راهنما همسفر اعظم
قبل از ورود به کنگره فکر میکردم عدالت یعنی اینکه: همه افراد باهم برابر باشند؛ اما بعدها متوجه شدم که شرایط ممکن است برای همه یکسان باشد، اما نتیجه یکسان نخواهد بود.
واژه عدالت، از تعادل و عدل میآید؛ یعنی داوری به حق. یعنی برابری میان خواستهای که دارم و تلاشی که انجام میدهم، با آنچه دریافت میکنم. در کنگره، همه بر سر یک سفره مینشینند؛ چای، آموزش و فرصتها برای همه فراهم است؛ اما این به خود من بستگی دارد که آیا از این امکانات درست استفاده میکنم یا خیر؟
من همسفر که دستورات را اجرا میکنم، روی جهانبینی خود کار میکنم و برای بیرون آمدن از تاریکی تلاش میکنم، قطعاً با کسی که به دنبال رفیقبازی یا سرگرم حاشیههاست، برابر نخواهم بود. بعد از ده ماه تلاش، من به رهایی میرسم، اما آن فرد همچنان مانند همستر در چرخهای بیپایان درحال چرخیدن است. اگر همه افراد بدون تلاش به نتیجه برسند، دیگر نام آن عدالت نیست.
این قانون در تمام ابعاد زندگی حکمفرماست. یک نفر کودکی و نوجوانی خود را به آموختن میگذراند، دیپلم میگیرد، با تلاش و بیخوابیهای فراوان در کنکور پزشکی یا مهندسی قبول میشود، هفت سال دیگر درس میخواند و زحمت میکشد تا به یک دکتر یا مهندس تبدیل شود، جایگاه اجتماعی مناسبی به دست بیاورد و در رفاه و آسایش زندگی کند؛ اما شخصی دیگر تا سوم راهنمایی درس میخواند و دیگر زحمت ادامه تحصیل را به خود نمیدهد. مسلماً جایگاه این دو نفر در جامعه یکسان نیست، کسی که دیپلم ندارد، نمیتواند هر حرفهای را دنبال کند یا هر شغلی را به دست بیاورد.
در کنگره افراد زیادی به رهایی میرسند، ولی آیا همه حالشان خوب است و به تعادل موردنظر میرسند؟ مسلماً کسی که در دریافت آموزشها کوتاهی کرده، جهانبینی خود را تغییر نداده، در طول سفر غیبت میکند و گریز میزند، حتی اگر گل رهایی هم دریافت کند، به حال خوش نخواهد رسید. امکان ندارد من درست سفر کنم، تمام دستورات را موبهمو اجرا کنم و حالم خوب نشود.
ماندن در مسیر درست دشوار است. باید از خود بپرسم که چرا آمدهام؟ آیا واقعاً از تاریکی خسته شدهام یا فقط برای دیگران آمدهام؟ وقتی برای خودم آمده باشم و خود را دوست داشته باشم، استفاده از شرایط آسانتر میشود و میدانم برای چه تلاش میکنم.
تیتر دستور جلسه میگوید؛ "آیا همه افراد در کنگره ۶۰ باهم برابرند؟" برای برقراری عدالت، اول باید بستر مناسب فراهم شود، در کنگره ۶۰ بستر برای همه افراد بهطور یکسان فراهم شده است. کسی که امروز در جایگاه ایجنت، مرزبان یا کمک راهنما قرار دارد، مانند فردی که روز اول وارد این مکان میشود، روی همین صندلیها نشسته است و همینطور سیدیهای آموزشی که در دسترس تمام اعضا قرار دارد؛ بنابراین مساوات نیز برقرار است. اما هرکسی بهاندازه توان خودش برای کسب جایگاه بهتر تلاش میکند، و اینجاست که عدالت برقرار میشود.
نباید بگویم چرا من با راهنمایم برابر نیستم؟ او راه را رفته و اکنون چراغ راه من است. اگر مقصد تبریز باشد، نمیتوانم راه شمال را در پیش بگیرم؛ باید مسیر درست و تابلوهای صحیح را انتخاب کنم، وگرنه به حالخوشی که دیگری با تلاش به آن دست یافته، نخواهم رسید.
اوایل سفرم جمله معروفی در کنگره میشنیدم که هضم کردن آن برایم سخت بود، اینکه؛ "هرکس در هر جایگاهی قرار دارد، عین عدالت الهی است." اکنون متوجه شدهام من با توجه به تلاشی که انجام میدهم، عدالت برایم برقرار میشود، چراکه "بهشت را به بها میدهند نه به بهانه". در کلامالله، سوره شوری آیه ۳۰ نیز میفرماید؛ «هر مصیبتی که به ما برسد، با دستان خودمان آن را فراهم کردهایم.»
کنگره مانند یک معمار، آجرهای زندگیمان را دوباره میچیند و شیوهی صحیح اندیشیدن را به ما میآموزد. خداوند را شاکرم که در این مکان و در این جایگاه خدمتی حضور دارم.
نویسنده: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
رابط خبری: راهنما همسفر اعظم.ش (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد
- تعداد بازدید از این مطلب :
100