جلسه ویلیام روز سهشنبه 30 تیرماه 1405 نمایندگی عطار نیشابوری
راهنما : مسافر مهدی.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
خیلی ممنون از حضور و همراهیتان. این هفته، بهاحتمالزیاد، آخرین هفته قبل از تعطیلات است. انشاءالله که تعطیلات خوبی پیش رو داشته باشید. اولازهمه، مراقب خودتان باشید.
من چند سالی است—حدود هفت، هشت سال—که این موضوع را میبینم: خیلیها به تعطیلات میروند، اما بعد از تعطیلات برنمیگردند. فراموش نکنید هدفی را که برایش تلاش کردهاید؛ هدفی که سه، چهار یا پنج ماه برایش زحمتکشیدهاید. در تعطیلات ممکن است هر اتفاقی بیفتد، اگر حواسمان به خودمان نباشد.
کنگره ۶۰ به این شکل است که به همهچیز توجه دارد: به ما، به خانواده، به تفریح، به کار و حتی بهظاهر ما. از صفرتا صد را در نظر میگیرد. این تعطیلات هم برای همین است: هم تفریح کنید، هم به خانواده برسید، و درعینحال مراقب خودتان باشید.
همه ما که اینجا جمع شدهایم، برای این است که از یک «ضد ارزش» خارج شویم. حالا هرکسی در ذهنش چیزی دارد، اما ما اینجا مشخصاً درباره سیگار صحبت میکنیم. کنار گذاشتن سیگار کار آسانی نیست؛ همه دنیا این را میدانند. خروج از این ضد ارزش با سختی همراه است. اما اگر از مسیر درست وارد شوید و خواسته واقعی داشته باشید، این مسیر میتواند بسیار هموارتر شود.
اگر امروز روی این صندلی نشستهاید، یعنی راهش را پیداکردهاید. اگر در لژیون سیگار حضور دارید، یعنی مسیر را پیداکردهاید. فقط یکچیز باقی میماند: خواستن. وقتی کسی را میبینم که با جدیت در لژیون مینشیند، میفهمم چطور میخواهد سفر کند. مسیر را پیداکرده و خواستهاش هم محکم است. هرچه میگوییم، میگوید «چشم». فقط برنامه میخواهد. این یعنی تصمیم گرفته برای همیشه این موضوع را از زندگیاش حذف کند.
سیگار چیزی نیست که بشود امروز و فردا کرد. باید یکبار برای همیشه تمامش کرد. یادم هست یک سیدی از آقای مهندس درباره «کارهای نیمهتمام» گوش دادم. آنقدر در ذهنم نشست که هنوز هم با من است. وقتی به خودم نگاه کردم، دیدم چقدر کار نیمهتمام دارم: مواد، سیگار، ورزش و خیلی چیزهای دیگر. اما یکی از مهمترینهایش درمان سیگار بود؛ چیزی که سالها زمان، انرژی و آرامش من و خانوادهام را گرفته بود.

همه ما کارهای نیمهتمام زیادی در زندگی داریم. اما وقتی یکی را به پایان میرسانیم، وارد مرحله بعد میشویم. مهم نیست مرحله بعد چیست؛ مهم این است که حرکت کردهایم و درجا نمیزنیم. آدمی که کارهای نیمهتمامش را یکییکی تمام میکند، حالش ناخودآگاه خوب است.
سیگار برای ما در کنگره ۶۰ تا زمانی که تمام نشود، اجازه نمیدهد حالمان واقعاً خوب شود. حتی اگر سالها در کنگره بمانیم، بدون پایان دادن به آن، پیشرفتی در کار نیست. ما مصرفکنندهها تجربه کردهایم و به کم قانع نیستیم. اگر سیگار را رها کنیم، ممکن است سراغ چیزهای دیگر برویم، مگر اینکه آن را بهدرستی ببندیم.
من میگویم یکبار برای همیشه تمامش کنیم. همه ما برای خروج از یک ضد ارزش جمع شدهایم. چه سفر اولی باشیم، چه سفر دومی، فرقی نمیکند. در بیرون از کنگره، این تفکیکها معنایی ندارد. اگر امروز تصمیم نگیری، هفته بعد و ماه بعد هم همینطور میگذرد.
سیگار مادهای است که تصمیم درباره آن ناگهانی اتفاق میافتد؛ یکدفعه تصمیم میگیری و مسیر شروع میشود. اگر این تصمیم واقعی باشد، چشم بر هم بزنی، سفر تمام میشود و ترخیص میگیری. آنوقت تازه متوجه میشوی که چه چالش بزرگی را پشت سر گذاشتهای و تازه چالشهای بعدی را میبینی.
تا وقتی سیگار تمام نشود، دید ما محدود است. بعدازآن تازه متوجه خانواده، کار و مسئولیتها میشویم. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. چالشها همیشه در زندگی هستند، اما باید یاد بگیریم آنها را یکییکی تمام کنیم.
اگر کارهای نیمهتمام را رها کنیم، رویهم انباشته میشوند؛ دومی، سومی، چهارمی... تا جایی که با حجم بزرگی از کارهای ناتمام روبهرو میشویم. و آنوقت، اگر به نقطه خستگی برسیم، ممکن است همهچیز را رها کنیم.
امروز درباره کارهای نیمهتمام و بهخصوص سیگار صحبت کردیم. اگر سیگار را تمام نکنیم، ممکن است ضربهای بزنَد که بلند شدن از آن سخت باشد.
در آستانه تعطیلات هستیم. چه سفر اولی باشید، چه سفر دومی، فراموش نکنید هدفتان چیست. کنگرهای بودن خودتان را حفظ کنید. امیدوارم بعد از تعطیلات، دوباره همه شمارا ببینم. مراقب خودتان باشید.
(11).jpg)
ضبط صدا: مسافر اشکان (لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
بارگذاری: مسافر علی نگهبان سایت (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
18