English Version
This Site Is Available In English

از بزرگترین مشکلات بهترین نتیجه را بگیرید

از بزرگترین مشکلات بهترین نتیجه را بگیرید

جلسه هشتم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت کرج به استادی دستیار اسیستانت مرزبانی همسفر فریبا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.) و تأثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه وادی پنجم است و من علاقه خاصی به این دستور جلسه دارم. ورود من به کنگره با این دستور جلسه بود. من وقتی وارد شدم یک نفر از اعضاء مشارکت می‌کرد و از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها می‌گفت به قدری شیفته این جملات شدم که برای من اتصال برقرار شد. اسم این وادی را نگهبان گذاشته‌ام، نگهبان‌های ما که در هر مسیری یک تذکری به ما می‌دهند. این وادی ما را با ۳ جهان آشنا می‌کند. از قبل با ۴ وادی کار کردیم که فکر کردن را یاد بگیریم؛ چون اگر فکر کردن نباشد وادی پنجم هیچ مفهومی ندارد. فکر کردن را یاد گرفتیم، فهمیدیم که ما ارزشمندیم، متوجه شدیم که نباید از کسی انتظار داشته باشیم، فهمیدیم که مسئولیتی گردن خداوند نیست.

جهان فیزیک که در آن زندگی می‌کنیم، جهان خواب که ناخودآگاه در آن زندگی می‌کنیم؛ اما جهان ذهن می‌تواند ما را به جاهایی ببرد که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم؛ یعنی الآن اینجا نشسته‌اید و به حرف‌های من گوش می‌کنید؛ ولی ممکن است ذهنتان جای دیگری باشد. این ذهن باید تربیت شود چرا؟ برای این‌که باید فرمانبردار باشد، نه این‌که من فرمانبردار آن باشم؛ یعنی آن ۴ وادی را هنوز درست یاد نگرفته‌ام، هنوز افکارم من را هدایت می‌کند؛ در صورتی‌که در وادی تفکر می‌گوید فقط روی یک فکر کار کنید، توأم با رفتن و رسیدن یعنی من باید به آن فکر برسم.

این وادی ۷ پله دارد که من اسم آن‌ها را نگهبان گذاشته‌ام، این ۷ نگهبان سراغ من می‌آید، می‌گوید فریبا حواست باشد. اولین چیزی که می‌گوید دوری از ضد ارزش‌ها است آیا فکرت درست است؟ خالص است؟ همین ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها برایت معنا دارد؟ تغییر کرده‌ای؟ آیا فکری است که تو فکر کنی آن ارزشی یا ضد ارزشی است؟ اینجا نگهبان برای فکر من یک فیلتر می‌گذارد که اصلاً ببینم این فکر ارزشی است یا ضد ارزشی، خیلی واضح و قشنگ می‌گوید که دروغ نگو، غیبت نکن، تهمت نزن، کم‌فروشی نکن، قضاوت نکن. ممکن است خیلی از مسائل را راحت ببینم؛ ولی نتوانم تشخیص بدهم که درست است یا نه و قضاوت کنم؛ ولی به راحتی پشتیبانی کنم، به راحتی حمایت کنم؛ بنابراین باید اینجا روی فکر خود کار کنم؛ چون مسئول هستم.

نگهبان بعدی در خصوص خودداری صحبت می‌کند؛ خودداری خیلی به من کمک کرد. من در ذهنم یک فکری دارم؛ اما نمی‌دانم اگر این به زبان من بیاید، ایجاد شر می‌کند؟ آیا یک عده‌ای را به هم می‌ریزد؟ آیا مسئله ایجاد می‌کند؟ نمی‌توانم تشخیص بدهم و اینجا به من می‌گوید حرف نزن، هیچ کاری نکن، زمان بده و این خیلی به داد من رسید. فکر کردم زمانم را از دست می‌دهم؛ اما اتفاقاً زمان را خریدم؛ چون می‌توانست خیلی فاجعه به بار بیاورد. نگهبان بعدی قناعت است، چرا قناعت؟ من می‌گویم کجا می‌توانم این کار را انجام بدهم؟ به من می‌گوید می‌شود، طبیعت را ببین چه شگفتی دارد! از کمترین امکانات بهترین استفاده را بکن، از بزرگترین مشکلات بهترین نتیجه را بگیر؛ کاری که آقای مهندس کردند. چندین بار جلوی پای ایشان سنگ انداختند، از همان‌ها بهترین نتیجه را گرفتند. این نگهبان می‌تواند به من کمک کند و من را مأیوس نمی‌کند، می‌گوید برو جلو، تو با قناعتی که می‌کنی از کمترین امکانات بهترین استفاده را می‌کنی، می‌توانی خیلی کارها بکنی و باز من را حمایت می‌کند.

نگهبان بعدی صبر است. گروه همسفران خیلی به این موضوع احتیاج داشتیم و احتیاج داریم. صبر به من کمک می‌کند. خیلی جاها ممکن است ناامید شوم؛ اما زمان مهم است، تلاشت را بکن، تو اصلاً از کجا می‌دانی که این دری که این‌قدر میزنی دره نباشد؟ چرا این‌قدر اسرار داری در باز شود؟ بگذار در وقت مناسب،  تلاشت را بکن، کارت را بکن؛ اما صبوری کن، اجازه بده این در زمانی باز شود همه چیز برای تو محیا باشد و من را هدایت می‌کند که در کارم استمرار داشته باشم.

مسئله بعدی تجسس، قضاوت و غیبت است. من یک بار از آقای مهندس سؤال کردم که مگر این موضوع هم ضد‌ ارزشی نیست؟ چرا این موضوع را جدا کردید؟ گفتند چون این قضیه بسیار مهم است، من خیلی‌ها را دیدم می‌گویند فلانی را دیدی، ازدواج نکرده‌، چرا ازدواج نکرده؟ چرا بچه‌دار نمی‌شود؟ کاری که می‌کند برای خودش یک سیاه چاله‌ای درست می‌کند که داخل آن سیاه چاله گم خواهد شد، نمی‌تواند خودش را بیرون بکشد، آن‌قدر تجسس سنگین است. نکته بعدی قضاوت است، آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان می‌گویند ذره‌ها پاسخ دارد. گاهی ممکن است من در دلم قضاوت کنم، می‌گویم بیان نکردم، فقط در دلم گفتم؛ اما حس و نگاه من را که عوض می‌کند، انرژی من را می‌گیرد، همان را من دریافت می‌کنم، یعنی زندگی تمام نمی‌شود مگر این‌که من جواب این قضاوت را بدهم.

موضوع غیبت؛ شما انرژی تمام کسانی که در مورد آن‌ها صحبت می‌کنید را به سمت خودتان جذب می‌کنید؛ اما پس‌انداز، پس‌انداز هم در زمینه مادی و هم معنوی داریم. پس‌انداز می‌گوید حواست را جمع کن تو نیروی درونت را نیاز داری؛ باید برای زمانی که نیاز داری پس‌انداز کنی؛ مادی چه می‌گوید؟ مهم نیست که چه‌قدر پول کنار می‌گذارید، مهم این است با آن مقدار که کنار می‌گذارید، برای کائنات انرژی می‌فرستید و جذب می‌کنید. در آخر توکل، رضا و تسلیم است.

قسمت توکل را که می‌خواهم بگویم، خیلی سخت است، توکل زمان و تلاش است؛ یعنی این‌که تو تلاشت را بکن، زمان داشته باش و خداوند را وکیل خودت کن تا به آن نتیجه دلخواه برسی، خدا را وکیل خودت کن، شرک وسط نباشد. رضا چه زمانی است؟ اگر به مقصودی رسیدم، می‌گویم خیلی خوب شد؛ اما وقتی نرسیدم، رضایی در کار نیست، خوشحال نیستم، این اشتباه است. رضایت‌مندی یعنی تو در مسیر هستی، راضی باش به آن اتفاقی که قرار است بیفتد؛ اما تسلیم زمانی است که شما هیچ چرا و امّایی بیان نمی‌کنید؛ تسلیم هستی، من کارم را کردم، حتماً و قطعاً نباید این اتفاقات می‌افتاد. وادی پنجم آن‌قدر قشنگ است که من ساعت‌ها می‌توانم در موردش صحبت کنم. اگر این وادی‌ها را توانستم اجرا کنم و تزکیه و پالایش انجام بدهم، به وادی چهاردهم می‌رسم؛ در غیر‌ این صورت در راه خواهم ماند.

انتخابات مرزبانی دوره سوم همسفران نمایندگی صفادشت

تقدیر دبیر دوره قبل از دبیر دوره جدید

تقدیر از مسئول آزمون راهما همسفر شهناز و معرفی مسئول آزمون راهنما همسفر شایسته

نفرات برتر آزمون فاینال

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر حمیدرضا
تایپیست: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر سوسن (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر شایسته (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سما رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صفادشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .