امروز جلسه نهم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی حسنآباد با استادی مسافر وحید، نگهبانی مسافر حجت و دبیری مسافر سلمان با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» در تاریخ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد
سلام دوستان وحید هستم یک مسافر. ابتدا خداوند را شکر میکنم و از ایجنت محترم آقا جعفر، راهنمای بزرگوار آقا مهدی، آقا مجید، نگهبان و دبیر جلسه صمیمانه تشکر میکنم. باور دارم نعمتهایی که خداوند به انسانها میبخشد، از طریق بندگانش به دست ما میرسد؛ به همین دلیل قدردانی از این عزیزان را وظیفه خود میدانم. دستور جلسه امروز "وادی پنجم و تأثیر آن روی من" است. وادی پنجم میگوید: "در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید." پیش از رسیدن به این وادی، چهار وادی را پشت سر گذاشتهایم که هر کدام مقدمهای برای حرکت و عمل هستند. در وادی اول میآموزیم که "با تفکر، ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود." این وادی به من یاد داد پیش از هر تصمیم یا سخنی، ابتدا فکر کنم. بسیاری از مشکلاتی که در گذشته، بهویژه در خانواده، برایم پیش میآمد، نتیجه حرفهایی بود که بدون اندیشه بر زبان میآوردم. گاهی یک جمله نسنجیده میتواند روح و روان انسان دیگری را به شدت آسیب بزند؛ شاید نه به معنای مرگ جسم، بلکه به گونهای که آرامش و آسایش او را از بین ببرد. وادی دوم به من آموخت که هیچ انسانی بیهوده و بیهدف آفریده نشده است. هر کدام از ما ارزشی داریم، رسالتی بر دوش داریم و برای هدفی به این جهان آمدهایم. حتی کسی که امروز برای نخستین بار روی صندلیهای کنگره۶۰ مینشیند، بیدلیل اینجا نیست و ارزش وجودی او قابل انکار نیست. وادی سوم نیز با جمله "باید دانست..." تکلیف انسان را روشن میکند و میگوید هیچکس به اندازه خود انسان نمیتواند بار مشکلات و اعتیادش را به دوش بکشد. پدر، مادر، خانواده و نزدیکترین دوستان، هرچقدر هم دلسوز باشند، تا زمانی که خود فرد نخواهد، قادر به انجام کاری نیستند. وادی چهارم نیز مسئولیت را به ما میآموزد؛ اینکه در برابر راهنما، خانواده، زندگی و در نهایت در برابر خداوند مسئول هستیم و این مسئولیت، رابطهای دوطرفه است.
وادی پنجم آغاز مرحله عمل است. تمام آموزشهایی که در چهار وادی گذشته فرا گرفتهایم، اکنون باید در زندگی اجرا شوند. جناب مهندس در این وادی به چند اصل مهم اشاره میکنند که هر کدام میتواند مسیر انسان را تغییر دهد. نخستین اصل، دوری از ضدارزشهاست. ضدارزش فقط مصرف مواد مخدر نیست؛ هر رفتاری که انسان را از مسیر درست دور کند، ضدارزش محسوب میشود. اگر وارد کنگره ۶۰ شدهایم، دیگر نمیتوانیم همزمان درگیر غیبت، تهمت، نگاه نادرست به دیگران یا رفتارهای ناپسند باشیم. باید بین مسیر ارزشها و ضدارزشها یکی را انتخاب کنیم. اصل مهم دیگر، صبر است. در همه تعالیم الهی از صبر سخن گفته شده و در کنگره ۶۰ نیز درمان بدون صبر امکانپذیر نیست. شاید روزهای اول تصور کنیم با گرفتن شربت، همه چیز به سرعت حل میشود، اما درمان جسم، روان و جهانبینی به زمان نیاز دارد و این مسیر باید با حوصله و استمرار طی شود. موضوع بعدی، توکل است. توکل به این معنا نیست که دست روی دست بگذاریم و انتظار داشته باشیم همه چیز خودبهخود درست شود؛ بلکه باید حرکت کنیم، تلاش کنیم و نتیجه را به خداوند بسپاریم. خودداری نیز از آموزشهای مهم این وادی است؛ یعنی شناختن حد و مرزهای خود و پرهیز از انجام کارهایی که میدانیم برایمان آسیبزاست. همچنین از ما خواسته شده از غیبت، تجسس و دخالت در امور دیگران دوری کنیم. برای مثال، اگر راهنما برای یک رهجو مقدار مشخصی دارو تجویز میکند و برای رهجوی دیگر مقدار متفاوتی، نباید خودمان را در جایگاه قضاوت قرار دهیم؛ زیرا تشخیص این مسائل بر عهده راهنماست و هر فرد شرایط خاص خود را دارد. اگر به جای تجسس و مقایسه، به آموزشها عمل کنیم و به راهنما اعتماد داشته باشیم، مسیر درمان را با آرامش بیشتری طی خواهیم کرد. امیدوارم بتوانم این اصول را در زندگی خود به کار بگیرم و از تجربهها و مشارکتهای ارزشمند شما عزیزان نیز بهرهمند شوم. از اینکه امروز در جمع شما حضور دارم، بسیار خوشحال و سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش و ارسال: مسافر مجید
عکاس: مسافر مجید
مسافران نمایندگی حسنآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
81