سومین جلسه از دور پنجم از سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی راهنمای لژیون تغذیه سالم مسافر بهرام، نگهبانی مسافر سیگار ارسلان و دبیری مسافر کیانوش با دستور جلسه « وادی پنجم: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید. » در روز سه شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۴٫۳۰ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
شاکر و سپاسگزار خداوندم که اِذن صادر شد تا در این جایگاه باشم و از دبیر و نگهبان متشکرم که به من فرصت خدمت گزاری دادند. دستور جلسه « وادی پنجم و تاثیر آن روی من » هست. آقای مهندس دژاکام برای این که من مصرفکننده به درمان و تعادل برسم؛ ۱۴وادی یا ۱۴راه را طراحی کردند. این ۱۴وادی چراغ راه ما هستند، وادی اول تا وادی چهارم مبانی نظری و تئوری حرکت درمان را یادآور میشود یعنی در واقع فکر من را برای حرکت آماده میکند و در وادی پنجم دستور حرکت صادر میشود و تیتر وادی میگوید: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.
در نظر بگیرید که یک طراح؛ یک هواپیما را در ذهن خودش طراحی میکند و بعد میآید در جهان فیزیکی کاربردی میکند یعنی یک هواپیمای فیزیکی در جهان خاکی درست میکند. در جهان ذهنی ما شوشود اتفاق میافتد یعنی در ذهنمان میرویم تهران و آکادمی کنگره را میبینیم و برمیگردیم.
در جهان فیزیکی تفکر کردن خیلی مهم و حیاتی هست ولی به تنهایی قدرت مطلق حل مسئله نیست! مسئله زمانی حل میشود که با تفکر سالم، بر مبنای آموزش و کسب دانایی و حرکت سالم باشد. آقای مهندس میفرمایند که دانستن و عمل کردن باید با همدیگر متفاوت باشند، قبل از کنگره فکر میکردم که میتوانم همه کاری بکنم، ولی کاری انجام نمیدادم و فقط در حد حرف بود!! ولی در کنگره من هرچه آموختم سعی کردم آنها را عملی کنم.
وقتی تفکرات به عمل تبدیل میشود این جاست که از قوه به فعل تبدیل شدهاند. کسانی در کنگره موفق هستند و به درمان میرسند که از گروه دوم هستند یعنی عمل گرا هستند. آبی را در نظر بگیریم که گل آلود باشد این آب را از فیلتر رد میکنند تا تصفیه بشود و قابل استفاده بشود؛ انسان هم باید با آموزش به تزکیه و پالایش برسد تزکیه و پالایش یعنی این که من دنبال کارهای ضدارزشی نباشم. حالا ضد ارزش میتواند دروغ گفتن باشد، به دیگران ضربه زدن و حق کسی را خوردن باشد.
من خودم ضدارزش زیاد داشتم حق خانوادهام را میدادم مواد مخدر و مصرف میکردم. تأثیری که این وادی روی من داشت صبر است؛ من کسی بودم که اصلا صبر نداشتم کسی پشت سر من بوق میزد پیاده میشدم و شروع میکردم به دعوا؛ حتی چندین بار در حد بازداشت و زندان هم رفتم ولی من الان صبر را از کنگره و این وادی یاد گرفتهام.
اما در مورد پسانداز که من برای فرزندام یک حساب باز کردهام و ماهیانه مبلغی را در آن حسابها واریز میکنم و به این صورت پسانداز کردن را به آنها یاد میدهم. خودم باید اعتراف کنم که خیلی تجسس داشتم در زندگی دیگران! ولی الان تمرکزم روی خودم هست، روی تعادل خودم هست، و خودم را قضاوت میکنم. انشالله که همه سفر اولیها به درمان برسند.
خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.
خلاصه و تایپ: همسفر و مسافر سیگار عرشیا ( لژیون اول )
ویرایش: مسافر علی ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
13