سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر؛
به رسم کنگره در ابتدای مشارکت و دلنوشتهام اعلام سفر میکنم: من با آنتیایکس شیشه به مدت ۱۰ ماه و ۶ روز در لژیون چهارم به راهنمایی آقا مهدی بناییان سفر کردم و در ادامه به مدت ۱۲ ماه و ۶ روز در لژیون یکم به راهنمایی آقا محمد رضایی سفر نیکوتین داشتم. مدت رهایی از دام اعتیاد یک سال، مدت رهایی از دام نیکوتین ۱۰ ماه، رشته ورزشی والیبال.
امروز حس و حال عجیبی دارم؛ چرا که به واسطه اعتماد اعضای لژیون سردار، توفیق خدمت بهعنوان خزانهدار نصیبم شده و این جایگاه را برای خودم یک روزیِ بزرگ میدانم. اگر بخواهم زندگیام را تقسیم کنم، به دو بخش «قبل از کنگره» و «بعد از کنگره» تقسیم میشود. وقتی نگاهی به قسمت دوم میاندازم، میبینم کنگره چه چیزهایی به من داده است؛ حال خوش، رهایی از مواد و نیکوتین، آرامش، اعتبار و آبرو... که همه اینها را مدیون کنگره، جناب مهندس، راهنماهای عزیزم و تمام خدمتگزاران هستم.
به نظر من لژیون سردار یک مکان بازپرداخت است؛ نه برای از دست دادن پول، بلکه برای سرمایهگذاری روی خودم و آیندگان. در کنگره یاد گرفتم که جهانبینی یعنی تغییر نگاه، و لژیون سردار فرصتی است که نگاهم را از «فقط خودم» به سمت «دیگران» برگردانم. وقتی سیدی بخشش را گوش میکردم، متوجه شدم گرههای درونیام با بخشیدن بخشی از داراییام باز میشود. با کمی شوخی باید بگویم که به ما اصفهانیها لقب خسیس میدهند؛ جالب اینجاست که وقتی در وجود خودم جستوجو میکنم، میبینم این خصلت را داشتم و همیشه ترس از آینده در من وجود داشت. در واقع، لژیون سردار برای من در اصل «لژیون درمان خساست» یا «درمان ترس از آینده» است. این یک فرصت خدمت است تا زنجیره رهایی و درمان را برای دیگران محکمتر کنم.
در پایان میخواهم بگویم که اگر امروز نفسی آرام میکشم و طعم واقعی زندگی را میچشم، تمامش را مدیون بستر امن کنگره ۶۰ هستم. کنگره برای من تنها یک مکان برای ترک مواد نبود؛ دانشگاهی بود که در آن انسان بودن و بهپا ایستادن را آموختم. مسیری که از آنتیایکسهای مخرب گذشتم، برای من حکم معجزهای را داشت که در دستان مهربان جناب مهندس دژاکام و آموزشهای نابی که راهنمایان عزیزم به من هدیه دادند، رقم خورد. امروز وقتی به آن محمدِ دیروز نگاه میکنم، جز شرمندگی چیزی نمیبینم، اما در برابر این محمد امروز، سر تعظیم فرود میآورم؛ چون یاد گرفتم که درمان، فقط قطع مواد نیست، بلکه رسیدن به تعادل، صلح و آرامشی است که کنگره با سخاوت تمام به من هدیه داد. خدای را شاکرم که اذن ورودم به این بهشت زمینی صادر شد و امروز در لژیون سردار، ذرهای از این دین بزرگ را به خدمت کردن پیوند میزنم.
ممنون از اینکه برای مشارکت و دلنوشته من توجه کردید.
.gif)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت
- تعداد بازدید از این مطلب :
74