جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰، نمایندگی آکادمی با استادی مرزبان همسفر صدیقه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی پنچم (در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» در روز سهشنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
امیدوارم جلسه خوبی در کنار شما داشته باشم و از آموزشهای شما بهرهمند شوم. عنوان دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» است که میفرماید: «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
وادیها راه و مسیر درست را به ما نشان میدهند. تا وادی چهارم درباره تفکر صحبت شد؛ اینکه من تفکر کنم، راهحل مشکلات را بیابم و بدانم که نباید مسئولیت زندگیام را به خداوند واگذار کنم یا منتظر باشم شخص دیگری مشکلم را حل کند؛ اما در وادی پنجم یاد میگیریم که باید خواستهها را از قوه به فعل درآوریم؛ یعنی عملیاتی کنیم و حرکت کنیم. تفکر همراه با حرکت است که ما را به نتیجه میرساند.
در این وادی به جهانهای مختلف و هفت پله تزکیه و پالایش اشاره شده است. اگر بخواهم از این پلهها عبور کنم و به صلح و آرامش برسم، باید سه اصل پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را سرلوحه کارم قرار دهم. ما که در کنار یک مصرفکننده زندگی کردهایم، با سه پلهٔ «قناعت، صبر و پسانداز» آشنایی بیشتری داریم.
میخواهم تجربه شخصی خود را درباره پلههای پسانداز و صبر بگویم. درآمد همسرم روزانه است و همیشه آخر سال برای تعطیلات و عیدی بچهها به مشکل برمیخوردیم. جناب مهندس هم روی پسانداز تأکید زیادی دارند. سه سال پیش پیشنهاد دادم قلکی تهیه کنیم. ابتدا همسرم مخالفت کرد اما من کارم را انجام دادم. پایان سال متوجه شدند که چقدر این کار مفید بوده و دیگر فشار مالی به ما وارد نشد. امسال سال سومی است که این کار را انجام میدهیم و حالا خودشان هم استقبال میکنند.
اما در مورد صبر و توکل: چند ماه پیش مشکلی سخت برایم پیش آمد. فکر میکردم ایمان و توکلم خیلی قوی است، اما این مشکل ۲ ماه من را تحت فشار شدید قرار داد. شبها راز و نیاز میکردم که ناامید و ناشکر نشوم. درنهایت بهصورت ناباورانه مشکلم ختم به خیر شد. درست همانطور که آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر میفرمایند: «در ناباوری به درمان رسیدم».
در آن ایام استرس زیادی داشتم، تا اینکه سیدی «نازعات» را نوشتم. آقای مهندس در این سیدی فرمودند: «اگر مشکلی پیش آمد، زانوی غم بغل نگیرید و ناامید نشوید. حرکت کنید و بگویید تیکآف میکنم (همانطور که هواپیما برای اوج گرفتن تیکآف میکند).» این صحبت به من یادآوری کرد که باید از جا بکنم و حرکت کنم.
استاد سیلور میفرمایند: «لحظه دشواری احساس نمیشود، بلکه آنچه دشوار است، یادآوری و تکرار آن است». من مدام آن سختیها را در ذهنم تکرار میکردم؛ اما پس از آموزشهای این سیدی تصمیم گرفتم دیگر دشواریها را یادآوری نکنم. خوشحالم که در کنگره ۶۰ حضور دارم و آموزش میبینم. امیدوارم همه ما به درجهای عالی از پلههای توکل، رضا و تسلیم برسیم.


تایپیست: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر سولماز (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
73