English Version
This Site Is Available In English

عشق با محبت آغاز می‌شود و محبت صورت‌مسئله است

عشق با محبت آغاز می‌شود و محبت صورت‌مسئله است

وقتی قاطعانه تصمیم می‌گیرید که به خواسته‌های خود برسید، جهان هستی همه چیز را به نفع شما تغییر می‌دهد تا بتوانید آن را به دست بیاورید. افرادی که به آن‌ها نیاز دارید ظاهر می‌شوند، شفایی که به آن نیاز دارید اتفاق می‌افتد، درهای بسته باز می‌شوند. هنگامی که برآورده شدن آرزوهای خود را باور داشته باشید معجزات یکی پس از دیگری رخ می‌دهند؛ درواقع همه چیز وقتی شروع می‌شود که ما قلباً تصمیم می‌گیریم برای چیزی که می‌خواهیم تلاش کنیم.

در حضور راهنما همسفر سمیه از شعبه کاسپین قزوین هستیم و مصاحبه کوتاهی را با ایشان ترتیب داده‌ایم که نظر شما را به آن جلب می‌کنیم.

راهنما همسفر سمیه به همراه راهنما مسافر محمود با سال‌ها مصرف متادون وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند و به راهنمایی همسفر سما و مسافر سعید با روشDST و داروOT به مدت ۱۰ماه و ۵روز سفر کردند، هم اکنون ۲ سال و ۶ ماه است که با دستان پر‌مهر مهندس حسین دژاکام آزاد و رها هستند. در ادامه با راهنمایی مسافر جواد ۲ سال و ۱ ماه است که از بند نیکوتین هم آزاد و رها هستند. ورزش راهنما همسفر سمیه بدمينتون و ورزش راهنما مسافر محمود والیبال است.

راهنما همسفر سمیه در جایگاه خدمتی رابط سایت، مسئول مصاحبه، خزانه‌داری و هم‌اکنون در جایگاه راهنمایDST مشغول به خدمت هستند. هم‌چنین ایشان عضو لژیون سردار نیز هستند.

چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید لژیون بزنید؟ و اوایل کار با چه چالش‌هایی روبه‌رو شدید؟

وقتی در کنگره‌۶۰ آموزش دیدم و آثار آن را در زندگی خود و اطرافیانم مشاهده کردم، احساس کردم زمان آن رسیده که سهمی در خدمت و انتقال این آموزش‌ها داشته باشم؛ زیرا ما به این جهان آمده‌ایم تا خدمت کنیم و آموزش بگیریم.

 لژیون زدن برای من فقط یک جایگاه نبود؛ بلکه مسئولیتی بود برای کمک به افرادی که روزی شرایطی شبیه به من داشتند. انگیزه اصلی من این بود که بتوانم آن‌چه را از کنگره۶۰ دریافت کرده‌ام با عشق و مسئولیت به دیگران منتقل کنم.

 در ابتدای کار بزرگترین چالش من، احساس مسئولیت سنگین بود. همیشه با خود فکر می‌کردم آیا می‌توانم پاسخگوی اعتماد اعضاء باشم و آموزش‌ها را درست منتقل کنم؟ از طرف دیگر مدیریت زمان، حفظ تعادل بین زندگی شخصی، خانواده، کار و خدمت نیز برایمن چالش‌برانگیز بود؛ اما به‌مرور فهمیدم اگر بر پایه آموزش‌ها، نظم، مشورت و توکل حرکت کنم بسیاری از این نگرانی‌ها برطرف می‌شود و هر روز تجربه بیشتری به دست می‌آورم.

با توجه به وادی پنجم فکر می‌کنید چه اندازه ممکن است کسی به مقصد و هدف برسد بدون اینکه لذت و سختی مسیر را تجربه کرده باشد؟

 عنوان وادی پنجم این است در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.

 وادی پنجم به ما یاد می‌دهد که اندیشه به تنهایی کافی نیست و باید آن را به عمل تبدیل کنیم. به نظر من رسیدن به مقصد بدون تجربه کردن مسیر، امکان‌پذیر نیست. سختی‌های مسیر، صبر، استقامت و مسئولیت‌پذیری را به انسان یاد می‌دهد و لذت‌های مسیر نیز امید و انگیزه ادامه راه را در او زنده نگه می‌دارد. تنها تفکر نمی‌تواند انسان را به مقصد برساند باید با حرکت و تلاش از سد تمام سختی‌ها گذر کرد؛ زیرا سختی‌ها گذرگاه‌هایی هستند که ما می‌توانیم با عبور از آن‌ها قالب بهتری از خود بسازیم.

 اگر کسی فقط به مقصد فکر کند و از مسیر عبور نکند، در واقع رشد واقعی را تجربه نکرده است. ارزش مقصد، زمانی مشخص می‌شود که انسان برای رسیدن به آن، تلاش کند و مرتکب اشتباه شود؛ ولی بیاموزد و دوباره ادامه دهد.

 درد فراق لذت وصال را دوچندان می‌کند این ما هستیم که تاریکی‌ها را تجربه می‌کنیم تا به عظمت روشنایی‌ها پی‌ببریم.

آیا تجربه‌ای داشته‌اید که در آن با کنار گذاشتن یک باور غلط، ناگهان نگاه شما به زندگی تغییر کرده باشد؟

 بله یکی از باورهای اشتباه من این بود که فکر می‌کردم تغییر انسان‌ها بسیار دشوار یا حتی غیرممکن است؛ اما با حضور در کنگره۶۰ و مشاهده تغییرات واقعی در خودم و دیگران، فهمیدم اگر آموزش، خواسته و عمل سالم در کنار هم قرار بگیرند تغییر کاملاً امکان‌پذیر است.

 این تغییر نگرش باعث شد به جای ناامیدی مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم و به جای مقصر دانستن شرایط یا دیگران روی اصلاح خود تمرکز کنم. همین نگاه، آرامش و امید بیشتری به زندگی من داد. حال می‌توانم تلاش کنم که اشتباه دیگران را ببخشم و دنبال انتقام نباشم؛ زیرا انتقام شمشیر دولبه است.

چگونه می‌توانیم عشق به مفهوم خاص را در خود به عشق عام تبدیل کنیم؟

 عشق با محبت آغاز می‌شود و محبت صورت مسئله است، محبت است که زنجیره‌های آن روز‌به‌روز محکم‌تر می‌شود. عشق خاص معمولاً محدود به افراد نزدیک ما است؛ اما عشق عام یعنی خیرخواهی برای همه انسان‌ها بدون انتظار پاداش. برای رسیدن به این مرحله باید آموزش ببینیم، از خودمحوری فاصله بگیریم، خدمت کنیم و یاد بگیریم انسان‌ها را بدون قضاوت بپذیریم.

 عشق بدون قید و شرط یعنی همان عشقی که قدرت‌مطلق به تمام هستی هدیه کرده و تمام هستی در عشق خداوند شناور هستند. انسان بودن یعنی سپاس از هستی و قدرت مطلق، یعنی وادی چهاردهم.

 در کنگره‌۶۰ خدمت کردن یکی از بهترین راه‌های تبدیل عشق خاص به عشق عام است؛ زیرا انسان یاد می‌گیرد بدون چشم‌داشت برای رشد دیگران قدم بردارد و از موفقیت آن‌ها نیز خوشحال شود.

به نظر شما چگونه می‌توانیم از تجربه‌های شخصی که در مسیر درمان به دست آورده‌ایم، استفاده کنیم تا برای دیگران هم معنا پیدا کند و به دانش همگانی تبدیل شود؟

هدف کنگره۶۰ آموزش و درمان است. و باید اصل مهم عدالت معرفت و عمل سالم را در نظر داشت. تجربه زمانی ارزشمند می‌شود که با صداقت، فروتنی و در چهارچوب آموزش‌های کنگره‌۶۰ منتقل شود. اگر هر فرد تجربه واقعی خود را بدون اغراق بیان کند و دیگران نیز آن را در عمل آزمایش کنند، این تجربه‌ها به مرور به دانشی قابل اعتماد تبدیل می‌شوند. کنگره۶۰ نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است یعنی تبدیل تجربه‌های عملی به آموزش‌هایی که افراد زیادی بتوانند از آن بهره‌مند شوند.

جایگاه راهنمایی را در پیشبرد اهداف کنگره۶۰ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 راهنمایی عشق است و سلاح راهنما محبت، ایمان و عقل او است.

 راهنما یکی از ارکان اصلی کنگره‌۶۰ است. راهنما فقط آموزش‌دهنده نیست؛ بلکه الگوی عملی آموزش‌ها است. اگر راهنما با رفتار، اخلاق، نظم و خدمت خود الگو باشد، اعضای لژیون نیز انگیزه بیشتری برای حرکت در مسیر درست پیدا می‌کنند. راهنمایی مسئولیتی بزرگ است؛ زیرا علاوه بر انتقال آموزش باید امید، انگیزه، نظم و حس مسئولیت را نیز در اعضاء تقویت کند. هرچه راهنما آگاه‌تر، منظم‌تر و متعهدتر باشد، اهداف کنگره۶۰ بهتر محقق خواهد شد.

 امروزه سه مشکل اصلی جهان سرطان، چاقی و اعتیاد که هنوز جامعه جهانی نتوانسته آن‌ها را حل کند در کنگره۶۰ حل شده است و افراد می‌توانند با قرار گرفتن در کنار راهنما به درمان چاقی و اعتیاد برسند. و این سه موضوع مهم‌ترين اهداف کنگره۶۰ بوده است.

 به نظر شما برای اینکه خواسته‌های خود را به اجرا در بیاوریم اولین قدم چه می‌تواند باشد؟

اولین قدم، داشتن یک خواسته واقعی و شفاف است. در فایل‌صوتی جاذبه مهندس حسین دژاکام می‌گویند: «قبل از خواست باید حس وجود داشته و قبل از حس نیز باید سایه و جاذبه باشد.» پس اگر خواسته‌ای داریم باید بدانیم دقیقاً چه می‌خواهیم و باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم و بدون بهانه، اولین اقدام عملی را انجام دهیم. بسیاری از خواسته‌ها به دلیل عمل نکردن به نتیجه نمی‌رسند. در کنگره‌۶۰ یاد گرفته‌ایم با حرکت راه نمایان خواهد شد و خواستن واقعی با حرکت همراه است؛ بنابراین اولین قدم بعد از خواستن، عمل کردن است؛ حتی اگر آن عمل کوچک باشد.

کلام پایانی شما را می‌شنویم؟

 در پایان از مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰، دیده‌بانان، ایجنت‌ها، مرزبانان، راهنمایان و همه خدمتگزارانی که با عشق و مسئولیت این مسیر را هموار می‌کنند، صمیمانه سپاسگزارم. از راهنما همسفر سما نیز تشکر می‌کنم؛ زیرا حال خوش نسبی که دارم را مدیون آموزش ایشان هستم.

 امیدوارم همه ما بتوانیم قدردان آموزش‌های کنگره‌۶۰ باشیم و با عمل به آن‌ها هم در مسیر رشد خودمان حرکت کنیم و نیز برای دیگران، منشاء خیر و امید باشیم. باور دارم هر خدمتی که با عشق، صداقت و مسئولیت انجام شود، آثار ارزشمند آن به زندگی خود ما نیز باز خواهد گشت.

مصاحبه‌کننده: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .