دهمین جلسه از دوره هفتاد و یکم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگیهای ارغوان تهران، با استادی مسافر فاطمه، نگهبانی همسفر روحانگیز و دبیری مسافر نوریه، با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من»، در روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، فاطمه هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکرم که این فرصت را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم. در وهلهٔ اول از خداوند و سپس از خانم سپیده که به من اجازهٔ این خدمت را دادند، سپاسگزارم. همچنین از راهنمای عزیزم که در مورد دستور جلسهٔ وادی پنجم به من آموزش دادند، صمیمانه تشکر میکنم.
برداشت من از این وادی این است که از وادی اول تا وادی چهارم، به ما تفکرکردن را آموزش دادهاند، اما در وادی پنجم باید این تفکر را عملی کنیم. هر انسانی برای رسیدن به هدف خود باید مسیری را طی کند و مراحلی را پشت سر بگذارد. ما نیز در کنگره ۶۰ باید چهارده وادی را طی کنیم تا به روشنایی و نور برسیم.
در وادی اول، تفکرکردن را به ما آموزش میدهند و میآموزیم که چگونه حرکت کنیم. حضور و رفتوآمد ما در کنگره باعث شد که تفکر کنیم، مسیر درست را تشخیص دهیم و سفر خود را برای رسیدن به درمان آغاز کنیم.در وادی دوم میآموزیم که هیچ مخلوقی بیهوده پا به این حیات نمیگذارد، حتی اگر گاهی خودمان چنین تصوری داشته باشیم؛ بنابراین باید تلاش و کوشش کنیم تا به خواستههای خود برسیم.
وادی سوم به ما میآموزد که هیچکس، جز خودمان، نمیتواند مشکلاتمان را حل کند. در وادی چهارم نیز میآموزیم که مسئولیت زندگی و انتخابهایمان بر عهدهٔ خود ماست و باید دست از انتظارکشیدن برداریم و خودمان حرکت کنیم.
اما وادی پنجم از نظر من بسیار مهم است؛ زیرا به ما میگوید حالا که آموزش دیدهایم، برای رسیدن به آرامش باید این آموزشها را در زندگی خود عملی کنیم. برای رسیدن به آسایش، لازم است به رهایی فکری برسیم و ساختارهای درونی خود را اصلاح کنیم تا بتوانیم مشکلات را یکییکی پشت سر بگذاریم.
آقای مهندس در این وادی از سه جهان صحبت میکنند: جهان فیزیکی، جهان خواب و جهان ذهنی، و هر یک را برای ما توضیح میدهند. همچنین به هفت آیتم اشاره میکنند که باید آنها را در زندگی خود به کار ببریم.
آیتم اول، دوری از ضد ارزشهاست و برای رسیدن به آن باید تزکیه و پالایش را انجام دهیم.
آیتم دوم، خودداری است؛ یعنی زمانی که تشخیص میدهیم انجام کاری به صلاح ما نیست، باید از انجام آن خودداری کنیم.
در مورد قناعت نیز میآموزیم که باید از طبیعت درس بگیریم و از سادهترین امکانات، بهترین استفاده را ببریم. من، فاطمه، در زمان مصرف شاید بارها این کلمه را شنیده بودم، اما درک درستی از مفهوم آن نداشتم.
در ادامه دربارهٔ پسانداز صحبت میشود. در زمان مصرف، فکر میکردم هر پولی که به دست میآورم باید همان لحظه خرج شود و اصلاً به آینده فکر نمیکردم؛ اما در کنگره یاد گرفتم که باید برای آینده برنامه داشته باشم و پسانداز کنم.
در مورد صبر نیز در طول سفرم یاد گرفتم که با حرکت پله به پله، هم به درمان نزدیکتر شوم و هم صبر و تحمل خود را افزایش دهم.
و در نهایت، به تسلیم، رضا و توکل میرسیم. من تلاش میکنم با کمک راهنمای عزیزم و یاری خداوند، این مفاهیم را در زندگی خود عملی کنم و به این مرحله دست پیدا کنم.از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
تایپ: مسافر فاطمه لژیون پنجم نمایندگی ارغوان تهران
عکس: مرزبان خبری مسافر فاطمه
بازبینی و ارسال:همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
22