سایت همسفران دکتر علیرضا گفتوگویی با همسفر راضیه ترتیب داده است که از صحبتهای ایشان نکات آموزندهای به دست آوردیم. در ادامه، شما را به خواندن این گفتوگو دعوت میکنیم و امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.
همسفر راضیه و مسافرشان با آنتیایکس انواع مواد مخدر وارد کنگره شدند. مدت سیزده ماه و چهار روز سفر کردند به روش DST و داروی OT، با راهنمایی مسافر میلاد و همسفر نجمه، درحال حاضر یک ماه و ده روز است که با دستان پرمهر و محبت جناب مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر و مسافر والیبال است.
چرا تفکر به تنهایی برای حل مشکلات کافی نیست و عمل چه نقشی در رسیدن به موفقیت دارد؟
جناب سعدی میفرمایند: علم چندان که بیشتر دانی، چون عمل در تو نیست، نادانی. من همسفر هرقدر هم علم انجام کاری را داشته باشم؛ اما تا زمانیکه آن را به مرحله عمل نرسانم، آن علم کاملاً بیفایده خواهد بود. وادی اول میگوید با تفکر ساختارها آغاز میگردد و بایستی بدانیم با فکر کردن به تنهایی هیچ راهی پیموده نمیشود و هیچ کاری به انجام نمیرسد. دلیل موفقیت من در هر کاری، حاصل همراهی فکر و عمل است؛ زیرا این دو مکمل یکدیگرند و هیچکدام به تنهایی انسان را به مقصد نمیرسانند.
وادی پنجم چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به مسئولیتهای زندگی داشته است؟
با ورودم به کنگره و بهرهگیری از آموزشها، دیدگاه و نگرشم نسبت به زندگی و اطرافیانم تغییر کرد. وادی پنجم صبر را به من آموخت. به دیگر سخن مهمترین عاملی که انسان را به هدف اصلی خود میرساند، صبر است. به عنوان مثال، سفر مسافران بزرگترین درسی که دارد صبر و شکیبایی است. من همسفر در نقش مادر خانواده آموختهام که با بهکارگیری صبر و آرامش در زندگی روزمره، ابتدا موجب تغییر در خودم میشود و در ادامه، اطرافیانم نیز تغییر خواهند کرد.
مفهوم رفتن و رسیدن را چگونه در زندگی شخصی خود تجربه کردهاید؟
مفهوم رفتن و رسیدن را زمانی درک کردم که اندیشهای در ذهنم شکل گرفت و آن را به عمل تبدیل کردم، مانند زمانی که تصمیم گرفتم به کنگره بیایم. ابتدا تنها یک پیام شنیدم، سپس درباره آن تحقیق کردم، مسافرم را متقاعد کردم و در نهایت اذن ورودمان به کنگره صادر شد. من و مسافرم با وجود تمام چالشها و مشکلات، تلاش خود را کردیم و به لطف خداوند، در زمان مناسب به نتیجه دلخواهمان رسیدیم.
چگونه عمل به وادی پنجم باعث افزایش اعتمادبهنفس میشود؟
یکی از عواملی که اعتمادبهنفس را کاهش میدهد، این است که فکری در ذهن شکل بگیرد؛ اما هیچ اقدامی برای اجرای آن انجام نشود. تکرار این وضعیت باعث میشود ذهن تصور کند از انجام آن کار و حتی کارهای دیگر نیز ناتوان است و در نهایت احساس شکست و بیارزشی به وجود آید. وادی پنجم به ما میآموزد که ساختارهای فکری را به عمل تبدیل کنیم از اضطراب، ترس و ناامیدی فاصله بگیریم و به سوی آرامش گام برداریم. باید از منطقه امن خود خارج شویم؛ زیرا در همان نقطه، تواناییهای خود را میشناسیم و اعتمادبهنفس از دست رفته دوباره در وجودمان شکل میگیرد. حضور و مشارکت در کارگاهها و لژیون نیز نقش مؤثری در افزایش اعتمادبهنفس من داشته است.

چرا در وادی پنجم بر انجام کارهای کوچک و مستمر تأکید میشود؟
در طول تاریخ اتفاقات بزرگی از دل کارهای کوچک پدید آمدهاند که گاه پیامدهای بسیار خوبی داشتهاند و گاه نتایج نامطلوبی به همراه آوردهاند. این همان مفهومی است که از آن با عنوان اثر پروانهای یاد میشود. استمرار در انجام کارهای کوچک زمینهساز رشد و شکوفایی است. آقای مهندس میفرمایند: «اگر چند روز نانی برای خوردن نداشتیم و سپس به نانی رسیدیم، نیمی از آن را بخوریم و نیمی دیگر را برای روز بعد پسانداز کنیم.» نان در این مثال تمثیلی از پول است؛ یعنی اگر درآمدی به دست آوردیم، بخشی از آن را برای آینده پسانداز کنیم. صادقانه بگویم من پسانداز کردن را بلد نبودم. هر زمان پولی به دستم میرسید، در همان چند روز نخست تمام میشد. خریدهایم کوچک بودند، اما در پایان میدیدم که تمام پولم خرج شده است. ولخرجی نقطه مقابل پسانداز است. با برنامهریزی میتوان هرچند اندک؛ اما به صورت مستمر کارهای ارزشمند و مفیدی انجام داد.
آیا نمونهای از زندگی خود میتوانید بیان کنید که با عمل کردن به آموزههای وادی پنجم به نتیجه مطلوب رسیده باشید؟
با آموزش و مطالعه وادی پنجم به این نتیجه رسیدم که اگر انسانی به دنبال تغییر خود چه از نظر جسمی، روحی، معنوی یا مادی باشد، این وادی بهتنهایی میتواند راهنمای ارزشمندی برای او باشد. آقای مهندس در این وادی گنجینهای از آموزشها را قرار دادهاند. هر خط آن ظرفیت ساعتها تفکر و تأمل را دارد، از جهانها گرفته تا ارزشها و ضد ارزشها. نکتهای که بیش از همه ذهن و اندیشهام را درگیر کرد و تلاش میکنم در زندگی از آن بهره ببرم، سه اصل توکل، رضا و تسلیم است.توکل به قدرت مطلق، راضی بودن به رضای او و در نهایت تسلیم بودن در برابر خواست الهی، بدون گله و شکایت.
مهمترین تأثیر وادی پنجم بر شخصیت، نگرش و رفتار شما چه بوده است؟ چرا؟
مهمترین تأثیر وادی پنجم بر من این بود که تصمیم بگیرم سازنده زندگی خودم باشم، نه اینکه دیگران برایم تصمیم بگیرند. آموختم نه از قضاوت دیگران بترسم و نه دیگران را قضاوت کنم. تلاش کنم خودم را بشناسم، به جای آنکه بر زندگی دیگران تمرکز کنم یا پشت سرشان غیبت کنم. هرگاه نتیجه کاری برایم مبهم و نامشخص بود از انجام آن خودداری کنم. همچنین پسانداز کردن را بیاموزم و این فرهنگ ارزشمند را به فرزندانم نیز آموزش دهم. زیباترین جملهای که تاکنون شنیدهام؛ پسانداز خود حکمت و معجزه دارد. تا زمانیکه آن را تجربه نکنیم، قدرت و برکتش را درک نخواهیم کرد. پسانداز تنها مخصوص افراد کمدرآمد نیست، بلکه سرمایه ثروتمندان نیز حاصل پساندازهای آگاهانه آنها است. تمام آموزشهای کنگره میخواهد از من همسفر انسانی نو، آگاهتر و توانمندتر بسازد.
کلام آخر:
در پایان از بنیانگذار کنگره۶۰ و خانواده محترم ایشان صمیمانه سپاسگزارم که چنین بهشت زیبایی را برای آموزش، رشد و خدمت فراهم کردهاند تا بیاموزیم، رشد کنیم و پیامرسان کنگره باشیم.
مصاحبه کننده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
86