عدالت یعنی تعادل، برقراری تعادل، یعنی جایگاه خود را حفظ کنیم و از تعادل خارج نشویم؛ مثل یک میز که چهار پایه دارد اگر میز یک پایه نداشته باشه تعادل ندارد. برای رسیدن به عدالت باید معرفت داشته باشیم. معرفت، یعنی شناخت و آگاهی در زمینه خیر که انسان میتواند داشته باشد که به عمل سالم ختم میشود و انسان به نقاط نیکی و بدی آگاه است و شناخت و آگاهی در زمینه شر، اصطلاحاً عمل به ظاهر نیک است که به شر ختم میشود که باعث آسیب زدن به خود و دیگران میشود. اگر عمل سالم انجام بدهیم به معرفت و عدالت میرسیم و آنجاست که میتوانیم تعادل را برقرار کنیم و تا زمانی که به شناخت و آگاهی نرسیم، نمیتوانیم عدالت و معرفت را به سرانجام برسانیم.
دلیل اینکه ما در کنگره به ثبات رسیدهایم این است که به نقاط مشترک تمرکز داریم کاری به نقاط غیر مشترک اعم از سیاست، دین، نژاد، مذهب و ... نداریم. ممکن است هرکس یک دیدگاهی داشته باشد و باعث ناراحتی هملژیونی یا حتی راهنما شود یا بالعکس، نقطه مشترک ما فقط اعتیاد است. «هرکس به این سرا آمد نانش دهید و از ایمانش نپرسید.» عدالت در کنگره این است که ما فقط روی نقاط مشترک اعتیاد کار میکنیم و به بقیه مشکلات کاری نداریم. از نگاه کنگره افرادی که روی صندلی مینشینند اگر یک فرد ثروتمند یا یک کارتن خواب و یا یک فرد باسواد یا فرد بیسواد و یا یک فرد سن بالا و با یک فرد سن پایین یکی هستند و همه یک هدف را دنبال میکنند و آن هم درمان اعتیاد است و هیچ عنوانی در کنگره استفاده نمیشود تا افراد بتوانند سفرشان را به خوبی به پایان برسانند؛ اما در جای دیگر آقای مهندس میفرمایند: همه در کنگره برابر نیستند. چرا؟ آیا دانایان با نادانان برابرند؟ آیا نابینایان با بینایان برابرند؟ آیا آنان که در زمین فساد میکنند با دیگران برابرند؟ یک سفر اولی با یک سفر دومی فرق میکند. سفر اولی باید سفرش را به پایان برساند و برادریش را ثابت کند و باز هم یک سفر دومی با راهنمایان، مرزبانان، ایجنت و دیدهبانان جایگاه متفاوتی دارند. جایگاه افراد را خدمت و معرفتشان مشخص میکند. هرکس در جایگاه خدمتی خود مردمدارتر و خوشبرخوردتر باشد از معرفت بالایی برخوردار است. ما با کوچکترین خدمتها در کنگره میتوانیم، خدمت کنیم با زبانمان میتوانیم با یک سفر اولی به بهترین نحو صحبت کنیم یا با قدممان آشغالی که روی زمین افتاده برداریم یا صندلیها را بچینیم.
انسان زمانی که مشکل کسی را حل میکند و خدمت میکند گره خودش باز میشود و راهگشا است و اساس هستی این است که آموزش ببینیم و خدمت کنیم. ما زمانی هم که آموزش میدهیم باز آموزش میگیریم. هر فردی القا کننده است اگر بین دو نفر مخصوصاً همسفر و مسافر پیوند محبت باشد. اعمال مثبت همسفر به مسافر و خانواده و اطرافیان القا میشود. دیگر انجام آن به اختیار آن فرد است که خود بخواهد انجام دهد و ما نمیتوانیم اصرار کنیم؛ چون هرکس دارای قدرت اختیار است. در تغییر جایگاه بایستی تغییر خصوصیت هم به وجود بیاید و این عوض شدن خصلت باید در جهت ساختن باشد، نه در جهت تخریب دیگران باشد، اینجا مسئله ظرفیت پیش میآید، آیا آن ظرف و جایگاه با هم همخوانی دارد؟ زمانی که جایگاه و ظرفیت یکسان باشد فرد خودش را هماهنگ میکند و از آن خدمت لذت میبرد.
جایگاههای خدمتی برای تکامل ما است هدف این است که حال خوب و زندگی بهتری پیدا کنیم، جایگاه حکم یک سکوی پرواز است در صورتی که مردمدار و مهربان باشیم که صلح و آرامش را برای دیگران و خودمان به ارمغان بیاوریم. ما باید برای رشد کردن و برای اینکه در هستی جایگاهمان رشد کند، مسئولیت قبول کنیم. ما همانطور که بزرگ میشویم مسئولیت بر ما لحاظ میشود؛ باید آموختههایمان را به فعل تبدیل کنیم و به دانایی موثر در آن زمینه برسانیم. در پایان برداشتی که ما از عدالت داریم این است که در جایی همه با هم برابری دارند و در جای دیگر همه با هم برابر نیستند؛ مثل یک فرد کارتن خواب با یک پزشک که دائماً درحال خدمت است. به طور کلی هر انسانی با توجه به سطح دانایی و عملکرد خود، جایگاهی را برای خودش مهیا میکند، هر انسانی و به طور کلی هر موجودی جایگاهی دارد که دقیقاً نتیجه عملکرد او است.
نویسنده: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیستویکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
253