English Version
This Site Is Available In English

رسیدن به آرامش درونی با درک مفهوم عدالت

رسیدن به آرامش درونی با درک مفهوم عدالت

عدالت از واژه‌هایی است که در ظاهر ساده به نظر می‌رسد؛ اما وقتی وارد کنگره۶۰ شدم فهمیدم معنای واقعی آن چیزی فراتر از تصورهای قبلی من است. قبل از ورودم عدالت را با برابری اشتباه می‌گرفتم، فکر می‌کردم عدالت یعنی همه چیز برای همه یکسان باشد، همه در یک سطح باشند، همه یک اندازه سهم بگیرند. اما اولین سیلی محکم آموزشی را زمانی خوردم که در کنگره به من گفتند عدالت به معنای برابری نیست و اینکه هر شخص در هر جایگاه و هر شرایطی که قرار دارد عین عدالت است.

این جمله برای من نقطه‌ تحول بود؛ چون فهمیدم اگر کسی در جایگاهی بالاتر قرار دارد، این بی‌عدالتی نیست، این نتیجه‌ تلاش، فرمان‌برداری، خدمت، آموزش‌پذیری و حرکت درست او است و اگر من در جایگاه دیگری هستم و یا قرار گرفتنم در همان جایگاه نیز عین عدالت است. این نگاه باعث شد دست از مقایسه بردارم، دیگر خودم را با هیچ‌کس قیاس نکنم، گله و شکایت نکنم، حسرت نخورم و به جای آن به این فکر کنم که چطور می‌توانم شرایط خودم را بهتر کنم.

کنگره۶۰ یک نمونه کوچک از جامعه و زندگی واقعی ما است. وقتی افراد وارد کنگره می‌شوند، همه با یک چشم دیده می‌شوند همه رهجو هستند، بدون توجه به میزان دارایی، سواد، موقعیت اجتماعی، ظاهر، گذشته یا هر چیز دیگر به آن‌ها نگاه می‌شود. همه حق دارند در جلسات آموزشی شرکت کنند، راهنما انتخاب کنند، آموزش بگیرند و از فرصت درمان و رشد استفاده کنند. این بخش عدالت کنگره است: درِ آموزش برای همه باز است.

اما از این نقطه به بعد، عدالت شکل دیگری پیدا می‌کند. این خودِ شخص است که انتخاب می‌کند در چه مسیری قدم بردارد. آیا رهجوی منظمی باشد؟ آیا فرمان‌بردار باشد؟ آیا با ادب و احترام با دیگران برخورد کند؟ آیا آموزش‌هایی که می‌گیرد را در زندگی اجرا کند؟ آیا خدمت کند؟ آیا برای هموار کردن مسیر خودش تلاش کند؟ یا نه، فقط بیاید و برود و هیچ تغییری ایجاد نکند؟

در کنگره افراد زیادی هستند که سال‌ها است می‌آیند، می‌روند، خدمت می‌کنند، آموزش می‌گیرند و مسیر را برای دیگران هموار می‌کنند. طبیعی است که جایگاه آن‌ها با کسی که تازه وارد شده یا کسی که آموزش‌ها را جدی نمی‌گیرد متفاوت باشد. این تفاوت، بی‌عدالتی نیست، این نتیجه‌ عملکرد است.

اگر چنین چیزی را دیدیم، نباید قیاس کنیم. نباید بگوییم چرا او در آن جایگاه است و من نیستم؛ چون همان‌طور که استاد امین می‌فرمایند: «آن شخص خودش زمینش را هموار کرده است، سنگ‌هایش را برداشته، مسیرش را صاف کرده، شما هم همین کار را انجام دهید.» این جمله برای من بسیار راهگشا بود. فهمیدم که هر جایگاهی نتیجه‌ کارهای پنهان و آشکار یک انسان است. هیچ‌کس یک‌شبه به جایگاه بالا نمی‌رسد. هیچ‌کس بدون تلاش، احترام، خدمت و آموزش، رشد نمی‌کند.

عدالت در کنگره۶۰ یعنی اینکه هر کس در جایگاهی قرار دارد که خودش برای آن تلاش کرده است. هر کس همان‌قدر می‌گیرد که حرکت کرده است. هر کس همان‌قدر دیده می‌شود که دیده‌بان درونی‌اش را تربیت کرده است. هر کس همان‌قدر رشد می‌کند که آموزش‌ها را اجرا کرده است. 

عدالت یعنی اگر من امروز در جایگاهی هستم، این جایگاه حق من است و اگر فرد دیگری در جایگاه بالاتری است، آن جایگاه حق او است. عدالت یعنی مسئولیت‌پذیری، یعنی قبول کنم که نتیجه‌ امروز من حاصل انتخاب‌های دیروز من است.

در کنگره همه در نقطه‌ شروع برابرند؛ اما در ادامه برابر نمی‌مانند؛ چون مسیرها متفاوت می‌شود، انتخاب‌ها متفاوت می‌شود، میزان تلاش‌ها متفاوت می‌شود. این تفاوت‌ها عین عدالت است خلاف آن نیست.

در نهایت عدالت برای من یعنی آرامش درونی یعنی اینکه بدانم هیچ‌کس جای من را نگرفته، هیچ‌کس حق من را نخورده، هیچ‌کس جلوتر از من نرفته مگر اینکه خودش مسیرش را ساخته باشد. عدالت یعنی اینکه من هم می‌توانم زمین خودم را صاف کنم، سنگ‌هایم را بردارم، مسیرم را بسازم و به جایگاهی برسم که حق واقعی من است.

نویسنده، ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .