در دنیای بیرون، عدالت اغلب با ترازو سنجیده میشود. ترازوهایی که گاه سنگینی طلا، گاه وزن مدرک و گاه قدرت نفوذ را در کفه دیگر میگذارند؛ اما در آستانه جایی که انسان برای باز پسگیری خود از چنگال اعتیاد قدم میگذارد این ترازوها شکسته میشوند. کنگره۶۰ نه یک دادگاه است که حکم صادر کند نه یک بازار که قیمتگذاری کند اینجا یک کارگاه احیای انسانی است و در این کارگاه سوال آیا همه افراد با هم برابرند؟ نه یک پرسش حقوقی که پرسشی وجودی است. آیا کسی که روزی در اوج ثروت بود و کسی که در فقر مطلق در این مسیر یکساناند؟ پاسخ را باید نه در سخن که در ساختار این مجموعه جستوجو کرد. نخستین جلوه عدالت در کنگره۶۰ نابودی عنوانهای بیرونی است. در این مکان هیچکس با نام خانوادگی، شغل، مدرک تحصیلی یا حساب بانکی شناخته نمیشود. همه با یک نام واحد و بیآلایش وارد میشوند، مسافر یا همسفر این نام نه یک برچسب؛ بلکه یک نام مشترک بین افرادی است که خواستار رهایی از دام اعتیاد هستند. در اینجا عدالت یعنی پاک شدن حافظه اجتماعی از برتریهای کاذب تا انسان بتواند خود را نه در آینه دیگران؛ بلکه در آینه حقیقت ببیند.
یکی از عمیقترین نشانههای برابری در کنگره اجرای یکسان و بدون تبعیض متد DST است. در بسیاری از مراکز درمانی بیرون گاه پول، نفوذ و ارتباطات میتواند مسیر ترک را کوتاه یا طولانی کند؛ اما در کنگره پروتکل مصرف داروی OT، زمانبندی دقیق مراحل و قواعد کاهش و افزایش، برای همه مسافران یکسان است و هیچ راه میانبری وجود ندارد. این یکنواختی خود عدالت است؛ زیرا به هر فرد میگوید: ارزش تو در این مسیر به آنچه داشتهای نیست و به آنچه میخواهی بشوی وابسته است یعنی مسافر به میزانی که خواسته داشته باشد از آموزشها استفاده میکند و برای رهایی خود تلاش میکند. فرمانبردار راهنما میشود و صبر را سرلوحه کارش قرار میدهد تا به مقصد که همان رهایی است برسد. حتی در کلام الله گفته شده: لَیسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعیٰ انسان چیزی نیست جز آن چیزی که تلاش کند. ما در اراده، هدف و فرصت با هم برابریم؛ ولی در تجربه، تلاش و جایگاه متفاوتیم و این تفاوت نه تنها ظلم نیست؛ بلکه دقیقاً معنای عدالت است. کنگره۶۰ به ما آموزش میدهد که به جای مقایسه خود با دیگران، به مسیر خود نگاه کنیم. عدالت واقعی این است که هرکس در جایگاه خودش قرار دارد نه در جایگاه فرد دیگری
در جلسات کنگره۶۰ همه در یک حلقه مینشینند. هیچ صندلی بلندتر از بقیه نیست. هیچ میز ریاست و هیچ جایگاه افتخاری وجود ندارد. این چینش فیزیکی، نمادی از یک حقیقت عمیق است که بیان میکند در برابر رنج اعتیاد و در برابر امید به رهایی همه در یک سطح قرار دارند. کسی که دیروز در اتاق مدیریت نشسته بود و کسی که در کوچههای شهر درگیر بیماری اعتیاد بوده است در کنار یکدیگر و با یک فاصله برابر از آموزشهای کنگره استفاده میکنند و این برابری مکانی باعث میشود انگیزه برای درمان در مسافر تقویت شود.
در بسیاری از ساختارهای درمانی، پزشک یا درمانگر در جایگاهی فراتر از بیمار قرار میگیرد؛ اما در کنگره راهنما خود یک مسافر سابق است. کسی که همین راه را پیموده و اکنون دست همیاری دراز کرده است. او نه یک حاکم بر بیمار؛ بلکه یک سند بدون نقص است که در پیشرو قرار دارد و چراغ راه مسافر است. در اینجا هیچکس بر دیگری برتری ندارد و تنها تفاوت، تفاوت تجربه است و این عین عدالت است.
عدالت در کنگره تنها مختص مسافران نیست. همسفران؛ نیز در این مسیر هستند و در جلسات آموزش با همان قواعد و همان احترام حضور مییابند. آنها نیز میآموزند که اعتیاد یک جایگزینی مزمن است نه یک گناه اخلاقی، این برابری در آموزش باعث میشود که خانوادهها نیز از قضاوتهای بیرونی رها شوند و در یک بستر مشترک به درک متقابل برسند.
شاید عمیقترین بُعد عدالت در کنگره۶۰ در مفهوم جهانبینی نهفته باشد در اینجا درمان تنها قطع مصرف نیست؛ بلکه تغییر نگاه فرد به خود به زندگی و به جهان است و این تغییر برای همه مسافران یک ضرورت است. هیچکس نمیتواند بگوید: من چون فلان موقعیت را داشتم نیاز به تغییر جهانبینی ندارم. همه باید از نو بسازند؛ همه باید از نو یاد بگیرند که چگونه بدون مواد با رنج و شادی زندگی روبهرو شوند. البته باید صادق بود برابری در کنگره۶۰ به معنای برابری در نتیجه فوری نیست. هر مسافر نسبت به تلاش و زمان مناسب با زخمهای خاص خودش و با مقاومتهای درونیاش پیش میرود؛ اما عدالت در اینجا به این معنا است که فرصت رهایی برای همه یکسان است و هیچکس به دلیل گذشتهاش از این فرصت محروم نمیشود و در نتیجه همه در مدت زمان مشخص که ۱۰ الی ۱۱ ماه است به رهایی میرسند.
عدالت، از خودمان شروع میشود. شاید مهمترین بخش این دستور جلسه این باشد که عدالت را بیرون از خودمان جستوجو نکنیم. پیش از آنکه بپرسیم آیا دیگران با ما عادلانه رفتار میکنند؟ بهتر است از خودمان بپرسیم آیا من با خودم عادل بودهام؟ آیا برای خودم ارزش قائل شدهام؟ آیا به خودم فرصت دادهام تا تغییر کنم؟ کسی که با خودش عادل نیست، نمیتواند با دیگران عادل باشد. لباس عدالت را اول باید بر تن خودمان بپوشانیم.
کنگره۶۰ به ما یادآوری میکند که عدالت واقعی، همان است که به هر فرد امکان دهد تا بدون ترس از قضاوت، بدون برتریهای کاذب و با دستان خالی؛ اما با قلبی پر از امید قدم در راه بگذارد. در این راه همه مسافرند. همه در یک کشتی نشستهاند و همه به سوی یک ساحل روشن پارو میزنند و شاید همین زیباترین تعریف عدالت باشد.
نویسنده: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (عضو لژیون سردار)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (عضو لژیون سردار)
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (عضو لژیون سردار) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
1371