عدالت؛ یعنی رسیدن حق به حق دار یا قرار گرفتن هر چیزی در سر جای خودش و برای رسیدن به عدالت باید تلاش کرد، قبل از ورودم به کنگره۶۰ فکر میکردم عدالت؛ یعنی اگر شخصی در حق من ظلمی روا داشت آن ظلم یا بدی باید به او برگردد؛ اما اگر خودم ظلمی در حق دیگری انجام دادم، مجازاتِ من عین بی عدالتی است.
عدالت این نیست که هر چیزی بر اساس علاقه ها و منابع من باشد، عدالت همانندِ دو کف ترازو است که در یک طرف خود ما قرار داریم و در طرف دیگر خداوند قرار دارد که اگر من هر چقدر توانسته باشم حق و حقوق دیگران را طبق فرامین الهی رعایت کنم به همان اندازه عدالت برای من و در زندگی شخصی من رعایت میشود و اینجاست که دو کف ترازو باهم برابری میکند؛ یعنی قاضی خداوند است و من هم به عنوان آن فرد عدالت طلب در کف دیگر قرار گرفتهام و توانستهام با تلاشم به حق و سهمی که عدالت من است برسم.
عدالت در کنگره۶۰ بسیار تا بسیار مهم میباشد و باید اجرا گردد که البته در بَدو ورود همه در کنگره۶۰ با هم برابرند، هیچ کس بر شخص دیگر برتری ندارد و هیچ کس از شخص دیگر در مورد تحصیلات و پست و مقامش سؤالی نمیپرسد؛ اما با گذشت زمان دیگر شخص تازهوارد با یک سفر اولی یا سفر دومی با هم برابر نیستند و هر کدام با دیگری به نسبت زمان ورودشان به کنگره جایگاهشان فرق میکند و متفاوت است و مسلماً جایگاه یک تازهوارد که هنوز هیچ آشنایی با کنگره ندارد و یک سفر دومی که آموزشهای کنگره را دریافت کرده است کاملاً متفاوت میباشد.
جایگاه یک مرزبان با ایجنت متفاوت است هر کدام مطابق با تلاش خود و انتخاب اعضاء و مراتب بالاتر کنگره توانستهاند در این جایگاه متناسب با همان واژه عدالت قرار بگیرند، هر جایگاهی در کنگره قابل احترام می باشد چه سفر اولی و یا سفر دومی و یا هر جایگاه دیگری و اینگونه است. کلمه عدالت از عَدل میآيد و هر فردی هم که خواهان عدالت میباشد این را باید بداند که هیچ چیزی یا هیچ جایگاهی را در هستی به انسان یا هر موجودی مجانی نمیدهند؛ باید برای رسیدن به هر چیزی در زندگی تلاش کرد و به آن رسید.
اگر من در زندگی فردی خودم تلاش میکنم و برای رسیدن به اهدافم میجنگم؛ ولی به آنها نمیرسم نباید نااُمید بشوم شاید هنوز وقت رسیدن به آن هدف یا جایگاه برای من نباشد؛ باید برای رسیدن به عدالت در هر چیزی صبر پیشه کرد تا به آن چیز که مد نظرتان هست مطابق با زمان لازم خودش دست پیدا کنید به عنوان مثال شخصی صاحب فرزند نمیشود؛ یعنی در جایگاه پدر و مادر قرار نمیگیرد و این عین عدالت هست شاید مُقَدر نیست که در آن جایگاه قرار بگیرد و خیلی موارد دیگر... گاهاً انسانها عدالت را با مساوات یکی میدانند؛ یعنی فکر میکنند که همه؛ باید با هم برابری داشته باشند، این به نوع نگاه و تفکرشان بستگی دارد که تا چه اندازه در اثر آموزشهایی که دریافت کردهاند به بیداری و آگاهی فکری لازم رسیدهاند تا بدانند که هر چیزی را نمی شود به اجبار تصاحب کرد.
باید این را دانست عدالت در هر چیز و هر مکان و هر جایگاه و مقامی، تفاوت بسیاری قائل است ما بین شخصی که نقض فرمان کرده است و درگیر ضد ارزشها ها شده است تا فردی که در صراط مستقیم قرار دارد و آنگاه دیگر بهطور یکسان نمیتوان برخورد کرد، آن وقت است که ظلم برقرار میگردد نه عدالت و در همین رابطه خداوند در کتاب آسمانی می فرمایند: «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند».
نتیجه میگیریم که هیچ انسانی با انسان دیگر از نظر جایگاه برابر نیست و هر شخصی مطابق با آن آگاهی و دانش خود و برنامهریزی دقیق خودش است که عین عدالت است در هر جایگاهی که قرار میگیرد و نباید بر فرد یا افراد دیگر خُرده بگیرد که چرا تو در این جایگاه هستی و من نه! هر چیزی طبق زمانبندی و عدالتی است که خداوند میداند.
منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر الهه
رابط خبری: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
89