English Version
This Site Is Available In English

ما در سه جهان در حال زندگی کردن هستیم

ما در سه جهان در حال زندگی کردن هستیم

جلسه نهم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی، به استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر امید و دبیری مسافر ابوالفضل، با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» چهارشنبه  31 تیر  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتم و خوشحالم که آخرین جلسه قبل از تعطیلات توانستم در این جایگاه خدمتی قرار بگیرم .
در مورد دستور جلسه که وادی پنجم است باید بگویم که یکی از نکاتی که این وادی دارد این است که در مورد هر قسمت از آن می‌توان ساعت‌ها سخن گفت .
خود من جزو آن دسته از افرادی بودم که از سنین کم خیلی تفکر می‌کردم.
آدمی بودم که احساس می‌کردم اگر راجع به هر موضوعی تفکر و تحلیل کنم به نتیجه می‌رسم، شاید در بسیاری از موارد با تفکر کردنم، در جهان ذهنی خودم زندگی می‌کردم به این صورت که تفکر می‌کردم و یک ساختاری را در ذهن خود می‌ساختم و توسعه می‌دادم و در جهان ذهنی خودم از آن ساختار نیز نتیجه می‌گرفتم اما زمانی که آن تفکر را وارد میدان می‌کردم و به مرحله اجرایی کردن می‌رسید، دائما با درب بسته مواجه می‌شدم. در واقع انسان‌ها به این صورت هستند که زمانیکه در مقوله‌ای دارای مهارت هستند از انجام آن لذت می‌برند و دائم آن بخش از مهارت خود را تقویت می‌کنند، به عنوان مثال اگر از یک مربی فوتبال بپرسید که بهترین ورزش چیست خواهد گفت فوتبال، چون در این رشته مهارت دارد و از انجامش لذت می‌برد و هزاران دلیل نیز راجع به برتری این رشته نسبت به بقیه ورزش‌ها خواهد آورد؛ بنابراین انسان خیلی باید به پختگی ، دانش و آگاهی برسد که اینگونه نباشد یعنی مهارت خودش را به عنوان بهترین و مهمترین مهارت فرض نکند.
وادی پنجم نیز این مسئله را برایمان باز می‌کند به این شکل که، مهارت من تفکر است و این اجازه را به من می‌دهد که جلو بروم و به درب‌های بسته برخورد کنم و زمانیکه با بن‌بست مواجه می‌شوم، شروع به جست‌وجو می‌کنم که مشکل کارم در کجاست.
زمانیکه این اتفاق می افتد این وادی می‌گوید، تفکر قدرت مطلق حل نیست بخصوص در جهان ما. در اینجا تاکید میکند که در جهان ما، زیرا در این وادی برای ما سه جهان را ترسیم میکند؛ جهان ذهن، جهان خواب و جهان فیزیکی یا همین جهانی که ما در آن در حال زندگی کردن هستیم .
ما در این جهان فیزیکی نیاز به تلاش و حرکت کردن داریم زیرا خود این جهان در فضا، زمان و مکان واقع شده و خودش نیز در حال حرکت است.
شما نمی‌توانید در جهانی که پایه و اساس آن بر مبنای حرکت کردن است، حرکت و تلاش نکنید و به نتیجه برسید، قطعا نخواهید توانست .
زمانیکه ما در جهان فیزیکی زندگی می‌کنیم نمی‌توانیم در جهان ذهن به نتیجه برسیم، نمی‌توانیم در جهان خواب به نتیجه برسیم. بنابراین باید طبق جهانی که در آن زندگی می‌کنیم حرکت کرده و نتیجه را دریافت کنیم و در این جهان، تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند.
چرا از کلمه کامل کردن استفاده می‌نماید؟
زیرا ما برای انجام هر کاری در زندگی بایستی تفکر کنیم .
در همین وادی عنوان می‌کند که اگر بخواهید هر ساختاری را پدیدار کنید اولین قدم ترسیم نمودن آن در جهان ذهن است.
در اینجا با دو اتفاق روبرو می‌شویم: یا آن تفکر را از جهان ذهن وارد جهان فیزیکی کرده و تبدیل به یک ساختار واقعی می‌کنیم یا اینکه به خیال بافی دچار می‌گردیم .
خود من در زمان مصرف نمونه بارزی از این گونه بودم که در جهان ذهنی‌ام کار می‌کردم، پول درمی‌آوردم، ازدواج می‌نمودم و خانه می‌خریدم . اما خروجی این اتفاق این است که هیچ نتیجه‌ای عایدم نشد و در نهایت به جای اینکه از آنچه ترسیم کرده بودم دستاوردی داشته باشم تبدیل به جهنمی برایم میشد .بعبارتی در طوفانی از خیال‌های خودم دفن میشدم و به هیچکدام از چیزهایی که باید در جهان واقعی لمس می‌کردم نرسیدم؛ برای همین در این وادی می‌گوید که باید حرکت کرد و تلاش نمود. حال من مسافر امروز وارد کنگره ۶۰ می‌شوم و شروع به حرکت می‌نمایم ؛ چه عواملی باعث عدم حرکت و تلاش من می‌شود؟ ترس، اضطراب و وحشت .
مسافر شروع می‌کند از خودش سوال پرسیدن که آیا می‌شود، آیا نمی‌شود؟  آیا به درمان میرسم یا به درمان نمیرسم ؟ آیا اگر شروع کنم ظرف مدت یازده ماه گریز میزنم یا نه ؟
پرسیدن این سوال‌ها باعث میشود که رهجو درگیر اضطراب، وحشت و ترس می‌شود . در واقع این‌ها از کجا نشأت گرفته‌اند؟ از ضد ارزش‌ها.
شما وقتی وارد مسیر ضد ارزش‌ها می‌شوید، شروع به غیبت کردن یا دروغ گفتن می‌کنید و یا دزدی می‌نمایید؛ آن زمان به شما وحشت دست میدهد و یا دچار اضطراب و ترس می‌شوید و همین باعث توقف شما در مسیر درمان می گردد و شما را کاملاً متوقف می‌نماید. بنابراین اولین گام، فاصله گرفتن از ضد ارزش‌هاست تا بتوانیم حرکت کنیم و امیدوار باشیم.
دومین گام این است که اگر نمیدانیم کاری خوب است یا نه آن را انجام ندهیم و خودداری کنیم و در ادامه آن از صبر سخن میگوید .
مسئله دیگری نیز عنوان می‌کند که آن قناعت است . دوستان عزیز برای قناعت در کنگره۶۰ تعریف جدیدی بیان شده. قناعت در کنگره۶۰ گدا صفتی نیست، قناعت در کنگره شصت خساست نیست، قناعت در کنگره شصت یعنی از هر چیزی که داری بهترین استفاده را انجام بده و بهترین لذت را ببر.

مورد دیگری که می‌خواهم در موردش صحبت کنم مسئله پس‌انداز است؛ پس‌انداز برای پولدارها نیست و آدمی که پولدار است نیازی به پس‌انداز ندارد چون ملک دارد، طلا دارد، ماشین دارد و... ؛ دیگر نیازی به پس‌انداز ندارد پس‌انداز برای فقراست.
جناب مهندس می‌فرماید اگر یک قرص نان دارید یک چهارمش را پس‌انداز کنید و برای سه‌چهارم آن برنامه‌ریزی نمایید و آن را نوش جان کنید .
آخرین نکته را هم خدمت شما بگویم که در آستانه تعطیلات کنگره ۶۰ هستیم و این یک امتحان است برای ما و برای یک رهجو که دانایی خودش را مورد سنجش قرار دهدکه آیا این همه افرادی که برای او زحمت کشیده‌اند از راهنما گرفته تا تمامی افراد کنگره، آیا این توانایی را دارد که خودش را برای چهارده روز حفظ و نگهداری کند. اگر این امتحان را قبول شد در سفر دوم نیز در هنگام نبود راهنما و یا در زمان نبود کنگره ۶۰ در امتحان مختص به خودهم قبول می‌شود، اگر هم قبول نشد یعنی انسان ناتوانی است و دانایی کسب نکرده است و در واقع این زمان گرانبها را به باد داده و از این فرصت طلایی استفاده نکرده است.
امیدوارم همین مقداری که الان حضور دارند در پایان تعطیلات هم حضور پیدا کنند .
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید از شما دوستان سپاسگزارم‌ .

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .