جلسه نهم از دور سیویکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شمس با استادی همسفر سحر، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر قدرت مطلق، حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه 30تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
خوشحالم که امروز در این جایگاه هستم تا آموزش بگیرم. عنوان دستور جلسه امروز وادی پنجم است. تا حدودی همه ما با دنیای ذهن آشنا هستیم و سادهترین تعریفی که تا حدودی همه ما درباره ذهن شنیدهایم، این است که هر چیزی را در دنیای ذهن تصور کنیم در دنیای فیزیکی میتوانیم آن را لمس کنیم؛ ولی این سادهترین تعریف از ذهن میتواند باشد. گاهی دنیای ذهن آنقدر پیچیده است که میتواند ما را به مسیر تخریب بکشاند یا اگر آموزش درست گرفته باشیم در مسیر سازندگی قدم برداریم. مثالی که میتوانم بزنم این است که همه ما در زندگی وقتی به مشکلی برخورد میکنیم سریع افکار و احساسات منفی به سمتمان رجوع میکند که چرا این اتفاق برای من افتاد و تقصیر فلانی بود.
بدون اینکه متوجه باشیم افکار خود را در اختیار مسائل منفی قرار دادهایم و نیروهای منفی فکر و ذهن ما را بازی میدهند. بعد از چند ساعت که به خودمان میآییم متوجه میشویم که چند ساعت در دنیای ذهن گیر کردهایم غافل از اینکه نمیدانیم دور و برمان چه خبر است. این یک سمت قضیه است؛ اما این قضیه سمت دیگری هم دارد که مثبت است. ذهن فقط به جهت تخریب نیامده؛ بلکه اگر درست آموزش گرفته باشیم و از جهانبینی درست استفاده کرده باشیم میتوانیم در جهت سازندگی و اهدافمان از آن استفاده کنیم. به عنوان مثال ما یک هدفی را در نظر میگیریم و میخواهیم به آن هدف برسیم، چه اهداف مالی و چه اهداف در جهت سازندگی شخصیت.
وقتی یک هدفی را در نظر میگیریم در ذهنمان افکار آن را شروع به ساختن میکنیم و برای آن ساخته و هدف، یکسری ساختار را در نظر میگیریم و برایش برنامهریزی میکنیم؛ اما فکر خالی به درد نمیخورد. درست است که برای رسیدن به خواسته تفکر لازم و ضروری است و در واقع مقدمهای برای رسیدن به خواسته است؛ اما کافی نیست و باید حتماً حرکت کنیم؛ چون اگر حرکت نکنیم در همین مرحله فکر متوقف میشویم و قطعاً فکر خالی برای ما نتیجهای نخواهد داشت. بعد از دو سه روز آن فکر هم از بین میرود و چیزی از آن باقی نمیماند؛ ولی وقتی شروع به حرکت بکنیم تازه شروع ماجرا است. نیروهای تخریبی و بازدارنده به سراغ ما میآیند؛ چون نمیخواهند که ما حرکت کنیم، هدفشان این است که ما در جا بزنیم و متوقف شویم.
با حرکت و رشد ما آنها نیروی خود را از دست میدهند و با ابزارهایی که در اختیار دارند مثل ترس، القای افکار منفی، استرس، اضطراب، شروع نکن، اگر شروع کنی و شکست بخوری چه میشود، نکند تو را مسخره کنند و... به هر نحوی سعی میکنند که ما را باز دارند و جلوی حرکت ما را بگیرند. اینجاست که در واقع اهمیت جهانبینی که دیدهایم برای ما مشخص میشود. اگر آموزش درست دیده باشیم و آگاهیهای خوب دریافت کرده باشیم میتوانیم در این مرحله از این چالش هم عبور کنیم و بازیچه نیروهای تخریبی نشویم. قطعاً این مسئله یک شبه اتفاق نمیافتد.
مثلاً من میخواهم با ترسم روبهرو شوم یا با ناامیدی مبارزه کنم؛ چون این یک مسیر و چالشی است برای ما که با حرکت کردن و در دل ترسها رفتن در مسیر حرکتها باعث میشویم این ترسها را کمکم از خودمان دور کنیم. ما با کوچکترین قدمها هم میتوانیم این مسیر را ادامه بدهیم، به همان اندازه که قدمهای ما در این مسیر بیشتر شود از ترسهای ما کمتر میشود و به ایمان و آرامش درون ما اضافه میشود. هر چقدر که در این مسیر مستدام باشیم درون ما آرامتر خواهد بود و بازتاب درون ما دنیای آرام و زیبا خواهد بود. دنیای بیرون ما بازتاب دنیای درون ما است و اگر کسی درونش پر از ترس و تشویش و نگرانی است؛ نباید انتظار دنیای آرام را در بیرون داشته باشد؛ زیرا دنیایی پر از ترس و نگرانی نتیجه افکار درون خودش است.
در ادامه:
تقدیر از راهنما همسفر بهناز مسول امتحانات دوره ششم و معرفی راهنما همسفر ساحل مسئول امتحاتات دوره هفتم نمایندگی شمس

رهایی 40سیدی همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر منیره

رهایی 40سیدی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر کتی

تهیه و تایپ: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هشتم)
عکس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه نگهبان سایت
مرزبان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر مجید
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
113