از زندگی چیست و باید چی بخواهم و چی نخواهم. در انتهای صحبت بگویم که تصمیم گرفتم تغییر کنم و تفکرات قدیم را کنار بگذرام و فرمانبردار راهنما باشم. امیدوارم تمام مسافرین تولد را تجربه کنند ممنون که به صحبتهای بنده گوش دادید.


اعلام سفر:
آخرین آنتیایکس مصرفی شیشه، گل و حشیش بوده است، مدت یازده ماه و چهار روز سفر کردم به راهنمایی، راهنمای محترم مسافرآرمین و در ادامه ده ماه و شش روز سفر نیکوتین انجام دادم به راهنمایی، راهنمای محترم مسافر ایرج و در حال حاضر یک سال و شش ماه است که از بند اعتیاد و یک سال و چهار ماه است که از بند نیکوتین رها هستم ورزش در کنگره شنا
خواسته مسافر:
اولین خواستهام این است که راهنما شوم تا بتوانم به همدردانم کمک کنم و دومین خواسته، هیچ مصرف کنندهای از مسیر درمان دور نماند.
دریافت نشان پیمان وادی هشتم:
در ادامه مسافر پدرام رهجوی راهنمای محترم مسافر آرمین، نشان پیمان وادی هشتم را دریافت کردند.
.jpg)
مسئول سایت: مسافر حامد
مرزبان کشیک: مسافر محسن
مرزبان خبری: مسافر ماهان
با عرض احترام و شادباش، خدمتگزاران سایت مسافران ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
94